اينايى که نقاشی بلدن یا موسیقی میتونن بنوازن، ادماى خوشبختين که تونستن از یه راه به جز استفاده از کلمات برای بیان احساساتشون استفاده کنن
دلم برا اون زمانایی که فک می کردم تموم حال بدم به خاطر گوش دادن آهنگای دیس لاوه، تنگ شده.
اگه صبح یه نوجوون که بین 15 تا 18 سال سنشه و زیر چشماش گود افتاده و به سختی چشماشو باز نگهداشته و اخم کرده رو دیدین، اون یه دانش آموز بدبخت دبيرستانيه که داره میره امتحان بده.
Mind Palace.!
به لحظات ملکوتی "هیچی یادم نمیاد" نزدیک میشیم دوستان
اگه میشه شما برای من دعا کنید
منم برای شما دعا میکنم
Mind Palace.!
عوض کردن مدرسه¿¡ این یکیو کجای دلم بذارم دیگه ینی همیشه باید به من ثابت شه؛ نگران نباش از این بدترم
حداقل امیدوارم مثه همین مدرسهم اطراف اون مدرسهی کوفتی هم پارکی بوستانی چیزی باشه که بعد هر امتحان اونجا پلاس شیم تا وقت نکنم به گندی که زدم فکر کنم.
کم کم دارم به این نتیجه میرسم که کل عمرم منتظر حرف زدن یکی بودم که اونم منتظر حرف زدن من بود :|