eitaa logo
ازواقعیت| محمد امیری هنزایی
308 دنبال‌کننده
73 عکس
5 ویدیو
1 فایل
معتقدم برای رهایی از رنج‌ِزندگی باید «خواندن» و «اندیشیدن» را در انسانِ اسیرِ امروز، زنده کرد. معلم نوجوان‌ها همزیست با کتاب نوشتن «ازواقعیت» را ترجیح می‌دهم‌ مدیرتولید بیش از بیست عنوان کتاب با محوریت روایت زندگی. ارتباط با من: @mimalefhe
مشاهده در ایتا
دانلود
جایی حدیثی از امام صادق دربارهٔ عادت به نماز، دیده بودم. دوباره جستم و خواندمش. حدیث در اصول کافی، جلد دوم، كتاب إيمان و كفر، باب صدْق وَ أَدَاءِ أمانَة آمده. جای تأمل فراوان دارد پس فتأمل... قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: لاَ تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ اَلرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ شَيْءٌ اِعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اِسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكِنِ اُنْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِيثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِهِ. امام صادق عليه السّلام فرمود: «به طول دادن ركوع و سجود مرد نگاه نكنيد [زيرا ممكن است] به آن عادت كرده و اگر آن‌را رها کند، وحشت کند ولى به راستگوئى و امانت‌پردازى او بنگريد.» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔴اینجا ازواقعیت بخوانید: https://eitaa.com/joinchat/2023424553C542da9b75b
امروز، جمعه، ۱۷ مهر ۰۵: ۱. الان فردا است. هر فردایی یک دیروز دارد که اسمش امروز است پس با اینکه ما الان در فرداییم ولی دیروز است یعنی امروز فردا! برای نوشتن دیروز مجبورم دست به دامان جواد خیابانی بشوم. جمعه خیلی شلوغ بودم. ۲. امروز خیلی به معنای جمعه فکر کردم‌. ریشهٔ کلمه برام مهم‌تر بود. اینکه این کلمه از چه مشتق شده و در استعمال جدیدش چه معنایی دارد. اعتراف می‌کنم تا به حال برام مهم نبود. امروز چرا مهم شد؟ نمی‌دانم! شاید برای نوشتن همین نکته! گاهی آدم چقدر مضحک می‌شود. بگذریم. دهخدا چندتا معنا برای جمعه می‌گوید مثلا: جمعة من تمر (یک مشت از خرما) یا به معنای الفت، ادام الله جمعة ما بینکما ای الفة ما بینکما (خدا انس و الفت را بین شما مستمر کند). این حرف‌های دهخدا بود. البته که معنای جمعه بعد از اسلام تعین در یک روز خاص است. جالب‌تر از همه این معنا بود که ظاهرا اعراب یک روز خاص داشتند به نام یوم العروبة (روز اجتماع عرب‌ها) و پس از اسلام جمعه نامیده شده برای حضور و تجمع مسلمانان در نماز جمعه! ۳. نماز جمعه نرفتم! فکر کنم حجم مسلمانی‌ام کم شده. ۴. تدارک خواستگاری دوستم را فراهم کردم. بردمش جلسه و بعد دیدار هم تا مقصدش رساندمش. شب ساعت یک‌ونیم رسیدم خانه. ۵. دوباره خاطره خواستگاری عجیبش را گفت. تاکید کرد بنویس این را. گفتم برای امروز می‌نویسم. تعریف می‌کرد رفتم جایی خواستگاری: - فکر میکنی اولین سوالی که دخترخانم پرسید چی بود؟ - نمی‌دونم -  ده دقیقه بهت فرصت میدم هر سوالی به ذهنت میاد بپرس پرسیدم، چندتا هم پرسیدم، همه‌اش اشتباه بود. کلافه شدم و ازش خواستم بگه سوال دخترخانم چه بوده! - ببین اگه تا روز قیامت هم بهت فرصت بدم ابدا این سوال به ذهنت نمیاد - خب چی بوده - پرسید شما برائتی هستید یا وحدتی! از شدت شوک عصبی فقط خندیدم. دختر خانم برائتی سفت و سخت الطالبی بوده! ۶. شب رفتیم پارک. بچه‌ها در اوج بازی بودند که بوی کثیفی به مشامم خورد. چند قدم آن‌طرف‌تر گاو نر و گاو ماده‌ای سیگار می‌کشیدند. البته بیشتر سیگاری بود، بوی گل می‌داد. رفتم تذکر بدم، ترسیدم دعوام بشه. تا دم آخر فحش‌شان دادم. توضیح: برائتی و وحدتی دوتا تفکر درون دینی هستند. امام که مساله وحدت جامعه مسلمین را طرح کردند آغاز شد و اوج آن تحریم لعن علنی و قمه‌زنی توسط رهبر شهید بود. طیف فکری سیدصادق شیرازی برائتی هستند. همین. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔴اینجا ازواقعیت بخوانید: https://eitaa.com/joinchat/2023424553C542da9b75b
امروز، شنبه، ۱۸ مهر ۰۵: ۱. شنبه‌ها مدرسه ندارم اما می‌توانم بگویم بهترین اتفاق هفته‌ام در این روز رقم می‌خورد. پاتوق کتابخوانی نوجوان. جمعی از نوجوان‌ها هر هفته می‌آیند و دربارهٔ کتاب با هم صحبت می‌کنم. البته بخش پسرانه‌اش‌ شکل نگرفت‌. پسرها یکی این هفته می‌آمد هفته بعد نه. آن یکی که هفته پیش بود این هفته غیبش می‌زد. شلختگی‌شان را تحمل نکردم و وعده‌شان را کلا لغو کردم. اما جمع دخترها با هر تغییری پایدار ماند. بحث‌مان شکل گرفت و پیش رفت.  و الان دو هفته‌ای هست این حس انتظار که: کی شنبه می‌شود، سراغم می‌آید. می‌بینم که آرام آرام به این جلسه متعلق و حتی مشتاق شدم. راستش همیشه معتقد بودم و هستم در روزگار ما خواندن بسیار مهم‌تر از نوشتن است. چندباری هم قبلا نوشتم که به جای کارخانهٔ تولید نویسنده بیایید کتابخوان تربیت کنید. برای همین نقدم باهام بد شدند و سردی کلام و رفتارشان را دیدم. حالا فرصتی شده برای خودم. هر هفته سعی می‌کنم نگاه به کتاب و خواندن را عمق بدهم. نمی‌دانم چقدر موفق شدم؛ اما واکنش‌های دخترها دلگرم کننده است. از بن وجود اعتقاد دارم اگر دخترها یعنی مادرهای فردا را با کتاب مأنوس کنیم آینده‌ای به مراتب بهتر از الان داریم. ۲. هفتهٔ پیش یکی از همین دخترها از بحث به شوق آمده بود. پرسید چرا این بحث‌ها را به ما می‌گویید؟ جلسه کتابخوانی رایگان است. هیچ هزینه‌ای برایش گرفته نشده. احتمالا پس ذهنش این بوده چرا رایگان این حرف‌ها را می‌زنم. در پاسخش گفتم: دیوانه‌ام. ۳. از شدت خستگی نتوانستم دیروز را همان دیروز بنویسم‌. دیروز را امروز نوشتم. جواد خیابانی همین. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔴اینجا ازواقعیت بخوانید: https://eitaa.com/joinchat/2023424553C542da9b75b
تو قاصدک بودی که من را سر به هوا کردی. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔴اینجا ازواقعیت بخوانید: https://eitaa.com/joinchat/2023424553C542da9b75b