غیبت کلمه درستی نیست، ترجیح میدم بهش بگم جلسه بررسی بیماریهای روانی شخصی که در جمع من و دوستهام حضور نداره.
من همیشه توی هرچیزی زیاده روی کردم؛ تو غصه خوردن، تو دوست داشتن، تو تلاش کردن، همیشه بیش از حد نگران همه چیز بودم.
و خب سرش خیلی ضربه خوردم
ولی کاریش نمیشه کرد ):
🌚ᴍʏ ᴍᴏᴏᴅ🌚
‹ فَراٰموشَت نَخواهم کَرد تا جان دَر بدن داٰرم اگر دیدی فَراٰموشی بِداٰن تَن دَر کَفن داٰرَم!
از دلم دور شدی، فکر تو آمد به سرم
خواب میبینمت، از خواب نباید بپرم:)
ابتدا فکر میکردم شاید یک اتفاق ساده باشد
تا اینکه بعد از او هیچ اتفاق دیگری در من رخ نداد!
اگه به خودم باشه شاید کل خونه رو یهو تمیز کنم ولی اگه یکی دیگه بهم بگه فقط برو اتاقتو تمیز کن، زورم میاد.