➖جواب سنگین پیامبر صلیاللهعلیهوآله به خباثتهای آن زن
🛑أَبِي اَلْمِقْدَامِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْزِلَهُ فَإِذَا عَائِشَةُ مُقْبِلَةٌ عَلَى فَاطِمَةَ - تُصَايِحُهَا وَ هِيَ تَقُولُ وَ اَللَّهِ يَا بِنْتَ خَدِيجَةَ مَا تَرَيْنَ إِلاَّ أَنَّ لِأُمِّكِ عَلَيْنَا فَضْلاً وَ أَيُّ فَضْلٍ كَانَ لَهَا عَلَيْنَا مَا هِيَ إِلاَّ كَبَعْضِنَا فَسَمِعَ مَقَالَتَهَا لِفَاطِمَةَ فَلَمَّا رَأَتْ فَاطِمَةُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بَكَتْ فَقَالَ مَا يُبْكِيكِ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ قَالَتْ ذَكَرَتْ أُمِّي فَتَنَقَّصَتْهَا فَبَكَيْتُ فَغَضِبَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثُمَّ قَالَ مَهْ يَا حُمَيْرَاءُ فَإِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَارَكَ فِي اَلْوَدُودِ اَلْوَلُودِ وَ إِنَّ خَدِيجَةَ رَحِمَهَا اَللَّهُ وَلَدَتْ مِنِّي طَاهِراً وَ هُوَ عَبْدُ اَللَّهِ وَ هُوَ اَلْمُطَهَّرُ وَ وَلَدَتْ مِنِّي اَلْقَاسِمَ وَ فَاطِمَةَ وَ رُقَيَّةَ وَ أُمَّ كُلْثُومٍ وَ زَيْنَبَ وَ أَنْتِ مِمَّنْ أَعْقَمَ اَللَّهُ رحمه [رَحِمَهَا] فَلَمْ تَلِدِي شَيْئاً .
🔰عمرو بن ابى المقدام از پدرش از امام صادق(عليهالسّلام)نقل مىكند كه فرمود:
پيامبر خدا(صلّىاللهعليهوآله)وارد منزل خود شد و ديد كه عايشه رو به فاطمه كرده و با فرياد به او مىگويد:اى دختر
خديجه ،تو گمان مىكنى كه مادرت بر ما برترى دارد،او چه برترى بر ما دارد،او هم مانند يكى از ما بود و فاطمه سخن او را مىشنيد و چون پيامبر خدا (صلّى الله عليه و آله)را ديد گريه كرد،پيامبر به او فرمود:اى دختر محمد براى چه گريه مىكنى؟ گفت:او از مادر من ياد كرد و او را كوچك شمرد و من گريه كردم،پيامبر خشمناك شد و فرمود:ساكت باش اى حميرا،همانا خداوند به زن زايا و مهربان بركت داده و
خديجه از من طاهر يا همان عبد اللّٰه و مطهر را به دنيا آورد و نيز قاسم و فاطمه و رقيه و ام كلثوم و زينب را به دنيا آورد،ولى تو زنى هستى كه خداوند او را نازا كرده و بچه نمىآورى.
📚: الخصال ج ۲، ص ۴۰۴
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖مناظره
موضوع: حضرت خدیجه علیها السلام افضل است یا عائشه❓
طرف شیعه: شیخ احمد سلمان
طرف اهل تسنن:الشيخ كريم شنيبة
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖دلیل حسادت و دشمنی عائشه به حضرت زهرا و خدیجه سلاماللهعلیهما
🛑«اتفق أن فاطمة ولدت أولادا كثيرة بنين و بنات و لم تلد هي ولدا و أن رسول الله ص كان يقيم بني فاطمة مقام بنيه و يسمي الواحد منهما ابني و يقول دعوا لي ابني و لا تزرموا على ابني».
