ورید؛ سبزِمن.🇵🇸
دیدن دوستِ مجازیت اونم واسه اولین بار :>>>
چونکه اولین دیدار ها همیشه قشنگن.
هیچوقت فکر نمیکردم بعد پنج سال
رفاقت دورادور ، ببینمش ولی خب واقعا
سرشار از ذوق و شوق و حس "
نسنسحسحستستستسح" بود.
اگه بدونین چقدر ذوق داشتم)):
واقعا این دختر در واقعیت هم
همونقدر کیوت، مهربون و نازنازی یود.
از خدا کلی ممنونم): 🤍
هدایت شده از فراریِمسلحبهقلم
✿ شکر خدا که نام علی (ع) در اذان ماست
سلام دوستان، پیشاپیش عیدتون مبارک.
میدونم ممکنه یه کوچولو دیر شده باشه، اما این ایده به ذهنم رسید که برای افزایش دادن تعداد عیدی ها بیایم امسال شمارو هم توی این امر خیر شریک کنیم و ازتون بخوایم که به ما تو مسیر خوشحال کردن امیرالمؤمنین کمک کنین🌱
قراره با هزینه های شما برای ( بچه های کوچولو ) عیدی غدیری آماده کنیم و مثل هر سال از روندش اینجا براتون عکس میذارم و در نهایت هم ویدئو پخش عیدیها رو میفرستم.
برکت غدیر رو دست کم نگیرید، مطمئن باشید چند برابرش رو زودی بهتون برمیگردونن چون این خانواده به کسی بدهکار نمیشه 🌟
[ 🪞 پ.ن: لطف کنید اگر واریزی داشتید توی لینک ناشناس بهم بگید چون ممکنه پیامک برام ارسال نشه. ]
لینک ناشناس: https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=VY5bXa9YJWNYtjMF&btn=پیام.ناشناس
یا علی مدد 💚
6063731169602340به نام حسینی راد * بزنین روی شماره کارت کپی میشه
نمیدونم آقای من، شاید اونا نمیدونن تو فقط رفته بودی تا جواب بیعت کسایی که برات نامه فرستاده بودن و بدی. چون دعوتت کرده بودن به کوفه. نه برای قدرت و جنگ و فلان که اگه جز این بود با زن و بچه نمیرفتی. نمیدونن تو بخاطر آزادی خواهی، بخاطر نرفتن زیر بار ظلم جلوی اونا وایستادی. اون هم ایستادنی به استواری یک سرو تمام. ایستادی جلوی ظلم و زیر بار زود نرفتی به بهای کشته شدن عزیزانت اسارتِ خانوادت. نمیدونن وقتی روبروت رو چهل هزار نفر نامرد گرفتن هیچ راهی نبود و شماهم هیچوقت آدم زیر بار ظلم رفتن نبودی.
نمیدوننپسر ۲۱ سالهات رو جلوت تیکه تیکه کردن، که مجبور شی تیکه های جسمش که رو خاک صحرا ریخته با جگر سوختهات تو عبات بریزی تا خیمهات ببری. اونا نمیدونن علی اصغر شیش ماهه ای که با یک جرعه آب سیر میشد رو روی دستات پرپر کردن. بچه شیش ماهه که گلوش از گل نازک تره، با پرتابِ تیر زهرآگین سه شعبه گردنش رو بریدن. رو دستای خودت.
اونا نمیدونن تو عمرت به کسی رو نزده بودی ولی بخاطر تشنگی بچه شیش ماهت رو زدی آب بگیری ولی
چطور پرپرش کردن. اونا نمیدونن بخاطرش قاسم، عبدالله چطوری فدا شدن. نمیدونن برادر رشیدت با اون هیبت و با اون قد رعنا حالا چقدر مزارش کوچیکه. نمیدونن چهل هزار نفر به یک نفر یعنی چی، نمیدونن سه ساعت چطور سر پیکر اربا اربایِ تو بودن سه ساعت تو اون گرمای ظهر با چهل هزار لشکر سر بدن بی جون تو بودن یعنی چی. نمیدونن شما دیگه از تنهایی حتی کسی نداشتی بیاد بالاسرت. نمیدونن حتی به پیرهن پاره یِ تنت رحم نکردن.
نمیدونن خانواده و ناموس آدم بیوفته دست یک مشت بی دین یعنی چی. نمیدونن رقیه سه سالت، انقدر کتک خورده بود که حتی جسمشو غسلش ندادن. شایدم نمیدونن سر بریده رو برای بچه سه ساله یعنی چی.
اصلا بزار هرچی میخوان بگن بگن، به قولی بزار بگن یه داستانه، من قهرمانِ این تراژدی که تو باشی و دوست دارم. مگه میشه غمت یادم بره عزیزترینم؟ مگه میشه مظلومیت شما و زینبت رو یادم بره؟
/ میمصاد.
ورید؛ سبزِمن.🇵🇸
نمیدونم آقای من، شاید اونا نمیدونن تو فقط رفته بودی تا جواب بیعت کسایی که برات نامه فرستاده بودن و
[ لا یوم کیومک اباعبدالله. ]