از قسمت گروهای قدیمی متنفرم
حرفا و آدمایی رو یادت میارن که نه یادت میاد اصن از کجا اون حرفا رو اوردی، نه یادت میاد اخرین باری که با اون ادما حرف زدی کی بوده...
فقط یهو پرتت میکنه تو خاطراتی که در بهترین حالت حسرتشونو میخوری!
یه جورایی مطمئنم الان بیش از اون که کسی دوست داشته شدن نیاز داشته باشه، به پذیرفته شدن، قبول داشته شدن نیاز داره..
سپیده که سر بزند در این بیشهزارِ خزانزده شاید گُلی بروید شبیه آنچه در بهار بوییدیم.
پس بهنام زندگی « هرگز نگو هرگز »
- خیلی دلم میخواست بگم اونا برات "من" شدن یا نه؟
ولی هرچی نگا میکنم میبینم نه تنها "من" شدن، بلکه بهترم شدن.