@Maddahionlinمداحی آنلاین - شهر مدینه باز عزادار یه داغه - نریمان پناهی.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
➖روضه امام صادق برای حضرت زهرا سلاماللهعلیهما😭
🛑عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ اَلسَّكُونِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ أَنَا مَغْمُومٌ مَكْرُوبٌ فَقَالَ لِي يَا سَكُونِيُّ مِمَّا غَمُّكَ قُلْتُ وُلِدَتْ لِي اِبْنَةٌ فَقَالَ يَا سَكُونِيُّ عَلَى اَلْأَرْضِ ثِقْلُهَا وَ عَلَى اَللَّهِ رِزْقُهَا تَعِيشُ فِي غَيْرِ أَجَلِكَ وَ تَأْكُلُ مِنْ غَيْرِ رِزْقِكَ فَسَرَّى وَ اَللَّهِ عَنِّي فَقَالَ لِي مَا سَمَّيْتَهَا قُلْتُ فَاطِمَةَ قَالَ آهِ آهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى جَبْهَتِهِ فَقَالَ .....أَمَّا إِذَا سَمَّيْتَهَا فَاطِمَةَ فَلاَ تَسُبَّهَا وَ لاَ تَلْعَنْهَا وَ لاَ تَضْرِبْهَا .
🔰سكونى گويد:
روزى با اندوه خدمت امام صادق عليهالسّلام شرفياب شدم، فرمود: اى سكونى! چرا اندوهگين هستى؟
عرض كردم: دخترى برايم متولّد شده است،
فرمود: اى سكونى! سنگينى دخترت بر زمين و روزى او به عهده خداوند است؛ او در غير زندگى تو زندگى مىكند و جز روزى تو بهره مىبرد، سكونى گويد: به خدا سوگند! سخن حضرتش غم را از من زدود.
آنگاه فرمود: نام او را چه گذاشتهاى؟
عرض كردم: فاطمه .
آن حضرت به ياد مظلوميّت حضرت زهرا عليهاالسّلام افتاد و فرمود: آه! آه. 😭
سپس دست مبارك را بر پيشانى گذاشت و فرمود:....آنگاه كه نام دخترت را فاطمه نهادى؛
به او دشنام نده، او را لعنت نكن و او را كتك نزن.
📚الکافي ج ۶، ص ۴۸_۴۹
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖آتش بر خانه وحی😭
🛑عنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: وَجَّهَ أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ زَيْدٍ وَ هُوَ وَالِيهِ عَلَى الْحَرَمَيْنِ أَنْ أَحْرِقْ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ دَارَهُ فَأَلْقَى النَّارَ فِي دَارِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فَأَخَذَتِ النَّارُ فِي الْبَابِ وَ الدِّهْلِيزِ فَخَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَتَخَطَّى النَّارَ وَ يَمْشِي فِيهَا وَ يَقُولُ أَنَا ابْنُ أَعْرَاقِ الثَّرَى أَنَا ابْنُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ ع)1
🔰مفضل بن عمر،گويد:
ابو جعفر منصور(عباسى)(خليفه عباسى)به حسن بن زيد كه از طرف او والى مكه و مدينه بود پيغام داد كه خانه جعفر بن محمد را آتش بزن او هم خانه را آتش زد و امام صادق عليه السّلام بيرون شد و در ميان آن آتش افروخته،گام مىزد و مىفرمود:من فرزند بهترين رگهها و ريشه هاى زمين و اركان آن، يعنى فرزند حضرت اسماعيل هستم، من پسر حضرت ابراهيم خليل اللَّه هستم. 😭
👇نکته👇
🔺 أرسل و الحسن هو ابن زيد بن الحسن بن علي بن أبي طالب، و يدل على ذمه و انحرافه عن الأئمة عليهم السلام) 2
🔸علامه مجلسی علیهالرحمه:
در متن روایت نوشته بود که الحسن بن زید از طرف منصور عباسی برای اتش زدن خانه امام صادق علیهالسلام فرستاده شده بود :
👈اسم کامل وی:
حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب است {از نسل امام حسن علیهالسلام} که این روایت دلالت بر ذم وی و انحراف وی از عقیده ائمه علیهم السلام میکند.