🔰ابنابیالحدید نقل میکند:
تاریخ اتفاق دارد که حضرت فاطمه سلاماللهعلیها اولاد و فرزندان زیادی داشتند ولی عائشه صاحب فرزندی نشد لذا پیامبر صلیاللهعلیهوآله هر کدام از فرزندان حضرت زهرا سلاماللهعلیها را فرزندان خود میخواند و می فرمودند فرزندان مرا بیاورید (و این برای عائشه باعث کینه شد)
📚:شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج9، ص: 195،
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖دلیل حسادت و دشمنی عائشه به حضرت زهرا و خدیجه سلاماللهعلیهما 🛑«اتفق أن فاطمة ولدت أولادا كثيرة
این قسمتی از مقالهای هست با موضوع
" دلائل دشمنی عائشه با امیرالمومنین علیهالسلام"
که حدود یکسال پیش نوشتیم
ولی هیچ مجلهای زیر بار چاپش نرفت بخاطر حساسیت این موضوع
و الان فقط در حال خاک خوردنه🤦
➖روزهدار دائما در حال عبادت است مادامی که...
🛑قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الصَّائِمُ فِي عِبَادَةٍ وَ إِنْ كَانَ عَلَى فِرَاشِهِ مَا لَمْ يَغْتَبْ مُسْلِماً)1
🔰پيامبر خدا صلّىاللّٰهعليهوآله فرمودند:
روزهدار در عبادت خدا به سر برد هر چند در رختخوابش خواب باشد ولى به آن شرط كه مسلمانى را غيبت نكند.
🔺قوله عليهالسلام: « ما لم يغتب مسلما » يحتمل أن يكون هذا على المثال ، ويحتمل أن يكون لخصوص الغيبة مدخلا في الحرمان عن كناية ثواب العبادة له ، وربما يقال : لأنه نوع من الأكل لقوله تعالى « أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً »2
✍مرحوم مجلسی اعلیاللهمقامه در شرح روایت می فرمایند👇
🔺حدیث شریف که فرمودند مادامی که غیبت نکند.
احتمال دارد غییت نکردن؛ مِن باب مثال باشد(یعنی ثواب روزه دار را دارد مادامی که گناه نکند اعم از غیبت و غیر غیبت)
یا احتمال دارد خصوص غیبت مد نظر باشد که داخل در حرامها است و کنایه از کم کردن ثواب روزه را دارد.
و میشود گفت که بخاطر اینکه طبق آیه قرآن غیبت نوعی خوردن است(خوردن گوشت برادر مومن)
أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً »
📚منابع:
1:الكافي ج4ص 64
2: مرآة العقول ج16ص202
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖سالروز نزول انجیل
🔺وفي اليوم الثاني عشر نزل الانجيل على عيسى بن مريم عليه السلام)1
🔸مرحوم شیخ مفید:
در روز دوازدهم ماه مبارک رمضان، انجیل بر حضرت عیسی علیه السلام نازل شده است
🔺عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: نَزَلَتِ التَّوْرَاةُ فِي سِتٍّ مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ نَزَلَ الْإِنْجِيلُ فِي اثْنَتَيْ عَشْرَةَ لَيْلَةً مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ نَزَلَ الزَّبُورُ فِي لَيْلَةِ ثَمَانِيَ عَشَرَةَ مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ نَزَلَ الْقُرْآنُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ)2
🔸ابو بصير گويد:
امام صادق عليهالسّلام فرمودند:
كتاب آسمانى تورات در ششم ماه رمضان فرود آمد
كتاب آسمانى انجيل در شب دوازدهم ماه رمضان فرود آمد
كتاب آسمانى زبور در شب هيجدهم ماه رمضان فرود آمد
و قرآن (اين كتاب آسمانى) در شب قدر فرود آمد.
📚منابع:
1:مسار الشيعة ج1 ص 23
2: الكافي ج4 ص157
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖سالروز عقد اخوت اصحاب
🔺وفي اليوم الثانی عشر.....
