امسال احساس میکنم -بهواسطهی نمیدونم چی- این ترسم "حلشدنی" بهنظر میرسه.
همزمان، امام حسین برای من یه بغض توی گلومه که نمیدونم چقدر گریه کردن این بغض رو تبدیل به گریه میکنه...
خواستم بگم، اگه این روزها، روزهای بعد، احساس کردید که، چرا همه میتونن اشک بریزن و من نه، میفهممتون :)
فکر کنم بزرگسالی اونجاست که قیافه پوکرت هم معادل 😐 نیست. اصن یه چیز دیگهست. از اینم پوکر تره.