👇اعراق الثری👇
🔺العرق الأصل و أصول الأرض الأنبياء ع و يقال فحل معرق أي عريق النسب أصيل )3
🔸مرحوم فیض کاشانی:
«عرق» به معنای «اصل» است و «اصول زمین» اشاره به انبیاء (علیهم السلام) دارد. همچنین، به واژه «فحل معرق» اشاره میشود که به معنای «نسلدار» یا «عریق النسب» است، به این معنا که دارای نَسَب اصیل و ریشهدار است.
🔺بيان رأيت في بعض الكتب أن أعراق الثرى كناية عن إسماعيل ع و لعله إنما كنى عنه بذلك لأن أولاده انتشروا في البراري)4
🔸مرحومعلامه مجلسی:
«در بعضی از کتابها آمده است که "أعراق الثرى" (ریشههای زمین) کنایه از اسماعیل (علیهالسلام) است، و احتمالاً این کنایه به او به این خاطر است که فرزندان او در بیابانها و مناطق مختلف پراکنده شدهاند.»
📚:منابع
1:الكافي ج1، ص: 473
2: مرآة العقول ج6، ص: 28
3: الوافي، ج3، ص: 790
4: بحار الأنوار ج47، ص: 136
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖وصیّ واقعی امام صادق علیه السلام چه کسی بود؟
🛑داوُدُ بْنُ كَثِيرٍ الرَّقِّيُّ قَالَ- أَتَى أَعْرَابِيٌّ إِلَى أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ فَسَأَلَهُ خَبَراً فَقَالَ تُوُفِّيَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ فَشَهِقَ شَهْقَةً وَ أُغْمِيَ عَلَيْهِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ هَلْ أَوْصَى إِلَى أَحَدٍ قَالَ نَعَمْ أَوْصَى إِلَى ابْنِهِ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُوسَى وَ أَبِي جَعْفَرٍ الْمَنْصُورِ فَضَحِكَ أَبُو حَمْزَةَ وَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا إِلَى الْمَهْدِيِّ وَ بَيَّنَ لَنَا عَنِ الْكَبِيرِ وَ دَلَّنَا عَلَى الصَّغِيرِ وَ أَخْفَى عَنْ أَمْرٍ عَظِيمٍ فَسُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ فَقَالَ بَيَّنَ عُيُوبَ الْكَبِيرِ وَ دَلَّ عَلَى الصَّغِيرِ لِإِضَافَتِهِ إِيَّاهُ وَ كَتَمَ الْوَصِيَّةَ لِلْمَنْصُورِ لِأَنَّهُ لَوْ سَأَلَ الْمَنْصُورُ عَنِ الْوَصِيِّ لَقِيلَ أَنْتَ.
🔰داود بن كثير رقى گفت:
مرد عربى پيش ابو حمزه ثمالى آمده، ابوحمزه از ویچيزى پرسيد-مرد اعرابی گفت حضرت صادق از دنيا رفت.
ابوحمزه نالهاى زده بيهوش شد.
وقتى بهوش آمد پرسيد كسى را وصى قرار داده گفت بلى و پسر خود عبد اللّٰه و موسى و منصور دوانيقى را وصى خود قرار داده ابو حمزه لبخندى زده گفت الحمد للّٰه كه ما را هدايت نمود و ما را به بزرگتر آشنا كرد و كوچكتر را معرفى نمود و مطلب بزرگى را پنهان داشت.
توضيح خواستند از اين جملات مبهمش گفت عيبهاى پسر بزرگتر را نمود و ما را راهنمائى به فرزند كوچكتر موسى بن جعفر نمود و وصى واقعى را از منصور پنهان كرد اگر او بگويد وصى جعفر بن محمّد كيست بگويند خودت.