ويوم المؤاخاة الذي آخى فيه النبي صلى الله عليه وآله بين صحبه، وآخى بينه وبين علي صلوات الله عليهما)1
🔸مرحوم شیخ مفید:
در روز ۱۲ ماه مبارک رمضان، پیامبر صلیاللهعلیهوآله بین اصحاب خویش عقد اخوت و برادری برقرار کرد و بین خود و امیرالمومنین علیهالسلام عقد اخوت اعلام کردند
👇عقد اخوت در تاریخ👇
🔺تَارِيخِ اَلْبَلاذِرِيِّ وَ اَلسَّلاَمِيِّ وَ غَيْرِهِمَا عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ وَ غَيْرِهِ : لَمَّا نَزَلَ قَوْلُهُ تَعَالَى إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ آخَى رَسُولُ اَللَّهِ بَيْنَ اَلْأَشْكَالِ وَ اَلْأَمْثَالِ فَآخَى بَيْنَ أَبِي بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ بَيْنَ عُثْمَانَ وَ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ وَ بَيْنَ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ وَ سَعِيدِ بْنِ زَيْدٍ وَ بَيْنَ طَلْحَةَ وَ اَلزُّبَيْرِ وَ بَيْنَ أَبِي عُبَيْدَةَ وَ سَعْدِ بْنِ مُعَاذٍ - وَ بَيْنَ مُصْعَبِ بْنِ عُمَيْرٍ وَ أَبِي أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيِّ وَ بَيْنَ أَبِي ذَرٍّ وَ اِبْنِ مَسْعُودٍ وَ بَيْنَ سَلْمَانَ وَ حُذَيْفَةَ وَ بَيْنَ حَمْزَةَ وَ زَيْدِ بْنِ حَارِثَةَ وَ بَيْنَ أَبِي اَلدَّرْدَاءِ وَ بِلاَلٍ وَ بَيْنَ جَعْفَرٍ اَلطَّيَّارِ وَ مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ وَ بَيْنَ اَلْمِقْدَادِ وَ عَمَّارٍ وَ بَيْنَ عَائِشَةَ وَ حَفْصَةَ وَ بَيْنَ زَيْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ وَ مَيْمُونَةَ وَ بَيْنَ أُمِّ سَلَمَةَ وَ صَفِيَّةَ حَتَّى آخَى بَيْنَ أَصْحَابِهِ بِأَجْمَعِهِمْ عَلَى قَدْرِ مَنَازِلِهِمْ ثُمَّ قَالَ أَنْتَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوكَ يَا عَلِيُّ .)2
🔰مرحومابن شهر آشوب از کتب تاریخی اهل تسنن نقل میکند:
زمانی که آیه شریفه: اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
نازل شد
حضرت نیز میان اصحابش عقد اخوّت بست و هر کس با دیگری که همفکرش بود برادر میشد.
مثلاً: ابوبکر با عمر، عثمان با عبدالرحمن، سلمان با ابوذر، طلحه با زبیر، مصعب با ابو ایوب انصاری، حمزه با زید بن حارثه، ابودرداء با بلال، جعفر طیار با معاذ بن جبل، مقداد با عمار، عایشه با حفصه، ام سلمه با صفیه و شخص پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) با حضرت علی (علیهالسلام) برادر شدند.»
📚منابع
1: مسار الشيعة: 23
2: المناقب ج ۲، ص ۱۸۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
هدایت شده از علم الحدیث
➖فضیلت خاص جمعهِ ماه مبارک
🛑 عَنْ جَابِرٍ قَالَ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ: إنَّ لِجُمَعِ شَهْرِ رَمَضَانَ عَلَى جُمَعِ سَائِرِ الشُّهُورِ فَضْلاً كَفَضْلِ شَهْرِ رَمَضَانَ عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ.
🔰جابر از حضرت باقر علیهالسلام نقل می کند که فرمودند:
فضیلت و برتری جمعههای ماه رمضان بر جمعههای سایر ماههای سال، همچون فضیلت و برتری ماه رمضان بر سایر ماههای سال میباشد.
