دختر، پدرش را در آغوش گرفت
و دست هایش را میان موهای بهم ریخته اش حرکت میداد
و در حالی که به لالایی اش گوش میداد،
با او به سمت آسمان اوج گرفت.... :)
حس میکنم حضرت رقیه یه چیزایی رو درک کرده که ادمای شصت هفتاد ساله هیچ وقت نتونستن درک کنن....
یه وقتاییم اشک نداری
ولی حس میکنی یه لحظه کل وجودت خشک میشه
یهو میلرزی
ناخوداگاه چشماتو میبندی
ولی هنوزم گریه نکردی
خدایا به کسایی که فقط تصمیم میگیرن اون چیزی که خودشون میخوان و ببینن یا چشم بده یا حداقل یکم شعور.
فک کنم یه حقیقتی که درباره کانال تو ایتا وجود داره اینه که همیشه پستا خیلی کمتر از تعداد ممبرا سین میخورن
این ینی فرقی نداره 10 تا ممبز داشته باشی یا 1000 تا در هر صورت دو سوم تا دو پنجم تعداد ممبرا سین خوردگی داره پستا
هیچ ادمی بی احساس نیس
فقط ادمایی که ضربه خوردن اونم وقتی احساسات به زندگیشون گره خورده، یه لایه میکشن رو قلبشون...
هرچقد بیشتر ضربه خورده باشن، لایه ها بیشتر :)