بچها خواستم بگم امشب اگه جایی میرید که خوش به حالتون، منم دعا کنید
اگرم جایی نمیرید بازم منو دعا کنید و اینکه.. شاید فرصت خوبی باشه که تو خلوت فکر کنین و شاید این فکر کردنه چیزی بهتون اضافه کنه ؛)
آره دیگه خلاصه، منم دعا کنین D:
بقیه رو هم دعا کنین و اینو باور کنین که هممون احتیاج داریم
Mind Palace.!
میشه برای یه چیزی، دعا کنید؟
بچهها من خیلی خیلی زیاد الان محتاج دعاتونم، منت سر من بذارین و دعا کنین لطفا
کاشکی عقل داشته باشم همیشه برم پیش خدا قبل از اینکه اتفاقی بخواد بیفته و تو سر زنون این کارو بکنم.
این چند روزه، خیلی سکوت رو تجربه کردم
سکوت کردن برای من چیز عجیب یا اذیت کنندهای نیست، ولی بارها شد ۱۰-۱۱ نفر کنار هم نشسته بودیم و دقایق طولانیای رو فقط سکوت کردیم.. اون جوّ پتانسیل گریه کردنو خیلی داشت ولی ما هممون سکوت کرده بودیم، به حرف و خنده و گریه ی کسی گوش نمیدادیم، فقط فکر میکردیم؛ انگار که نهایت تمام اون گریه کردن ها همینه.. و این منو میترسوند. انگار نمیدونستم داره تو ذهن هرکسی چه بلایی سرش میاد و منم نمیتونستم کسی رو از این سکوت کر کننده نجات بدم چون خودمم دچارش بودم!
[از اولین هفتههای بهار ۱۴۰۳]
Mind Palace.!
این چند روزه، خیلی سکوت رو تجربه کردم سکوت کردن برای من چیز عجیب یا اذیت کنندهای نیست، ولی بارها شد
نه تنها در سکوت دارم به سر میبرم بلکه در سکون هم هستم و هیچ جوره نمیتونم پاشم کارامو بکنم.