📚كافي ج3ص 42
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖سریال معاویه)5 (بررسی کاتبالوحی بودن معاویه) ✍🏻
➖سریال معاویه)6
(بررسی کاتبالوحی بودن معاویه)
🛑قولهم: إنّ معاوية كاتب الوحي و قد كان بين يدي النبيّ أربعة عشر نفسا يكتبون الوحي و أقومهم أمير المؤمنين عليه السّلام، فبما ذا يستحقّ معاوية هذا النعت دونه و دون غيره من الكتّاب؟
و قد علم
أنّ معاوية عليه الهاوية لم يزل مشركا مدّة كون النبيّ صلّى اللّه عليه و آله مبعوثا، يكذّب بالوحي، و يهزأ بالشرع، و كان باليمن يوم الفتح يطعن على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و يكتب إلى أبيه صخر بن حرب يعيّره بإسلامه و يقول له: صبوت إلى دين محمّد، و ممّا كتب به إلى أبيه من قبل أن يسلم قوله......
🔰مرحوم کراجکی:
ادعای آنها: معاویه کاتب وحی بوده است. در حالی که چهارده نفر نزد پیامبر وحی مینوشتند و برترین آنها امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بود.
پس معاویه بر چه اساسی شایسته این لقب است، در حالی که نه امیرالمومنین علیهالسلام و نه دیگر نویسندگان را کاتب الوحی خطاب نکردند؟
دانسته شده است که معاویه -که جایگاهش در جهنم باد- در طول دوران پیامبری مشرک بود، وحی را تکذیب میکرد و شرع را به سخره میگرفت.
در روز فتح مکه در یمن بود و به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) طعنه میزد و به پدرش، صخر بن حرب، نامه مینوشت و او را به خاطر اسلام آوردنش سرزنش میکرد و به او میگفت: به دین محمد گرویدی! از جمله چیزهایی که قبل از مسلمان شدنش به پدرش نوشت، این بود:
ای صخر، از روی میل اسلام نیاور که ما را مفتضح کنی / بعد از کسانی که در بدر تکه تکه شدند.
دایی من و عمویم و عموی مادرم که سومین آنهاست / و حنظل خیر، بیخوابی را به ما هدیه داد.
به کاری که ما را به زحمت میاندازد تکیه نکن / و رقاصههای مکه با آن کارها رسوا میشوند.
مرگ آسانتر است از اینکه دشمنان بگویند / پسر حرب از عزّی روی گرداند، اگر جدا شود.
اگر امتناع کنی، ما هم از آنچه میخواهی امتناع میکنیم / و لات و عزّی را رها مکن، وقتی در آغوش همند.
فتح مکه در ماه رمضان سال هشتم هجری بود، و معاویه در آن زمان بر شرک خود پابرجا بود و از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرار میکرد، زیرا پیامبر خونش را هدر کرده بود.
پس به مکه گریخت و چون پناهگاهی نیافت، از روی ناچاری به سوی پیامبر (صلیاللهعلیهواله) رفت و پنج یا شش ماه قبل از وفات پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) تظاهر به اسلام کرد و خود را به عباس بن عبدالمطلب چسباند و او از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) برایش شفاعت خواست و پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) او را بخشید.
سپس شفاعت کرد که او را گرامی بدارد و به جمع نویسندگان اضافه کند. پیامبر (صلیاللهعلیهواله) پذیرفت و او را یکی از چهارده نویسنده قرار داد.
به نظر شما او در مدت شش ماه چقدر میتواند بنویسد که شایسته لقب کاتب وحی باشد؟
اگر تعصب نبود که گوشها را کر و چشمها را کور کرده است، بر اهل عقل پوشیده نیست که صرف نوشتن فضیلت به حساب نمیآید، مگر اینکه با ایمان و اعتقاد صحیح همراه باشد. زیرا عبدالله بن ابی سرح برای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) مینوشت، سپس مرتد شد و مشرک از دنیا رفت، و در مورد او نازل شد: «وَلَکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ».
و روایت شده است که آخرین نویسنده وحی ابن ابی سرح بود، و از اسلام برگشت و در حال کفر از دنیا رفت و دفن شد، اما زمین او را نپذیرفت. پس چگونه معاویه این لقب را به دست آورد و از دیگران متمایز شد؟
و مشهور است که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) او را بر منبر خود لعنت کرد و خبر داد که بر غیر دین اسلام خواهد مرد.
