یکی از چرخه های نابود کننده هم
پناه بردن از کابوس به بی خوابیه
در صورتی که قبلش از دنیای مزخرف به خواب پناه می بردی.
احساساتم شبیه یه کلاف کاموا شدن که هر جاش یه رنگه
مشخص نیست سرش کجاست و تهش کجاست
چی علته، چی معلول
فقط این گوله کاموا رو گرفتم تو دستم و دارم سعی میکنم بی تفاوت به اینکه ازش سردر نميارم، زندگیمو بگذرونم
چی میشد فردا امتحان نداشتم و تو یه جایی مث کویر دراز کشیده بودم و ماه و تماشا میکردم تا وقتی محو شه؟
Mind Palace.!
گفتم شاید بخواید بدونید محیط زیست (+ مدیریت خانواده و انسان و سلامت و استان شناسی) چه درسایین
دوستان درس کارآفرینی، تحلیل فرهنگی و زمین شناسی رو هم اضافه کردن
خیلی وحشتناکه که دلت برا چیزی تنگ بشه که موقع وجود داشتنش به خاطرش غر میزدی!
_من واقعا به کسی نیاز دارم ک کنارش فقط سکوت کنم و نگران این نباشم که بهش بد میگذره.
از اینکه چیزی غافلگیرم کنه بدم میاد
و بعضی اوقات خودم بیشتر از همه خودمو غافلگیر میکنم