📚: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج4، ص: 320
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖وصی امام صادق علیه السلام چه کسی بود؟
🛑روَی أَبُو أَیُّوبَ الْخُوزِیُّ قَالَ: بَعَثَ إِلَیَّ أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ
فَدَخَلْتُ عَلَیْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَی کُرْسِیٍّ وَ بَیْنَ یَدَیْهِ شَمْعَةٌ وَ فِی یَدِهِ کِتَابٌ فَلَمَّا سَلَّمْتُ عَلَیْهِ رَمَی الْکِتَابَ إِلَیَّ وَ هُوَ یَبْکِی وَ قَالَ هَذَا کِتَابُ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ یُخْبِرُنَا أَنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ قَدْ مَاتَ فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ ثَلَاثاً وَ أَیْنَ مِثْلُ جَعْفَرٍ- ثُمَّ قَالَ لِی اکْتُبْ فَکَتَبْتُ صَدْرَ الْکِتَابِ ثُمَّ قَالَ اکْتُبْ إِنْ کَانَ أَوْصَی إِلَی رَجُلٍ بِعَیْنِهِ فَقَدِّمْهُ وَ اضْرِبْ عُنُقَهُ قَالَ فَرَجَعَ الْجَوَابُ إِلَیْهِ أَنَّهُ قَدْ أَوْصَی إِلَی خَمْسَةٍ أَحَدُهُمْ أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ سُلَیْمَانَ وَ عَبْدُ اللَّهِ وَ مُوسَی ابْنَیْ جَعْفَرٍ وَ حَمِیدَةَ فَقَالَ الْمَنْصُورُ لَیْسَ إِلَی قَتْلِ هَؤُلَاءِ سَبِیلٌ.) 1
🔰 ابو ایوب خوزی گفت:
منصور دوانیقی نیمه شب به دنبال من فرستاد، وقتی رفتم روی تخت نشسته بود، شمعی در مقابلش میسوخت و در دست نامه ای داشت، تا سلام کردم نامه را پیش من انداخت و شروع به گریه کرد.
گفت این نامه محمّد بن سلیمان است که نوشته جعفر بن محمّد از دنیا رفته است «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» سه مرتبه این عبارت را گفت کجا میتوان کسی چون جعفر بن محمّد پیدا کرد.
سپس به من گفت بنویس.
اول نامه را نوشتم، گفت بنویس اگر شخص معینی را وصی خود قرار داده گردنش را بزن.
جواب آمد که پنج نفر را وصی خود قرار داده است، یکی از آنها خود منصور ابو جعفر است، محمد بن سلیمان، عبد اللَّه و موسی دو پسرش و حمیده. منصور گفت نمی توان اینها را کشت.
👇شرح روایت👇
🛑وجه التقية في تشريك هؤلاء ظاهر و مع ذلك أوضح الأمر إذ معلوم أن ذكر منصور بن سليمان للتقية، و معلوم أيضا أن حميدة لم تكن قابلة للإمامة فبقي الأمر مترددا بين الوالدين، و لو كان الأكبر قابلا للإمامة لم يضم إليه الأصغر فبين عليه السلام بذلك أنه غير قابل لذلك، فتعين موسى عليه السلام.)2
🔰 علامه مجلسی رحمه الله علیه:
وجه تقیه در حدیث مشهود است با وجود تقیه امر{امامت} واضح است چون معلوم است که نام بردن منصور دوانیقی برای تقیه است{ چون انسان فاجر صلاحیت امام شدن را ندارد و همچنین حمیده{ همسر امام صادق علیه السلام} زیرا نِسوان قابلیت امام شدن را ندارند.پس امامت مردد میشود بین دو فرزند امام صادق علیه السلام یعنی عبدالله و موسی و اگر فرزند بزرگتر { عبدالله} لیاقت امامت را داشت هیچ وقت فرزند کوچکتر { امام کاظم علیه السلام} را در وصیت نام نمیبرد لذا امام صادق علیه السلام امر را واضح بیان کرده است و در بین وصی ها فقط امام موسی کاظم علیه السلام قابلیت امام شدن برای جامعه را دارد .
