تو زندگی قبلیم یه درخت بودم یا یه قطره از بارون
.| تو توی زندگی قبلیت بُرد کردی
- به دستانش نگاه کرد.
میلرزید تک تک بند انگشت هایش...
دستش را مشت کرد، مشتش را تنگ تر کرد،
و مشت هایش را در جیبش فرو برد و دیگر بیرون نیاورد.