از جمله روایاتی که در این زمینه نقل شده است: پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به خطبه ایستاد و معاویه دست پدرش را گرفته بود. پیامبر (صلیاللهعلیهواله) فرمود: «خداوند لعنت کند رهبر و پیرو را.»
چه روزهای بدی برای این امت توسط معاویه پیش آمد؟
و از عبدالله بن عمر روایت شده است که گفت: نزد پیامبر (صلیاللهعلیهآله) آمدم و شنیدم که میفرماید: «به زودی مردی بر شما وارد میشود که بر غیر سنت من میمیرد.» پس معاویه وارد شد.
و در خبر دیگری آمده است: «به زودی مردی از اهل جهنم بر شما وارد میشود.» پس معاویه وارد شد.
و از جابر روایت شده است که پیامبر (صلیاللهعلیهواله) فرمود: «معاویه بر غیر دین من میمیرد.»
و از طریق دیگری: «کافر میمیرد
📚: التعجب من اغلاط العامه 106
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖سریال معاویه)7
(خلط بین دو واقعه)
✍️در باب دو نقدی که به کاتبالوحی بودن معاویه از کتاب الطرائف مرحوم سید)1 و التعجب مرحوم کراجکی)2 نقل کردیم:
اینجا
اینجا
هر دو مورد از شخصی یاد کردند که کاتب الوحی بوده سپس مرتد شد و بعد از ارتداد در بین مسیحیان از دنیا رفت زمین از قبول جنازه وی سرباز زد و نام این شخص را عبداللهبن ابی سرح اعلام کردند
اما
با تفحص و تحقیقی انجام شد! ظاهرا مرحوم کراجکی و مرحوم سیدبنطاووس بین دو شخصیت خلط کردند:
👈در بین کاتبان وحی دو نفر مرتد شدند:
1: شخصی که ابتداء مسیحی بود و سپس مسلمان شد و در انتهاء مرتد شد و زمین از قبول جنازه وی سر باز زد.
2: عبدالله بن ابی سرح: برادر رضاعی عثمان بن عفان، در فتح مکه واجب القتل شد اما با وساطت عثمان از طرف پیامبر صلیاللهعلیهوآله شفاعت گرفت:
🔺ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ)3
🔸ابو بصير مىگويد:
از يكى از دو امام باقر و صادق عليه السّلام پيرامون تفسير اين آيه شريفه: ... وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ ... پرسيدم. فرمود: اين آيه در باره ابن ابى سرح نازل شد كه عثمان او را به
حكومت مصر گماشته بود، و او همان كسى است كه در روز فتح مكه، پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خونش را هدر دانست. او از كسانى بود كه براى پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قرآن مىنوشت و چون خداوند از آسمان نازل مىفرمود: «أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» او مىنوشت: «إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ». پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به او مىفرمود: اين را ننويس و همان را بنويس كه نازل شده، درست است كه: «إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»، ولى همان را كه به من نازل شده بنويس. ابن ابى سرح همان كسى بود كه به منافقان مىگفت: من از پيش خود مانند آنچه او [پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم] مىآورد مىگويم و او تغييرش نمىدهد، و از اين رو خدا در بارهاش اين آيه را نازل فرمود:
👇عامل اصلی شورش👇
🔺 منها أنه جاء إلى عثمان أهل مصر يشكون ممن ولاه عليهم و هو ابن أبي سرح و قالوا: كيف توليه على المسلمين و قد أباح رسول اللّه (صلى اللّه عليه و سلم) يوم الفتح دمه؟)4
🔸از عمال عثمان، عبدالله بن ابی سرح بود که از طرف عثمان حاکم مصر شد مسلمین مصر که از ظلم و جور عبدالله بن ابی سرح شاکی شده بودند نزد عثمان آمدند و گفتند چرا کسی که از پیامبر صلی الله علیه و اله خون وی را مباح اعلام کرده بود بر ما حاکم کرده ای؟
👇پیامبر راضی به عفو نبود👇
🔺قالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص لِلْأَنْصَارِ يَوْمَ فَتْحِ مكَّة وَ قَدْ جَاءَ عثمانُ بِعَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِي سَرْحٍ وَ سَأَلَهُ أَنْ يَرْضَى عَنْهُ وَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص قَبْلَ ذَلِكَ قَدْ أَهْدَرَ دَمَهُ وَ أَمَرَ بِقَتْلِهِ فَلَمَّا رَأَى عُثْمَانَ اِسْتَحَى مِنْ رَدِّهِ وَ سَكَتَ طَوِيلاً لِيَقْتُلَهُ بَعْضُ اَلْمُؤْمِنِينَ)5
🔸پیامبر اکرم (ص) در روز فتح مکه به انصار فرمود:
در آن روز، عثمان عبدالله بن سعد بن ابی سرح را به حضور پیامبر آورد و از او خواست که درباره او راضی باشد. در حالی که رسول خدا (ص) پیش از آن، خون او را حلال کرده و دستور به قتل او صادر کرده بود.
