برپایی_جنگ_و_قدرت_دولتی_در_خاورمیانه_معاصر (1).pdf
حجم:
712.7K
این مقاله فارغ از بحث ایدئولوژیک و اخلاقی، توضیح میده جنگهای خاورمیانه چه نفعی برای قدرتهای بزرگ (نمونه بارزش، آمریکا) دارن.
این یعنی جدا از اینکه فرد مقابل شما سر قواعد اخلاقی با شما همنظره یا نه که مثلا کشتن دستهجمعی آدما کار بدیه، حداقل میتونه بفهمه بهلحاظ علم سیاست چطور همه این چیزها اتفاقا از آمریکا بسیار زیاد برخواهد آمد.
پیشنهاد میکنم برای اینکه بتونید بزنید دهن آدما بخونیدش.
اگه ما از تمام این گ.ه خوردنای اسرائیل جون سالم به در ببریم و به خدا ایمان داشته باشیم دیگه فکر نکنم قابل توقف باشیم. :)
Mind Palace.-
"It's only been a week, but it feels like a year"
تاحالا انقدر این جمله درست نبوده.
بسم الله الرحمن الرحیم
پلان اول
شنبه، ۱۶ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۹ شب
تجمع از ساعت ۷/۵ شروع شده. جمعیت نسبت به شبهای قبل خیلی کمتر شده. عدهٔ قلیلی آمدهاند، با کفن. دستنوشتههای تندی با خودشان آوردهاند. دولت و رئیسجمهور را خیانتکار میدانند و درخواست استیضاح دارند. عصبانیاند. زنی دارد با فردریک پلیتن، خبرنگار CNN مصاحبه میکند میگوید پزشکیان خون رهبر شهید ما را به صلحطلبی اصلاحاتیجماعت فروخت.
یک نفر گوشهٔ میدان انقلاب، تلفن ماهوارهایش را که به استارلینک وصل است، روشن میکند. تماس میگیرد با رابطش در کاخ سفید. یک جمله میگوید: «امشب وقتشه».
ترامپ لبخند میزند. تلفنها زنگ میخورند. کومله و دموکرات و پژاک و الاحوازیه و چه و چه، همزمان حرکتشان را شروع میکنند. کمکم جمعیت میدان انقلاب زیاد میشود، اما نه با مردم. تروریستها و مزدورها با ماسک و هودی مشکی، میریزند وسط مردم. کلتها از غلاف کاپشنها بیرون میآیند. بسیجیها مردم را به کوچه خیابانهای اطراف میبرند اما دیگر دیر شده... مزدورها فریاد میکشند «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده». بسیجیها فدا میشوند. خون میپاشد روی مجسمهٔ کهنسال میدان انقلاب. شهر سقوط میکند. دستنوشتهٔ زنی که با فردریک پلیتن مصاحبه میکرد، افتاده زیر چادر خونیاش. «پزشکیان خائن» زیر خون دیگر قابل خواندن نیست...
*
پلان دوم
شنبه، ۱۶ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۹ شب
همه غافلگیر شدهاند! امشب جمعیت از تمام هفت شب بعد شهادت رهبر، بیشتر است، آنقدر که خیابان آزادی و انقلاب هم پر از آدم شده. مردم فریاد میکشند: «اتحاد! اتحاد! رمز پیروزی ماست». مداح ساکت میشود. صدای رهبر شهید در میدان انقلاب میپیچد
«اتحاد مقدس، اجتماع عظیم و سپر پولادینِ دلها و ارادههای مردم نباید مخدوش شود و حفظ آن وظیفه اهل بیان و قلم و تحقیق، کسانی که توئیت میزنند و همه مردم و مسئولان کشور بخصوص مسئولان قوای سهگانه است که بحمدالله آنها نیز امروز در کمال اتحاد و همدلی با یکدیگر کار میکنند. مردم از خدمتگزاران از جمله رئیسجمهور که پر کار، پر تلاش و پیگیر است حمایت کنند؛ چرا که از چنین عناصری باید قدرشناسی کرد».
با شنیدن صدای رهبر، صدای گریهٔ مردم اوج میگیرد.
مداح میخواند: «خیبر خیبر یا صهیون! جیشُ محمد قادمون». مردم پرشور تکرار میکنند.
پلیتن میکروفونش را به سمت زنی کفنپوش میگیرد و نظرش را دربارهٔ اظهارات امروز رئیس جمهور میپرسد. زن، انگار که تازهتازه از روضهٔ شام و خطبهٔ زینبی در دربار یزید آمده باشد، با حماسیترین صدای دنیا میگوید: «ما بابت زدن پایگاههای آمریکا که مقر حمله به خاک وطن ما هستند، از احدی عذرخواهی نمیکنیم، اما شما و همهٔ خناسان بدانید ما مؤمنیم به نظام جمهوری اسلامی و پشت سران کشورمان میایستیم». پلیتن جا خورده، از تأخیر در اعلام رهبر بعدی میپرسد. پسر جوانی سرش را میکشد جلوی دوربین و فریاد میکشد: «جواب سؤالتان را از رئیس جمهور قماربازتان بگیرید که در روز روشن رهبر آیندهٔ ایران را تهدید به ترور میکند. از قول ما به ترامپ بگویید آرزوی تعیین رهبر برای ایران را با همان زخم کریه روی گردنش به گور میبرد. ما مطیع تصمیم مجلس خبرگانیم».
