همهی اینها بُهت دارد.
این فریادها که بیاختیار از سینه به بیرون شلیک میشدند، این اشکها و حرارتی که از میان بدنها ساطع میشد، تیغ آفتابی که هیچ اثری بر اراده آنها که خواستند بمانند نداشت.
من این سه روز خیلی چیزای عجیبی تجربه کردم. نمیدونم از کجا شروع کنم و به کجا برسونمش. میخوام دربارهش بگم و بنویسم ولی لال شدهم.
بیا انقدر نخوابیدیم زدن
.| مگه اصلا ممکنه در این منطقه آدم بتونه ساعت خوابشو درست کنه؟
کاش دیونه بودم،نه فشار قبری نه آخرتی،نه ظلمی به کسی میکردم.
.| ما هر کدوم به سبک خودمون دیوانهایم. اما اینکه جوری دیوانه باشی که مسئولیتی گردنت نباشه، معنیش اینه چیزهایی رو هم از دست میدی.
آهان، بچهها من اونقدری حرف ندارم که دو تا جا بزنم. تلگرام چون قابلیت ریاکت داره انگار آدم حس میکنه جلوش یه سری انسان نشستهن، بهخاطر همین فکر کنم حس بهتری داره.
پس، چنانچه دوست داشتید:
@mindpalaceyx