وقتی عثمان او را به حضور پیامبر (ص) آورد، پیامبر (ص) از اینکه او را رد کند، شرم کرد و مدتی طولانی سکوت کرد. در این بین، برخی از مؤمنان منتظر بودند که اجازه بگیرند تا او را بکشند. اما مؤمنان به خاطر انتظار برای دستور پیامبر (ص) این کار را نکردند.
سپس پیامبر (ص) به انصار فرمود: «آیا در میان شما مردی نیست که به سوی او برود و او را بکشد؟» در این هنگام، عباد بن بشر گفت: «ای رسول خدا (ص)، من هنوز به چشمان شما نگاه میکنم و منتظرم که شما به من علامت بدهید تا او را بکشتم.» پیامبر (ص) به او فرمود: «انبیاء خیانت ندارند و نشان چشم به کسی نمیدهند.»
ادامه دارد ان شاءالله
📚منابع:
1: الطرائف ج2، ص: 502
2: التعجب من اغلاط العامه 106
3: الکافي: ج8، ص 201
4: : السيرة الحلبیة ج 2 ص 106
5: تنزیة الانبیا 111
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖سریال معاویه)8
(خلط بین دو واقعه)
دومین شخص از کاتبان وحی مرتد شد
🔺عبْدُ العَزِيزِ، عَنْ أَنَسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: كَانَ رَجُلٌ نَصْرَانِيًّا فَأَسْلَمَ، وَقَرَأَ البَقَرَةَ وَآلَ عِمْرَانَ، فَكَانَ يَكْتُبُ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَعَادَ نَصْرَانِيًّا، فَكَانَ يَقُولُ: مَا يَدْرِي مُحَمَّدٌ إِلَّا مَا كَتَبْتُ لَهُ فَأَمَاتَهُ اللَّهُ فَدَفَنُوهُ، فَأَصْبَحَ وَقَدْ لَفَظَتْهُ الأَرْضُ، فَقَالُوا: هَذَا فِعْلُ مُحَمَّدٍ وَأَصْحَابِهِ لَمَّا هَرَبَ مِنْهُمْ، نَبَشُوا عَنْ صَاحِبِنَا فَأَلْقَوْهُ، فَحَفَرُوا لَهُ فَأَعْمَقُوا، فَأَصْبَحَ وَقَدْ لَفَظَتْهُ الأَرْضُ، فَقَالُوا: هَذَا فِعْلُ مُحَمَّدٍ وَأَصْحَابِهِ، نَبَشُوا عَنْ صَاحِبِنَا لَمَّا هَرَبَ مِنْهُمْ فَأَلْقَوْهُ، فَحَفَرُوا لَهُ وَأَعْمَقُوا لَهُ فِي الأَرْضِ مَا اسْتَطَاعُوا، فَأَصْبَحَ وَقَدْ لَفَظَتْهُ الأَرْضُ، فَعَلِمُوا: أَنَّهُ لَيْسَ مِنَ النَّاسِ، فَأَلْقَوْهُ " )1
🔸صحیح بخاری:
مردی نصرانی بود که مسلمان شد و سورههای بقره و آل عمران را خواند و برای پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) مینوشت. سپس دوباره نصرانی شد و میگفت: محمد نمیداند جز آنچه من برای او نوشتم
خداوند او را مرگ داد و مسیحیان او را دفن کردند، اما صبح روز بعد، زمین او را پس زد.
