یا تیکه تیکه ش کنم بگم از زندگیت لذت ببر چون الان یه تغییر تو زندگیت ایجاد شده
دستشو قطع کنی بگی مگه به نظرت ادم نباید همه چی رو تجربه کنه؟ گفتم از تجربه کردن زندگی بدون یک دست محروم نشی
عمیقا دلم میخواد چند روزی بدون عصب های بدنم زندگی کنم
یکم تفریحمو بکنم دوباره برگردم به درد کشیدن
Mind Palace.!
یه سری جمله ها هستن هیچ وقت از ذهنم بیرون نمیرن اونم با صدایی که اونا رو گفته یچی مث خره گفتنای شرک
اصن شرک و عصر یخبندان یه کاری میکنن با چهل سال سن ام دلت براشون تنگ شه
هر وقت دیدین یکی داره کف دوتا دستاشو میماله بهم یه لبخند شیطانی میزنه، فرار کنین
Mind Palace.!
از لحاظ روحی نیاز دارم هوا سرد باشه
و برم اونجایی که همیشه دلم میخواد برم