منصور همون بیست سال پیش گفت «بزن بریم به سرعت برق و باد، بزن بریم از اینجا» اما متاسفانه ما جدی نگرفتیم و فقط با اهنگش قر دادیم.
مگر چه میخواهم از وطن؟
جزخیالی آسوده چه میخواهم؟
جز تکهای آفتاب و بارانی که ببارد
جز پنجرهای که رو به عشق و آزادی گشوده شود
جز اصالت و تمدن..
دلم برا اون دورانی که از اون تفنگا داشتیم که روشنش میکردی میگفت فایر فایر فایر فایر ایچوشوشوشو تنگ شده.
هدایت شده از گـستردهِکیـاناخـٰانوم🌱💚'
#جـــدیــدتــریــنرمـــــانایتــا🍓
اینجا چیکار میکنی؟!سرت به تنت زیادی کرده؟
لبخند شیطونی زدم:+بَده اومدم ببینمت؟!
از پشت میله های زندان نیم نگاهی بهم انداخت و پوزخندی زد:-چند ساعت مونده به اعدامم هوایی شدی؟!برو پِی کارت دختر جون ..🥲🚶🏿♂
پیروزمندانه گفتم:+ نوچ اعدام نمیشی
قهقههای زد و باتمسخر جواب داد :
- دیه خانواده مقـتول رو دادی یا باباتو راضی کردی حلق آویزم نکنه؟!برو دخترِ قاضی روز آخر زندگیمو زهر نکن..
ریلکس نگاهش کردم و قبل از اینکه حرفی بزنم بابام با کلید زندان ..🥹🫱🏻🫲🏾❤️🔥⚖
https://eitaa.com/joinchat/1256785455Cd23d208bf2
هدایت شده از گـستردهِکیـاناخـٰانوم🌱💚'
با صدای خشدار غرش کرد :
+ دختر کوچولو سرت رو میندازی میای داخل نمیگی کسی داخل نباشه یوقت؟
با رنگی پریده به فرد رو به روم زل زدم
- ببخشید که اینجا اومدم فکرکردم قسمت زنونهست معذرت میخوام!
لبخند خبیثی زد رو نوک پام چرخیدم که بیرون برم که یهو . .😱📵🔥
https://eitaa.com/joinchat/1256785455Cd23d208bf2
هرچی رمان خوندی فراموش کن این یکی شاهکاره . . .✅🚭
گستردهِکیاناخـٰانوم🌱تا ساعت۱۱شببمونه❗️