📚: منابع
1:الکافی ،ج ۱ ،ص ۳۱۰
2: مرآة العقول ج3، ص: 338
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖فضای خفقان شدید بعد از شهادت امام صادق علیه السلام
قسمت اول
🛑عنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: كُنَّا بِالْمَدِينَةِ بَعْدَ وَفَاةِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَا وَ صَاحِبُ اَلطَّاقِ وَ اَلنَّاسُ مُجْتَمِعُونَ عَلَى عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ أَنَّهُ صَاحِبُ اَلْأَمْرِ بَعْدَ أَبِيهِ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ أَنَا وَ صَاحِبُ اَلطَّاقِ وَ اَلنَّاسُ عِنْدَهُ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ رَوَوْا عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ إِنَّ اَلْأَمْرَ فِي اَلْكَبِيرِ مَا لَمْ تَكُنْ بِهِ عَاهَةٌ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ نَسْأَلُهُ عَمَّا كُنَّا نَسْأَلُ عَنْهُ أَبَاهُ فَسَأَلْنَاهُ عَنِ اَلزَّكَاةِ فِي كَمْ تَجِبُ فَقَالَ فِي مِائَتَيْنِ خَمْسَةٌ فَقُلْنَا فَفِي مِائَةٍ فَقَالَ دِرْهَمَانِ وَ نِصْفٌ فَقُلْنَا وَ اَللَّهِ مَا تَقُولُ اَلْمُرْجِئَةُ هَذَا قَالَ فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ فَقَالَ وَ اَللَّهِ مَا أَدْرِي مَا تَقُولُ اَلْمُرْجِئَةُ قَالَ فَخَرَجْنَا مِنْ عِنْدِهِ ضُلاَّلاً لاَ نَدْرِي إِلَى أَيْنَ نَتَوَجَّهُ أَنَا وَ أَبُو جَعْفَرٍ اَلْأَحْوَلُ فَقَعَدْنَا فِي بَعْضِ أَزِقَّةِ اَلْمَدِينَةِ بَاكِينَ حَيَارَى لاَ نَدْرِي إِلَى أَيْنَ نَتَوَجَّهُ وَ لاَ مَنْ نَقْصِدُ وَ نَقُولُ إِلَى اَلْمُرْجِئَةِ إِلَى اَلْقَدَرِيَّةِ إِلَى اَلزَّيْدِيَّةِ إِلَى اَلْمُعْتَزِلَةِ إِلَى اَلْخَوَارِجِ
🔰هشام بن سالم گويد:
پس از وفات امام صادق عليه السّلام من و مؤمن الطاق در مدينه بوديم،مردم همه دور عبد اللّه بن جعفر(عبد اللّه افطح)گرد آمده بودند و اتفاق داشتند كه بعد از پدرش او امام است،من و صاحب الطاق هم نزد او رفتيم و مردم هم نزد او بودند و اين توجه به او براى اين بود كه از امام صادق عليه السّلام روايت داشتند كه:امر امامت در پسر بزرگ است به شرط اين كه عيبى نداشته باشد،ما نزد او رفتيم و از او پرسشهائى كرديم كه از پدرش امام صادق عليه السّلام پرسش مىكرديم،از او پرسيديم زكات در چند درهم واجب است؟
گفت:در ۲۰۰ درهم ۵ درهم است،
گفتم:درصد درهم چطور؟
گفت:۲ درهم و نيم،
گفتم:به خدا،مرجئه(سنّىهاى لا أبالى)هم اين حرف را نمىگويند، گويد:دست به آسمان برداشت و گفت:به خدا من نمىدانم كه مرجئه چه مىگويند؟
(هشام بن سالم)گويد:
ما از نزد او گمراه و سرگردان بيرون آمديم و نمىدانستيم به كجا رويم من بودم و ابو جعفر احول در يكى از كوچههاى مدينه،گريان و سرگردان نشستيم و نمىدانستيم به كجا رو كنيم و به سوى چه كسى برويم و مىگفتيم،به سوى مرجئه،به سوى زيديه،به سوى معتزله،به سوى خوارج
📚:الکافي ج ۱، ص ۳۵۱
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت بیان لاطائلاتی از زبان یک مولوی در رسانه ملی
1⃣: امام زمان حضرت زهرا سلاماللهعلیها چه کسی است؟
2⃣: هدف شوم و نهایی سران سقیفه
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
4⃣:سلسله ظالمین در حق اهلالبیت علیهمالسلام
5⃣: دلیل تظاهر سران غاصب به اسلام
6⃣: همهگناهان بر ذمه آن دو نفر
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖فضای خفقان شدید بعد از شهادت امام صادق علیه السلام قسمت اول 🛑عنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ
➖فضای خفقان بعد از شهادت امام صادق علیهالسلام
قسمت دوم
