هدایت شده از - تَراوشاتِذهنِمَن -
در نبودنِ تو
نشمردم اینکه چند روز گذشت
دلتنگ شدم
و تمامیِ شبها در انتظارِ تو ماندم
نامِ تو را صدا زدم
گفتم که میشنوی
اما نشنیدی
سایهات
بر سرِ تمامیِ کوچهها افتاد
با تپشی در قلبام
شروع به دویدن کردم
تو اما نبودی...
نبودنات چنان دشوار بود که مپرس!
قلبام میلِ گریه کردن داشت
من اما سکوت کردم...
هدایت شده از فراریِمسلحبهقلم
اون منِ بچگی که آرزو میکرد بزرگ شه الان به غلط کردن افتاده
ورید؛ سبزِمن.🇵🇸
میروی با فرقِ خونین پیشِ بازوی کبود؛
شهر بی فاطمه که جایِ ماندن نبود..