eitaa logo
「فا.میم」
94 دنبال‌کننده
197 عکس
22 ویدیو
1 فایل
به علی قسم! که اگر کسی به علیﷺ رسد، به خدا رسد... -به‌یادِ‌شهید"مصطفی‌صدرزاده" اگر انتقاد و یا سوالی بود: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_l1fi2z&btn=فا.میم - اگر کانال برات مفید نیست نمون، وقتت هدر نره مومن! @Mousavi_FZ
مشاهده در ایتا
دانلود
در حقیقت زمانی که تاجران از ایران رد میشدن تا ابریشم رو به اروپا منتقل کنند، هنوز آمریکا کشف نشده بوده...
📌 دیدار با خانواده شهیده دانشمند مهسا طاهری امروز مهمان خانه شهیده مهسا طاهری بودیم. شهید دانشمند دهه هفتادی ای که جنگنده های دشمن فقط به نیت او تا تهران آمدند تا بتوانند او را ترور کنند. دانشمند اراکی ای که کمتر کسی تا قبل از شهادتش او را می‌شناخت. مفصل با پدر و مادر بزرگوارش صحبت کردیم. اما پدرش خیلی ناراحت بود. از برخی کم لطفی ها. از اینکه چرا این شهید همیشه در حاشیه بوده و کمتر به او توجه شده. به پدر شهید گفتم که یک مهسا امینی که هیچ هنری نداشت، کشور را به هم ریخت اما مهسا طاهری شهید شما می‌تواند به معنای واقعی دختر ایران شود و به عنوان الگویی برای نخبگان ایرانی مطرح باشد. از ساده زیستی این خانواده ی شهید، می‌توان ساعت ها گفت و نوشت که از گفتن آنها معذوریم. فقط می توان گفت که از این خانواده جز تربیت این شهید، انتظاری نیست. @alireza_siyahat
「فا.میم」
ان‌شاءالله عازم مشهدم؛ حلال کنید.💚
آقا جان؛ میشه نذاری دوری از حرمت به سه سال برسه؟
- دزد که به دزد بزنه، چیه؟ اسپانیایی‌ها حمله می‌کردن به سرخپوست‌ها و طلا‌هاشون رو می‌دزدیدن. انگلیسی‌ها هم حمله می‌کردن به اسپانیایی‌ها و طلاهای دزدیده‌ شده رو می‌دزدیدن. خاطره یکی از ملوانان انگلیسی: همین طور که در امتداد ساحل پیش می‌رفتیم و در جست و جوی مسیرهای تازه بودیم، در منطقه‌ای به یک اسپانیایی رسیدیم که کنار ساحل به خواب رفته بود، کنارِ مرد اسپانیایی سیزده شمش نقره قرار داشت.‌ ما نمی‌خواستیم چرت او را پاره کنیم اما می‌خواستیم از بار سنگین نقره‌ها خلاصش کنیم. به همین خاطر کاری کردیم که دنباله خوابش را در دنیای بهتری ادامه دهد. بعد نقره‌هایش را برداشتیم که راستش را بخواهید متعلق به او هم نبود. - سرگذشت استعمار -
قیمت‌ کتاب‌های امسال نمایشگاه طوری هست که حس میکنم اگر کتاب الکترونیکی بخرم و چشم‌هام ضعیف بشه و نیاز به عینک باشه، باز هم از نظر اقتصادی به صرفه است.😅 - چخبره؟!
「فا.میم」
اگه مشهد براتِ حسین میده کربلا براتِ کاظمین میده
می‌رسد قصه به آنجا که علی دل تنگ است می‌فروشد زِرهی را که رفیق جنگ است چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد «إن یکاد» از نفس فاطمه بر تن دارد خبر از شوق به افلاک سراسیمه رسید تا که این نیمه توحید به آن نیمه رسید علی و فاطمه در سایه هم فکر کنید شانه در شانه دو تا کعبه یکدست سفید عشق تا قبلِ همین واقعه مصداق نداشت ساز و آواز خدا گوشه عشّاق نداشت کوچه آذین شده در همهمه آرام آرام تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام فاطمه، فاطمه با رایحه گُل آمد ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد آسمان با نفسش رنگ دگر پیدا کرد دست او پیرهن نو به تن دنیا کرد ابر مهریه او بود که باران آمد نفَس فاطمه فرمود که باران آمد ناگهان پنجره‌ای رو به تماشا وا شد هر کجا قافیه «یا فاطمةالزهرا» شد مثنوی نام تو را برده، تلاطم دارد چادرت را بتکان، قصد تیمّم دارد می‌رود قصه ما سوی سرانجام آرام دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام -سیدحمیدرضابرقعی -
هستید؟