🛑فَنَحْنُ كَذَلِكَ إِذْ رَأَيْتُ رَجُلاً شَيْخاً لاَ أَعْرِفُهُ يُومِئُ إِلَيَّ بِيَدِهِ فَخِفْتُ أَنْ يَكُونَ عَيْناً مِنْ عُيُونِ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْمَنْصُورِ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ كَانَ لَهُ بِالْمَدِينَةِ جَوَاسِيسُ يَنْظُرُونَ إِلَى مَنِ اِتَّفَقَتْ شِيعَةُ جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْهِ فَيَضْرِبُونَ عُنُقَهُ فَخِفْتُ أَنْ يَكُونَ مِنْهُمْ فَقُلْتُ لِلْأَحْوَلِ تَنَحَّ فَإِنِّي خَائِفٌ عَلَى نَفْسِي وَ عَلَيْكَ وَ إِنَّمَا يُرِيدُنِي لاَ يُرِيدُكَ فَتَنَحَّ عَنِّي لاَ تَهْلِكْ وَ تُعِينَ عَلَى نَفْسِكَ فَتَنَحَّى غَيْرَ بَعِيدٍ وَ تَبِعْتُ اَلشَّيْخَ وَ ذَلِكَ أَنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي لاَ أَقْدِرُ عَلَى اَلتَّخَلُّصِ مِنْهُ فَمَا زِلْتُ أَتْبَعُهُ وَ قَدْ عَزَمْتُ عَلَى اَلْمَوْتِ حَتَّى وَرَدَ بِي عَلَى بَابِ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ثُمَّ خَلاَّنِي وَ مَضَى فَإِذَا خَادِمٌ بِالْبَابِ فَقَالَ لِيَ اُدْخُلْ رَحِمَكَ اَللَّهُ فَدَخَلْتُ فَإِذَا أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ لِيَ اِبْتِدَاءً مِنْهُ لاَ إِلَى اَلْمُرْجِئَةِ وَ لاَ إِلَى اَلْقَدَرِيَّةِ وَ لاَ إِلَى اَلزَّيْدِيَّةِ وَ لاَ إِلَى اَلْمُعْتَزِلَةِ وَ لاَ إِلَى اَلْخَوَارِجِ إِلَيَّ إِلَيَّ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَضَى أَبُوكَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ مَضَى مَوْتاً قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَمَنْ لَنَا مِنْ بَعْدِهِ فَقَالَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ أَنْ يَهْدِيَكَ هَدَاكَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ عَبْدَ اَللَّهِ يَزْعُمُ أَنَّهُ مِنْ بَعْدِ أَبِيهِ قَالَ يُرِيدُ عَبْدُ اَللَّهِ أَنْ لاَ يُعْبَدَ اَللَّهُ
🔰ما در اين حال بوديم كه چشمم به پيره مردى ناشناس افتاد كه با دست به من اشاره مىكرد و من در بيم شدم كه مبادا ازجاسوسان ابى جعفر منصور باشد،زيرا او در مدينه جاسوسى داشت و ماموريت داشتند كه بدانند شيعه به امامت چه كسى متفق مى شوند تا گردن او را بزنند،من ترسيدم از آنها باشد،من به رفيقم احول(ابو جعفر محمد بن نعمان احوال در كوفه صراف بوده و در طاق المحامل دكانى داشته و نزد شيعه و سنى معروف به فضل بوده،و علماء فِرَق در دكان او جمع مىشدند و به آنها مباحثه مى كرد،شيعه او را مؤمن الطاق و صاحب الطاق لقب داده بودند،و سنىها او را شيطان الطاق مىگفتند:براى آنكه از مناظره با او در مىماندند)گفتم:از من دور شو زيرا من بر خود و تو نگرانم و او مرا مىخواهد نه تو را،از من دور شو مبادا هلاك شوى و به زيان خود كمك كنى او كمى دور شد و من به دنبال آن پيره مرد به راه افتادم زيرا معتقد بودم كه از او خلاصى ندارم و دنبال او رفتم تا به در خانۀ امام كاظم(عليه السّلام)رسيدم،در آنجا مرا تنها گذاشت و خودش رفت. ديدم خادمى بر در خانه است و بىپرسش به من گفت:وارد خانه شو خدا رحمتت كند.من در خانه در آمدم و بىانتظار ابو الحسن موسى(عليه السّلام)را ديدم و با من آغاز سخن كرد و فرمود:نه به سوى مرجئه و نه به سوى قدريه و نه به سوى زيديه و نه معتزله و نه خوارج،به سوى من،به سوى من. من گفتم:قربانت،پدرت در گذشت؟فرمود:آرى،گفتم: مُرد؟فرمود:آرى،گفتم:بعد از او كى امام ما است؟فرمود:اگر خدا خواهد تو را به امامت رهبرى مىكند،گفتم:قربانت،عبد الله معتقد است كه پس از پدرش او است،فرمود:عبد الله(افطح) مىخواهد خدا را نپرستد و نخواهد.
