Mind Palace.-
منو یاد یه چیز خیلی غمانگیز میندازه.
یه نمایشی اجرا شد که موسیقی متنش همین بود، و اون نمایش داستان واقعیِ یه مادر شهید بود.
این خانوم پسرش جبهه بوده، و خودشون تو اهواز زندگی میکردن. موقعی که جریانات چایخانه پیش میاد و خانمهای دیگه میرن اونجا که رخت و لباسای شهیدا و مجروحای جنگ رو بشورن، ایشونم میره.
اونجا که بوده یه مدت از پسرش خبری نمیشه، تا اینکه یه روز وقتی داشته یه لباسو میشسته، وقتی از تشت آب درش میاره میبینه اسم پسرشو پشت لباس نوشتهان که این یعنی شهید شده...
بقیه تعریف میکنن که اون موقع به روی خودش نمیاره و سکوت میکنه، اما بقیه متوجه حال بدش میشن و میگه که لباس خونی پسرشو با دستای خودش شسته. بعد از اون لباس رو خشک و اتو میکنن و میدن دستش که حداقل از پسرش چیزی دستش داشته باشه، ولی قبول نمیکنه. میگه لباس باید برگرده به جبهه چون اونجا بیشتر از من نیازش دارن...
769.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنده در حالی که سعی میکنم وسط صدایی مشابه خط مقدم به استاد گوش بدم:
Mind Palace.-
به امشب فکر میکنم تصویری که میاد تو ذهنم، سکانس آخر Don't look up عه:)))
البته خب میدونید که قصدشم همینه، یه غول بسازه از اون ساعت صفر. نمیگم هیچ چیز رخ نمیده، اما ترس از رخ دادن چیزی همیشه بیشتر عمل میکنه تا اینکه بعد از رخ دادنش ببینیش و بترسی.
ما که کار خودمونو باید انجام بدیم، مگه نه؟
«اگر کوهها از جا کنده شود تو از جایت تکان نخور،
دندانهایت را به هم بفشار،
و جمجمهات را به خدا بسپار،
قدمهایت را بر زمین بکوب.»
وای آخیش از دوازده گذشت وارد فردا شدیم
سهمیه فحش امروزمو میتونم استفاده کنم✨
هدایت شده از در این گوشه از دنیا🇮🇷
قاب صدوسیوسوم
[آزمایش علوم یک کودک کلاس دومی زیر آوار خانهای در شهر ری افتاده است.]
عکس از پوریا ترابی
چنلش (هم اینی که فوروارد کردم و هم چنل عکاس این عکس که لینکش تو کپشنه) پره از این عکسا و بعضیاشونم روایت داره، و من یک ساعته که گریهم بند نمیاد. گریه دیگه فایده نداره حقیقتاً،
«مگر بوی خون را نمیشنوید؟ کار از کار گذشته است، قرنهاست که کار از کار گذشته». و فقط به یک چیز فکر میکنم؛ من لایق اینکه از این جهان کثافت برم نیستم، چه برسه به اینکه با احترام برم؛ شهید شدن. اگر موندم، حتما هر شب دوباره میرم به اون کانال و میخونم که چطور همه تابوتها سبکان، و به خودم سیلی میزنم که مبادا یادم بره باید یه کاری کنم، هر کاری که به نابودی اونها کمک کنه.