「فا.میم」
- نجف | بهمنماهِ۱۴۰۳ | شبِ ولادتِ اباعبدالله
سال گذشته، در شبِ ولادت اباعبدالله،
نماز مغرب و عشاء را در نجف خواندیم.
بعد، رو به ایوان طلای امیرالمؤمنین
نشستیم و مولودی عربی گوش دادیم.
هر از چند گاهی به اطراف نگاه میکردم
وچشمانم را میبستم و فقط نفس میکشیدم.
روز ولادت امام حسین صبح زود راهی
کربلا شدیم.
در مسیر نجف به کربلا، اتوبوس پر بود
از شور و ذکر.
همه دست میزدند و با تمام وجود میخواندند: «شیرینتر از بغل مادر، حرم حسین...»
سباسادات چهار ساله، وقتی پرسید کجا داریم
میریم و گفتیم کربلا؛ شروع کرد و چند بار
زمزمه کرد: «کربلا کربلا، ما داریم میآییم.»
تا چشم کار میکرد، زائران هرکدام شاخه
گلی در دست داشتند و با لبخند برای عرض
تبریک به سمت حرم میرفتند.
ماشین پلیسهایِ گل زده شده،
چراغهای رنگیرنگی اطراف حرم،
ذوقِ بچهها برای جمع کردن شکلات
از زمینِ بینالحرمین.
نذریها و شیرینیهایِ رنگارنگی که
برای اولین بار میدیدیم.
اینها فقط گوشهای از زیباییهای کربلا در
ماه شعبان بود که به عمق جان نشست.
- مرور خاطرات -شعبان۱۴۴۶-
- #آنچهگذشت
「فا.میم」
«انّ فی الجنة» برگرفته از همان شعری است
که بنا بر برخی روایات، جبرئیل هنگام تکان
دادن گهواره امام حسین 'علیهالسلام' آن را
زمزمه میکرده است.
-ان فی الجنة نهراً من لبن
همانا در بهشت رودخانهای از شیر جاری است.
-لعلیٍ وحسینٍ وحسن
برای علی، حسین و حسن 'علیهمالسلام'
-کل من کان محباً لهم
هر کس آنها را دوست بدارد.
-یدخل الجنة من غیر حزن
بدون هیچ غم و اندوهی وارد بهشت میشود.
-حب أهل البیت فرضٌ عندنا
عشق به اهل بیت بر ما واجب است.
-وبهذا الحب لا نخشى المحن
و با این عشق، از رنجها و سختیها نمیهراسیم.
مستند "آنسویدیوارچین" رو ببینید،
ببینید و دائم بگید: لعنتاللهبرروحانی.
اصلا لعنت به هرکی بدِ ایران و ایرانی رو
میخواد :)
「فا.میم」
مستند "آنسویدیوارچین" رو ببینید، ببینید و دائم بگید: لعنتاللهبرروحانی. اصلا لعنت به هرکی بدِ ا
دوستانی که پرسیدند؛
روزهایِ زوج، حوالی ساعت ۱۹ از شبکه یک.
قسمتهای قبلی رو از تلوبیون ببینید.
بهار پشت زمستان، بهار پشتِ بهار
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار
نفس کشیدن وقتی که استخوان به گلو
نگاه کردن وقتی که در نگاهت خار
اگر به شهر رَوی طعنههای رهگذران
اگر به خانه بمانی غم در و دیوار
نمانده است تو را در کنار همراهی
که دوستانِ تو را میخرند با دینار
نه دوستان؛ صفحاتی ز هم پراکنده
که جمع کردنشان در کنار هم دشوار
به صبرشان که بخوانی؛ به جنگ مشتاقند
به جنگشان که بخوانی؛ نشستهاند کنار
تو از رعیت خود بیمناکی و همه جا
رعیت است که تشویش دارد از دربار
کتابِ کهنهی تاریخ را نخوانده ببند
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار
-فاضلنظری
- #نینوا
حاج مهدی رسولی4_5782721401576228744.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
اصحابالمهدیشبابٌ
- 3:57
در مدینه کسی نبود که ندادند جانِ محمد
است و جان فرزندان فاطمه!
مگر کسی بود که نداند حسن و حسین
چون روح و جان محمد بودند و پاره تن او!
- 📗نخلستانیازفانوس
- #تامل_در_سطرها
- #کتاب
「فا.میم」
+شد شد، اگر نشد ... -چیکار میکنی؟ +مداحی پلی میکنم، گریه میکنم :)🌱
هرسال این روزها که میشه قلبم
بدجور بیتابی میکنه ... :)
「فا.میم」
هرسال این روزها که میشه قلبم بدجور بیتابی میکنه ... :)
دستِ خودش نیست؛
یک بار که میره بد عادت میشه
انگار باید هرسال بره...