eitaa logo
میمِ ثاٰنی؛
1.4هزار دنبال‌کننده
73 عکس
9 ویدیو
0 فایل
تو آمَده‌ای به دُنباٰلِ خودَت بِگَردی و بَرگردی./ . |°کپی کردن؟ رضایت ندارم. فقط فوروارد و یا نشر با نام #میم_سادات_هاشمی . |°کاناٰل اطلاع‌رسانیِ دوره‌های نویسَندگی: °| https://ble.ir/ghesehforushacademy 📖
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از مدتی مدید و طولاٰنی شب چای دم میکنم و لینک ناشناس میذارم تا کمی گپ بزنیم. باشه؟ حس کردم به این تعامل، نیاز داریم. میدونستید ماه‌گرفتگیه؟ چقده توصیه کردن قلبتون مالامال از غم نباشه تو ساعت رخ دادنش. و چون من نبات و شیرینی محسوب میشم و حرفهای شِکَر شِکَر دارم. شب لینک میذارم که صحبت کنیم ‌(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠❤‌ قبلشم برای اینکه یکم از خودم گفته باشم و روزهام و فضا آماده شه. یه روزنگار براتون میذارم. تا ببینید به طرز شگرفی هممون این روزها شبیه همیم. اگرم نباشیم، در ما میلِ به یکی شدن هست. و همون معنی انسان بودنه/
رَنج میکشم امّا به خرده خوشی‌هاٰی عاریه‌ای چنگ میزنم؛ رویِ بام خانه، توی حریرِ داغ آفتاب با قُمری‌ها دمپختک میخورم و تکه‌ ابرهای نخ‌نما را به کلاغ‌ها نشان میدهم و میگویم:«این زندگیِ ماست. تار به تارِ پراکنده. جُدا افتاده از هَم. یک اوضاعِ بی‌ سَر و شکلِ نامعلوم.» میگوید “قار قار” و به سیب زمینی توک میزند. چند پر برنج میریزم بیخِ چاله‌ی مورچه‌هاٰ، پله‌ها راٰ میدَوم تا خانه تا باقیِ قصّه‌ی «تنگسیری‌»ها را بخوانم و به ماٰدرم نگاه کنم که بندِ عینک نزدیک‌بینش را میدهد پشتِ گوش و حینِ اینستاٰگردی، برای ویدیوهایِ هوش‌مصنوعی گریه میکند. نمیگویَم اینهاٰ حقیقَت ندارند و اجاٰزه میدهم تویِ جهانِ ساده‌ی دست‌نخورده‌اش باقی بماند. چرا که خُب مادرهاٰ همینطوری‌اند! بی‌غل و غشِ ساده! تا باورت به آدم‌ها کامل از بین نرود. بعد به خیاٰبان میروم، به‌ گربه‌‌ها از ناکامی‌های روزم میگویم و حساب میکنم خریدِ ناچیز و یک لیواٰن آیس لته‌ی امروز، چند ساعت از عُمرم افتاده؟! فکر میکنم چه مُفت گرانیم و میچپم توی تاکسیِ اسقاطی. دماغم از تند و ترشیِ عرق مردانه چین میخورد، راهِ «فردا» را به راننده نشان میدهم و نمیگویم مقصدم شغلِ بخورنمیری است که دیگر کفافِ غذایِ خشکِ «دُکمه» را نمیدهد تا نپرسد:«دکمه اسم کداٰم خر است؟». چون «دُکمه» که خر نیست. پیردخترِ تک‌چشمِ ‌بی‌آرزویی‌ست که خانه ندارد و همه عُمرش را انتظار کشیده تا کسی بخواهَدَش. امّا عابرها زبانِ گربه نمیدانند. پس عوَضش میگویم:«پُختم!» شیشه راٰ پایین میکشم و به مردُمی که اسمِ دیگرشان «دُکمه‌»ست و همهٔ عمرشان را انتظار میکشند نگاه میکنم... |°@mimsani 🕊
سلام آدمهاٰ... رنج دیده‌هایی که سعی در نرنجوندنِ غیر دارید. چقدر دلم برای شما و حتی محیط کاربری بله تنگ شده بود. برای بُریدنِ این سکوتِ غلیظ، برای اینکه یه دستی برای پاییز هم تکون داده باشم و یه دلجویی ریزی هم کرده باشم ازتون که چشم انتظار بودید (خیلی با معرفتیدها.. که می‌شینید کنج خونه تا صاحب خونه برگرده. ! )، چندتا از آهنگ های مطلوبِ مناسب فصل می‌فرستم و بعد ببینیم چطور میشه... ( زیستِ آدمیزادیه دیگه. به هیچ جا بند نیستیم. این روزها دلا زود میمیره و از مردم کناره میگیره. نایِ سابق رو نداریم همگی..نه؟)
✧˖°⎬ پاٰرت اوّلِ: 🍂•پلی‌لیستِ پا‌ئیزیِ محبوبَم𐙚⋆