"دروغ وقتی خیلی بزرگ باشه، باورپذیر میشه و حقیقت وقتی خیلی شفاف باشه، انکارپذیر میشه."
+تا حالا وقتی شلوار تنگ یا کمربنددار تنت بوده زیاد غذا خوردی؟
دیدی چجوری تنگ جلوی معده رو گرفته که یه وقت حس راحتی بهش دست نده، و تو هی میخوای فقط از شر اون تنگنا رها شی؟
یه همچین تنگنایی برای نفس کشیدن حس میکنم
https://eitaa.com/letsghod/23275
حس کردم اینو حتما باید ببینی
.| عه پاک شده
چی بود؟
از دیماه تاحالا، حسم نسبت به رشته و درسایی که میخوندم خیلی بد بود. مودم این بود که انگار وسط یه زلزله نشستی که روزها و ماهها ادامه داره و تو اون وسط سعی داری به این فکر کنی که راستی چرا آدما نمیرن به جای گوش دادن به موسیقی رپ به بتهوون گوش بدن، همینقدر بیربط، پَرت، و جدا از فضایی که توش زیست میکنی و مقتضیاتش. برای همینم رها کردم، درس رو، و کتابایی که خوندنشون مسخره و مضحک بود.
و الان میفهمم چرا این حسو داشتم... و میفهمم چرا اون جامعهشناسی هیچوقت قرار نبود به من، به مایی که توی ایران، توی جنوب غرب آسیا (و به زعم اونها، خاورمیانه) و مشرقزمین هستیم کمک کنه. هیچوقت قرار نبود داستان ما رو توضیح بده، داستانی که توش غربیها قهرمان و برنده نبودن.