پلیتن به فیلمبردارش اشاره میکند دوربین را خاموش کن.
آن تلفن ماهوارهای که در کولهپشتی یک دختر دوتابعیتی در گوشهای از میدان انقلاب است، هرگز روشن نمیشود.
خیابانهای ایران آنقدر دست مردم انقلابی و متحد میماند که یک روز تمام خبرگزاریهای دنیا با هم یک خبر را مخابره میکنند: «منجی آمد...»
*
پلان سوم
شنبه، ۱۶ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۷/۵ شب
انتخاب با شماست مردم. صحنه از آن شماست. خودتان انتخاب کنید کدام پلان را از ما در تاریخ بنویسند.
خودتان ببینید با خشم و غیرت ته دلتان و با مصلحت ایران و ایرانیان چطور باید کنار بیایید. این را هم در محاسباتتان بیاورید که فقط ما سینهسوختهٔ ایران نیستیم. فقط ما جانفدای ایران نیستیم. بزرگترهایمان، حتی اگر ضعف لسان دارند، حتی اگر گاهی آنقدر که لازم است حماسی و وطنپرستانه حرف نمیزنند، اما شب و روزشان را برای ایران به هم دوختهاند. آنها همیشه چیزهایی میدانند که نمیتوانند کف میدان با ما در میان بگذارند. گاهی لازم است ببخشیم و چشم بپوشیم و ادامه دهیم...
فقط یادتان نرود امشب، شب هفت رهبر شهید ماست
و ایران را برای ما امانت گذاشت و رفت
و تا آخرین روزی که زنده بود، از ما خواست با اتحاد قوی شویم و دشمن را ناامید کنیم...
✍پرستو عسگرنجاد
http://ble.ir/parastooasgarnejad
Mind Palace.-
بسم الله الرحمن الرحیم پلان اول شنبه، ۱۶ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۹ شب تجمع از ساعت ۷/۵ شروع شده. جمعیت نسبت
و اینو بگم؛
این حرف به معنای این نیست که ابداً مطالبهای نباشه یا اظهار نظری صورت نگیره، ولی مسئله واضحه؛ اون حرفها زده شده و حالا ما با فحش دادن، یا اینکه بگیم وقتشه رئیس جمهور مملکت هم در این اوضاع کنار گذاشته بشه، نمیتونیم زمان رو به عقب برگردونیم یا حذفش کنیم.
مسئله واکنش ماست. مسئله اینه که شما وسط بحرانهای کشور، یه موج دیگه هم ایجاد میکنی به بحران اضافه شه یا نه. پزشکیان اون حرفو زد، اوکی، راحتترین کار اینه که بشینی فحش بدی ولی وقتی از بالاتر نگاه کنید میبینید الان چه کاری در اولویته. ما لزوما موضع یکسان با دولتمون رو ممکنه نداشته باشیم و اگر زمان دیگهای بود فرصت برای دعوا کردن هم بود، ولی الان ما فقط یک خط قرمز داریم و اگه اون خط قرمز سقوط کنه دیگه مهم نیست کی چه حرفیو زده یا چیکار کرده.
غروب ۱۸ دی، قبل از اینکه اینترنتا قطع بشه، استوری یکی از همکلاسیامو باز کردم:
"خدا کشور ما رو از شر مسلمون، چپ، .... و طرفدار فلسطین حفظ کنه"
عملا داشت منو میگفت و امثال منو. ناراحت شدم، فکر کردم مشکلات ایران چه ربطی به طرفداری از فلسطین داره؟؟
و الان.. میبینم همونطوری که فکر میکردم قبلش - و بازهم یادم رفته بود - خیلی ربط داریم بهم. نه اینکه با فلسطین مسابقه گذاشته باشیم که کی بدبختتره (که برخی عزیزان بازی کثیف "مردم ایران از فلسطینیها بدبختترن" رو راه انداختن)، بلکه چون به یک سمت حرکت میکنیم و با یک چیز میجنگیم: حرف زور.
مقاومت اگه حالا به شکل چفیه، یا به قول خودشون، کوفیا در اومده که دور گردن سنوار و لیلا خالده و او همون چفیه رو دور گردن آقای خامنهای میندازه، و او هر روز با چفیه دور گردن حاضر میشه، اما در فلسطین و ایران و لبنان و در بین آزادگان عالم هر روز جریان داره.
بله ما چون از مقاومت در ایران دفاع میکنیم، از فلسطین هم دفاع خواهیم کرد و خجالت نخواهیم کشید اگه هزارتا توهین کنن یا بگن شما به فکر مملکتتون نیستید. امیدوارم ذوق به آتش کشیدن اسرائیل و نه پرچمش رو به گور نبرم و در زمان حیاتم نابود بشه، انشاءالله.
بهقول اون مرد بزرگ، "تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم."
*عکس تزئینی نیست.
Mind Palace.-
غروب ۱۸ دی، قبل از اینکه اینترنتا قطع بشه، استوری یکی از همکلاسیامو باز کردم: "خدا کشور ما رو از شر
نوشتم "او هر روز با چفیه دور گردن حاضر میشه". یادم نبود که دیگه نیست:) دیگه با چفیه نمیاد و کسی ازش چفیه نمیخواد:)