این روزا اینجوریام که تا میخوام یه قدم برای زندگیم بردارم، یه صدایی توی سرم میگه: «حالا مطمئنی فردا زندهای؟»
از لحاظ روحی نیاز دارم برای یه مدت غیب بشم و یکی دیگه به جای من بیاد با این زندگی بجنگه، یکی که زورش از من و این اتفاقا بیشتر باشه.
چه واژه قشنگیه این “باهم”؛ باهم میریم، باهم بگیریم، باهم درست کنیم، با هم بمیریم اصلاً.