سکوت و سکوت و سکوت. انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر. دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصلهاش را.
همونجا که نشستی رفتاراشو تحلیل کردی و برای پیام فرستادن بهش با صد نفر مشورت کردی ،یا مجبور شدی از بین صدتا کارش دنبال دوست داشته شدن بگردی،همونجا باختی عزیزم.
برای تحمل این همه رنج و سختی، این همه فشار و استرس، این حجم از غم و تنهایی،
نیازمند قلب های بزرگ تری بودیم...