📚:الکافي ج ۱، ص ۳۵۱
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖آیا زراره بن اعین از امامت امام کاظم علیهالسلام مطلع بود؟
🛑مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنْ زُرَارَةَ هَلْ كَانَ يَعْرِفُ حَقَّ أَبِيكَ ع فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ لَهُ فَلِمَ بَعَثَ ابْنَهُ عُبَيْداً لِيَتَعَرَّفَ الْخَبَرَ إِلَى مَنْ أَوْصَى الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ إِنَّ زُرَارَةَ كَانَ يَعْرِفُ أَمْرَ أَبِي ع وَ نَصَّ أَبِيهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّمَا بَعَثَ ابْنَهُ لِيَتَعَرَّفَ مِنْ أَبِي ع هَلْ يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَرْفَعَ التَّقِيَّةَ فِي إِظْهَارِ أَمْرِهِ وَ نَصِّ أَبِيهِ عَلَيْهِ وَ أَنَّهُ لَمَّا أَبْطَأَ عَنْهُ ابْنُهُ طُولِبَ بِإِظْهَارِ قَوْلِهِ فِي أَبِي ع فَلَمْ يُحِبَّ أَنْ يُقْدِمَ عَلَى ذَلِكَ دُونَ أَمْرِهِ فَرَفَعَ الْمُصْحَفَ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ إِمَامِي مَنْ أَثْبَتَ هَذَا الْمُصْحَفُ إِمَامَتَهُ مِنْ وُلْدِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع ..
🔰ابراهيم بن محمّد همدانىّ گويد:
به امام رضا عليهالسّلام عرض كردم اى فرزند رسول خدا، مرا از حال زراره خبر ده، آيا حقّ پدرت امام كاظم عليهالسّلام را مىشناخت؟
امام علیهالسلام فرمودند: آرى
گفتم پس چرا پسرش عبيد را فرستاد تا با خبر شود كه امام جعفر صادق عليهالسّلام چه كسى را وصىّ خود قرار داده است؟
فرمود:
زراره به مقام امامت پدرم عارف بود و نصّ امام صادق عليهالسّلام را درباره او مىدانست و جز اين نيست كه پسرش را فرستاد تا از پدرم(امام کاظم علیهالسلام) كسب خبر كند كه آيا براى او جايز است كه تقيّه را در اظهار امر امامت و نصّ بر او كنار بگذارد؟
و چون پسرش دير كرد و از او خواستند تا در باره پدرم( امام بعد از امام صادق علیهالسلام) كلامى بگويد، او دوست نداشت بىدستور امام سخنى بگويد، قرآن را برداشت و گفت:
بار خدايا امام من از فرزندان جعفر بن محمّد عليهمالسّلام است و كسى است كه اين قرآن امامت او را اثبات كرده باشد.
