رَنج میکشم امّا به خرده خوشیهاٰی عاریهای چنگ میزنم؛ رویِ بام خانه، توی حریرِ داغ آفتاب با قُمریها دمپختک میخورم و تکه ابرهای نخنما را به کلاغها نشان میدهم و میگویم:«این زندگیِ ماست. تار به تارِ پراکنده. جُدا افتاده از هَم. یک اوضاعِ بی سَر و شکلِ نامعلوم.» میگوید “قار قار” و به سیب زمینی توک میزند. چند پر برنج میریزم بیخِ چالهی مورچههاٰ، پلهها راٰ میدَوم تا خانه تا باقیِ قصّهی «تنگسیری»ها را بخوانم و به ماٰدرم نگاه کنم که بندِ عینک نزدیکبینش را میدهد پشتِ گوش و حینِ اینستاٰگردی، برای ویدیوهایِ هوشمصنوعی گریه میکند.
نمیگویَم اینهاٰ حقیقَت ندارند و اجاٰزه میدهم تویِ جهانِ سادهی دستنخوردهاش باقی بماند. چرا که خُب مادرهاٰ همینطوریاند! بیغل و غشِ ساده! تا باورت به آدمها کامل از بین نرود.
بعد به خیاٰبان میروم، به گربهها از ناکامیهای روزم میگویم و حساب میکنم خریدِ ناچیز و یک لیواٰن آیس لتهی امروز، چند ساعت از عُمرم افتاده؟! فکر میکنم چه مُفت گرانیم و میچپم توی تاکسیِ اسقاطی. دماغم از تند و ترشیِ عرق مردانه چین میخورد، راهِ «فردا» را به راننده نشان میدهم و نمیگویم مقصدم شغلِ بخورنمیری است که دیگر کفافِ غذایِ خشکِ «دُکمه» را نمیدهد تا نپرسد:«دکمه اسم کداٰم خر است؟». چون «دُکمه» که خر نیست. پیردخترِ تکچشمِ بیآرزوییست که خانه ندارد و همه عُمرش را انتظار کشیده تا کسی بخواهَدَش. امّا عابرها زبانِ گربه نمیدانند. پس عوَضش میگویم:«پُختم!» شیشه راٰ پایین میکشم و به مردُمی که اسمِ دیگرشان «دُکمه»ست و همهٔ عمرشان را انتظار میکشند نگاه میکنم...
#میم_سادات_هاشمی
|°@mimsani 🕊
سلام آدمهاٰ... رنج دیدههایی که سعی در نرنجوندنِ غیر دارید. چقدر دلم برای شما و حتی محیط کاربری بله تنگ شده بود. برای بُریدنِ این سکوتِ غلیظ، برای اینکه یه دستی برای پاییز هم تکون داده باشم و یه دلجویی ریزی هم کرده باشم ازتون که چشم انتظار بودید (خیلی با معرفتیدها.. که میشینید کنج خونه تا صاحب خونه برگرده. #جدی ! )، چندتا از آهنگ های مطلوبِ مناسب فصل میفرستم و بعد ببینیم چطور میشه... ( زیستِ آدمیزادیه دیگه. به هیچ جا بند نیستیم. این روزها دلا زود میمیره و از مردم کناره میگیره. نایِ سابق رو نداریم همگی..نه؟)
ء ⋆༄⎬ پاٰرت اوّلِ:
🤎🍁• #فیلم هاٰیی که فارغ از نمرهی IMDB یا نقدِمخاطبها، دوستشون داشتَم و دیدنِشون رو، به خصوص در پاٰئیز و زمستون، توصیه میکنم./
پ.ن: پاهاتون رو زیرِ لحاف بکشید، یک نوشیدنیِ لبسوز و کوکیِ کرهای آماده و به توشههایِ پائیزهی من اعتماد کنید. بعنوان یک فیلمباز بایِسد بگم؛ ۱./گاهی آثاٰری که در جُرگهی شاهکارها قرار نگرفتن، تماشاییترن! - ۲./بعضی اوقاٰت فقط برایِ یکی دوساعت سرخوشی و حالِ خوب فیلم ببینید. چه بساٰطیه که هِی دنبالِ پیچیدگی، فلسفِه و فقط آثارِ مطرحیم؟ رها کُن آدمیزاد. | *البته با اینحال، لازم به ذکره که نیمی ازین لیست نُمرهی بالای ۷/۵ دارن.