‹ 𝒎𝒊 𝒑𝒂𝒛 ›
-
پرسید ؛
اگـه برمیگشتـی عـقب ،
بازم اونـو انتـخاب میـکردی ؟!
گفتـم ؛ صـدبارم برمیگشتم ،
بــازم انـتـخابــش میکـردم .
‹ 𝒎𝒊 𝒑𝒂𝒛 ›
-
- منازدنیافقطتورودارم ؛
فقطتورودارمکه . .
باهاتحرفبزنم ،
منتظرتبمونم ،
دلتنگتبشم ،
نگرانِتبشم ،
روکاراتحساسبشم ، متوجهی !؟
فقطتوییکهاینقدر
واسهمنمهمیجانا -
‹ 𝒎𝒊 𝒑𝒂𝒛 ›
-
' پیچ ُتابموهایمبهانهاست ؛
تادستانت ..
قصهیبودنمانرا
بندبهبند ، ببافند '
‹ 𝒎𝒊 𝒑𝒂𝒛 ›
-
بهقولآلبرکامو :
فارغازهرچهکهناراحتممیکند ،
ازبابتتوخوشحالم🤏🏻💘.
میان ِبازوانت
پناهیستبرایتمامدلتنگیهایم ؛
آنجاکهضربانقلبت
تنهالالاییمناست
ومن . . !
بیدلیلترینخوشبختیجهانم
درحصارآغوشتو : )) 🫠🫴🏻