هدایت شده از Masoumeh's room
اینکه اون قضیه دیگه اونقدرا برام مهم نیست و راجع بهش دیگه با کسی حرف نمیزنم دلیل نمیشه هنوز بابتش ناراحت نباشم.
این یکی از درسهای فارسی کلاس سوم دبستانه ، یادمه وقتی برای اولین بار خوندمش همش تو ذهنم میگفتم ، چقدر برزگر احمق بود ، چرا منتظر کمک بقیه موند؟
و امروز بعد از ۷ سال به خودم اومدم و دیدم همون کاری رو کردم که برزگر کرده ، منم به انتظار کمک نشسته بودم.
کمکی که قرار نبود برسه.
هدایت شده از Masoumeh's room
بچهها حالا جدی یهسوال
بعد از اینهمه جنگ و مذاکره و توافق و کوفت و زهرمار
قرار نیست آقا بیان سخنرانی کنن؟ جدی می پرسم.