👇نکته👇
امام صادق علیهالسلام در مدینه به شهادت رسیدند ولی زراره در کوفه بودند
📚:كمال الدين ج1، ص: 75
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖دفع یک اشکال
✍بعضی از دوستان سوال کردند با وجود احادیث «اثنیعشر» چگونه ممکن است که مومنطاق و هشامبنسالم از امامت امام کاظم علیهالسلام مطلع نبودهاند؟
👈لذا با توجه به این اشکال در روایت الکافی تشکیک کردند
روایت الکافی قسمت اول
روایت الکافی قسمت دوم
🛑[الشبهة الرابعة حول اختلاف الشيعة في الأئمة ع بعد الإمام الصادق ع]
اعتراض آخر قالت الزيدية لو كان خبر الأئمة الاثني عشر صحيحا لما كان الناس يشكون بعد الصادق جعفر بن محمد ع في الإمامة حتى يقول طائفة من الشيعة بعبد الله و طائفة بإسماعيل و طائفة تتحير حتى
أَنَّ الشِّيعَةَ مِنْهُمْ مَنِ امْتَحَنَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الصَّادِقِ ع فَلَمَّا لَمْ يَجِدْ عِنْدَهُ مَا أَرَادَ خَرَجَ وَ هُوَ يَقُولُ إِلَى أَيْنَ إِلَى الْمُرْجِئَةِ أَمْ إِلَى الْقَدَرِيَّةِ أَمْ إِلَى الْحَرُورِيَّةِ وَ إِنَّ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ سَمِعَهُ يَقُولُ هَذَا فَقَالَ لَهُ لَا إِلَى الْمُرْجِئَةِ وَ لَا إِلَى الْقَدَرِيَّةِ وَ لَا إِلَى الْحَرُورِيَّةِ وَ لَكِنْ إِلَيَّ ..
فانظروا من كم وجه يبطل خبر الاثني عشر أحدها جلوس عبد الله للإمامة و الثاني إقبال الشيعة إليه و الثالث حيرتهم عند امتحانه و الرابع أنهم لم يعرفوا أن إمامهم موسى بن جعفر ع حتى دعاهم موسى إلى نفسه و في هذه المدة مات فقيههم
زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ وَ هُوَ يَقُولُ وَ الْمُصْحَفُ عَلَى صَدْرِهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَئْتَمُّ بِمَنْ أَثْبَتَ إِمَامَتَهُ هَذَا الْمُصْحَفُ ..
فقلنا لهم إن هذا كله غرور من القول و زخرف و ذلك أنا لم ندع أن
جميع الشيعة عرف في ذلك العصر الأئمة الاثني عشر ع بأسمائهم و إنما قلنا إن رسول الله ص أخبر أن الأئمة بعده الاثنا عشر الذين هم أمناؤه و أن علماء الشيعة قد رووا هذا الحديث بأسمائهم و لا ينكر أن يكون فيهم واحد أو اثنان أو أكثر لم يسمعوا بالحديث فأما زرارة بن أعين فإنه مات قبل انصراف من كان وفده ليعرف الخبر و لم يكن سمع بالنص على موسى بن جعفر ع من حيث قطع الخبر عذره
فَوَضَعَ الْمُصْحَفَ الَّذِي هُوَ الْقُرْآنُ عَلَى صَدْرِهِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَئْتَمُّ بِمَنْ يُثْبِتُ هَذَا الْمُصْحَفُ إِمَامَتَهُ ..
و هل يفعل الفقيه المتدين عند اختلاف الأمر عليه إلا ما فعله زرارة على أنه قد قيل إن زرارة قد كان علم بأمر موسى بن جعفر ع و بإمامته و إنما بعث ابنه عبيدا ليتعرف من موسى بن جعفر ع هل يجوز له إظهار ما يعلم من إمامته أو يستعمل التقية في كتمانه و هذا أشبه بفضل زرارة بن أعين و أليق بمعرفته.
🔰زيديه اشکال کرده اند:
اگر احادیث دوازده امام درست بود مردم بعد از فوت امام صادق جعفر بن محمد (علیهما السلام) شك و ترديد در امام بعد نميكردند تا كار حيرانى بجائى كشد كه:
جمعى پيرو عبد اللَّه(افطح، فطحیه) شوند و جمعى پيرو اسماعيل و جمعى از شيعه پس از امتحان عبد اللَّه بن صادق سرگردان شوند و چون او را اهل نديدند از نزد او بيرون آمده و ميگفتند كجا رو كنيم بطائفه مرجئه يا نميدانستند كه امامشان موسى بن جعفر است تا خودش آنها را دعوت كرد و خود را معرفى كرد در بين اين مدت فقيه آنان زرارة بن اعين مرد و در حالى كه قرآن را روى سينهاش داشت گفت بار خدايا من به امامت كسى معتقدم كه اين قرآن امامتش را اثبات كند.
