دختر، پدرش را در آغوش گرفت
و دست هایش را میان موهای بهم ریخته اش حرکت میداد
و در حالی که به لالایی اش گوش میداد،
با او به سمت آسمان اوج گرفت.... :)
حس میکنم حضرت رقیه یه چیزایی رو درک کرده که ادمای شصت هفتاد ساله هیچ وقت نتونستن درک کنن....
یه وقتاییم اشک نداری
ولی حس میکنی یه لحظه کل وجودت خشک میشه
یهو میلرزی
ناخوداگاه چشماتو میبندی
ولی هنوزم گریه نکردی
خدایا به کسایی که فقط تصمیم میگیرن اون چیزی که خودشون میخوان و ببینن یا چشم بده یا حداقل یکم شعور.