20M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقت ِ نماز صبح، از همیشه دلگیرتره تو خونت مادرجون..
یاد ماه رمضونا میفتم، که بعد سحر نماز میخوندی..
حالا ولی بیشتر از همیشه حواسمون به آقاجونه..
ما میترسیم جای ِ خالیت اذیتش کنه..
- شام خونمون بودن. شب ِ قبل از ۹ شهریور.
شب ِ قبـل اون اتفاق لعنتی..
همون شبی که من به خدافظیه دم در نرسیدم.
و بی خدافظی برای ِ همیشه از در خونمون رفتی..
اون شب همین غذارو داشتیم.
و حالا با گذشت، ۲۹ شب، من نشستم تو آشپزخونه خونت، و میخوام برای ِ نهـار فردای ِ آقاجون همون خورشتو درست کنم.
- دلتنـگ یه شام شیش نفره، با تو و آقاجون
کنـار خوانوادمم. دلتنگ صندلی روبروییه میز نهار خوری، از سمت راست اولی.. دلتنـگ آدمی که شب قبـل رفتنش روی اون صندلی رو به روی من نشست.. ؛)
[ آه از خاطرات ِ شب لعنتیه قبل ِ رفتَنَت.. ]
میم ِ مَنتاج.
مرسی که با بودنت خاطرهی این روزهامو قشنگ تر کردی🥲🫂✨
-
انقد دیروز دوندگیا زیـاد بود نـشد با ی ِ عکس خوب بیام اعلام کنم کجام. ولی عروس خانـم کمال گـراییش کمتـره و عکـس پخش کرده: 😂😌🤏🏽-