آنها گفتند: این کار محمد و اصحابش است، وقتی که او از آنها فرار کرد، قبر او را نبش کردند و او را به زمین انداختند.
پس دوباره او را دفن کردند و زمین او را پس زد.
آنها دوباره گفتند: این کار محمد و اصحابش است، و این بار هم قبر او را نبش کردند. سپس، هرچه توانستند عمیقتر برای او حفاری کردند، اما صبح روز بعد، دوباره زمین او را پس زد. در نهایت، آنها پی بردند که او از انسانها نیست، بنابراین، او را انداختند.»
🔺حدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ، حَدَّثَنَا أَبُو النَّضْرِ، حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ وَهُو ابْنُ الْمُغِيرَةِ، عَنْ ثَابِتٍ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ: " كَانَ مِنَّا رَجُلٌ مِنْ بَنِي النَّجَّارِ قَدْ قَرَأَ الْبَقَرَةَ وَآلَ عِمْرَانَ وَكَانَ يَكْتُبُ لِرَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَانْطَلَقَ هَارِبًا حَتَّى لَحِقَ بِأَهْلِ الْكِتَابِ، قَالَ: فَرَفَعُوهُ، قَالُوا: هَذَا قَدْ كَانَ يَكْتُبُ لِمُحَمَّدٍ فَأُعْجِبُوا بِهِ، فَمَا لَبِثَ أَنْ قَصَمَ اللهُ عُنُقَهُ فِيهِمْ، فَحَفَرُوا لَهُ فَوَارَوْهُ، فَأَصْبَحَتِ الْأَرْضُ قَدْ نَبَذَتْهُ عَلَى وَجْهِهَا، ثُمَّ عَادُوا فَحَفَرُوا لَهُ، فَوَارَوْهُ فَأَصْبَحَتِ الْأَرْضُ قَدْ نَبَذَتْهُ عَلَى وَجْهِهَا، ثُمَّ عَادُوا فَحَفَرُوا لَهُ، فَوَارَوْهُ فَأَصْبَحَتِ الْأَرْضُ قَدْ نَبَذَتْهُ عَلَى وَجْهِهَا، فَتَرَكُوهُ مَنْبُوذًا ")2
🔸صحیح مسلم:
انس بن مالک گفت:
«مردی از ما از بنی نجار بود که سورهی بقره و آل عمران را خوانده بود و برای رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) مینوشت. سپس فرار کرد و به اهل کتاب پیوست. مردم او را بردند و گفتند: "این مرد کسی است که برای محمد مینوشت" و از او خوششان آمد.
اما زود بود که خداوند گردن او را در میان آنها شکست و آنها او را دفن کردند. صبح روز بعد، زمین او را بر روی صورتش بیرون انداخت. سپس دوباره برگشتند و او را دفن کردند، اما صبح روز بعد، دوباره زمین او را بر روی صورتش بیرون انداخت. پس دوباره برگشتند و حفاری کردند که او را دفن کنند، اما صبح روز بعد، زمین دوباره او را بر روی صورتش بیرون انداخت. در نهایت، آنها او را به حال خود گذاشتند و او به حالت منبوذ باقی ماند.»
👇🏻نتیجه👇🏻
با توجه به بیان هر دو مدل گزارشات مشخص شد که دو نفر از کاتبان وحی مرتد شدند یک: شخص مسیحی شد و به مسیحیان پناهنده شد و دیگری عبدالله بن ابی سرح مرتد شد و به مشرکان مکه پناهنده شد
لذا ظاهرا مرحوم سید بن طاووس و مرحوم کراجکی بین دو واقعه خلط کرده اند
✍: نقد و نظرات اساتید و دوستان عزیز در رابطه با این خلط را خوشحال میشم بشنومم.
📚منابع:
1: صحيح البخاري ج 4 ص202
2: صحيح المسلم ج 4 ص214.
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi