انقدر تعداد زیادی چیز برای گریه وجود داره که نمیدونم کی به پایان میرسه یا اصلا چقدر زمان نیاز دارم تا سر صبر برای همهشون گریه کنم.
ابتهاج قرار بود یه برادر بزرگتر داشته باشه. اما برادرش تا قبل از یکسالگی و قبل از اینکه ابتهاج بتونه اون رو ببینه، میمیره. ابتهاج یه شعر داره و توش درباره «برادر هیچساله»ش صحبت میکنه. هیچساله یعنی هنوز حتی سن هم نداشته. الانا، از عبارت «صفر ساله» براش استفاده میکنن.
و من به تمام هیچسالههایی که هیچساله از این دنیا رفتن فکر میکنم. به همهشون که حتی فرصت نداشتن درست ببینن. به همهشون که امیدوارم قبل از اینکه بمب خورده باشه بهشون، نفهمیده باشن که چه اتفاقی افتاده و دردی به تن نحیفشون نرسیده باشه. من حتی نمیخوام تصور کنم چه اتفاقی میفته وقتی تیر به گلوی یه بچهی هیچساله بخوره...
Mind Palace.-
انقدر تعداد زیادی چیز برای گریه وجود داره که نمیدونم کی به پایان میرسه یا اصلا چقدر زمان نیاز دارم
«در تقلای اشک که فوران میخواست و من دو منفذ کوچک چشم بیشتر نداشتم»
سوالم از عزیزانی که میگن چرا مقایسه میکنی و میگی مصیبت کربلا شبیه مصیبت فلان و فلانه اینه که عزیزان، پس چی فهمیدید از کربلا؟ چرا هر سال میرید برای اتفاقی که ۱۴۰۰ سال پیش افتاده گریه میکنید و ضجه میزنید؟ اون که یه اتفاق بوده و افتاده و حالا هیچکس هم حق نداره مقایسهش کنه و هیچ ربطی به اتفاقات امروز ما نداره، پس میرید هررررر سال عزاداری برای چی؟! یه سال دو سال رو متوجه میشم، هر سال اون وقت؟
واقعا قلبم درد میگیره اینا رو درباره عاشورا میشنوم. خود اتفاق عاشورا چیزیه که خصیصهش اینه که تا سالهای سال در جریانه، بعد یه چوب "وای مقایسه نکنید" گرفتید دستتون، بهونهتونم اینه که دارید یکسانانگاری میکنید، در حالی که هممون میدونیم یکسان نیستن و این وسط تنها تفکری که عاشورا رو پایین میاره و از شان اتفاق کم میکنه اینه که فکر کنی یک روز بوده در ۱۴۰۰ سال قبل و حالا حق نداری هیچ حرفی دربارهش بزنی جز تکرار کردن همون روضهها و مقتلها.
هر سال باید یه میناب اتفاق بیفته که شما دوباره برا امام حسین گریه کنی؟ شما هنوز اصل معرفت و نفهمیدی اصل غم و نفهمیدی یعنی تو این ۱۴٠٠سال هر سال باید یچیزی بشه شما برا اون گریه کنید تشبیه کنید و گریه کنید؟ چرت و پرت کم بگید
.| دوست عزیز، هر سال میناب اتفاق میفته. هر سال ظلم رخ میده، هر نقطه از جهان خون ریخته میشه، مظلومان کشته میشن و انتقامشون گرفته نمیشه. هر روز کربلاست. ما امسال میناب رو تجربه کردیم و حالا بیشتر فهمیدیم درد چی بوده، وگرنه که درد یک چیزه.
و ما برای تشبیه گریه نمیکنیم. برای تصورمون گریه نمیکنیم، دردمون مشخصه. ظلم اتفاق میفته و دردی که میکشی و جگرت میسوزه. و اتفاقا برای خودِ خودِ امام حسین و چیزی که در ساعات صبح الی عصر روز ۱۰ محرم سال ۶۱ هجری اتفاق افتاد هم گریه میکنیم. از نظر من این دو موضوع هیچ منافاتی ندارن.
چرا مردم بعد ۱۴٠٠سال گریه میکنن؟ چون این غم هیچ وقت قدیمی نیست مثل غم از دت دادن مثلا مادربزرگ نیست شما این و نمیفهمی که نیاز داری هر سال مقتل ها و روضه های جدید بشنوی تا گریه کنی
.| آفرین، دقیقا. این غم هیچوقت قدیمی نیست، پس چرا اعتراض دارید که چرا وسطش مینابو قاطی میکنید؟ اگه قدیمی نیست و قراره تا امروز ما ادامه داشته باشه پس مشکلتون با اینکه به واسطه ستمی که بر یه عده بچه رفته هم گریه کنیم چیه؟