(جواب اشکال)👈جواب آنها را چنين گوئيم كه همه گفتار شما فريب و ظاهرسازيست:
زیرا ما مدعى نيستيم همه در آن عصر دوازده امام را به نام ميشناختند همانا گفتيم كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر داده كه امامان بعد از او دوازده نفر هستند
و علماء شيعه اين حديث را با نام ائمه روايت كردهاند و منكر نيستيم كه در ميان شيعه يكى دو تا يا بيشتر بودند كه اين حديث را نشنيده بودند
راجع به زرارة بن اعين گوئيم جمعى را فرستاد تا خبر امام بعد از حضرت صادق را تحقيق كنند و پيش از آنكه نمايندگان او برگردند فوت کرد و هنوز نص بر امامت موسى بن جعفر را نشنيده بود بطورى كه يقين حاصل كند قطع عذر او بشود وقت وفات قرآن را روى سينهاش گذاشت و گفت بار خدايا من به امامت كسى معتقدم كه اين قرآن امامتش را ثابت كند و آيا شخص فقيه متدين در موقع اختلاف و اشتباه جز كار زرارة را ميكند؟
بعلاوه، گفتهاند كه زراره امامت موسى بن جعفر را ميدانست ولى پسرش عبيد را فرستاد تا
از آن حضرت تحقيق كند كه اجازه دارد اظهار امامت او كند يا دستور تقيه و كتمان دارد و اين قول با فضل زرارة بن اعين و مقام معرفت او مناسبتر است
📚: کمال الدین ج۱ ص۷۴
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadis
علم الحدیث
✍به مناسبت شروع پخش سریال "معاویهبنابیسفیان" در تلویزیون عربستان 1⃣: چرائی اهمیت و بُلد کردن مع
➖معاویه در تفکر شیعه و در تفکر مخالفین
🔺«معاوية بن ابي سفیان ل حاله عند الشيعة معلوم بالشقاء فوقه و عند اهل السنة بالسعدا بل فوقه فتدبر».
🔸معاویه پسر ابوسفیان در عقیده شیعه به شقاوت بلکه مافوق شقاوت است و در نزد مخالفین شیعه جزء سعادتمندان بلکه فوق سعادتمند است
پ ن: حاشيه نسخه خطی کتاب توضیح المقال مرحوم استرآبادی
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadis
➖بررسی القاب خلفاء خودخوانده
قسمت اول
(دزدی و جعل القاب)
✍🏻 مخالفان شیعه برای فضیلتتراشی برای خلفای خودخوانده، تلاشهای متعددی انجام دادند. یکی از راههایی که انتخاب کردند، جعلِ القاب دروغین برای این آنان بود:
-برای ابوبکر، جعل لقب «صدیق»
-برای عمر، جعل لقب «فاروق»
-برای عثمان، جعل لقب «ذیالنورین»
👈🏻 البته باید توجه داشت که مخالفان شیعه برای جعل این القاب، دست به دزدی زدند؛ یعنی القاب امیرالمؤمنین «علیهالسلام» را برای خلفای خودخوانده استفاده کردند. در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد، انشاءالله.
⚡️ معاویه برای این جعلها، گروهی مخصوص برای جعل روایت تشکیل داد.
🔺أن معاوية وضع قوما من الصحابة و قوما من التابعين على رواية أخبار قبيحة في علي ع تقتضي الطعن فيه و البراءة منه و جعل لهم على ذلك جعلا يرغب في مثله فاختلقوا ما أرضاه منهم أبو هريرة و عمرو بن العاص و المغيرة بن شعبة و من التابعين عروة بن الزبير)1
🔸ابنابیالحدید:
او گروهی از صحابه و تابعین را موظف کرد که اخبار زشت و قبیح درباره علی «علیهالسلام» نقل کنند، بهطوریکه این کار به طعنه به او و بیتوجهی به ایشان منجر شود. برای ترغیب این افراد، معاویه برای آنها پاداشهایی تعیین کرد. از این گروه میتوان به ابو هریره، عمرو بن عاص، مغیره بن شعبه و از تابعین به عروة بن زبیر اشاره کرد.
👇🏻نتیجهاینگروه👇🏻
🔺لا تتركوا خبرا يرويه أحد من المسلمين في أبي تراب إلا و تأتوني بمناقض له في الصحابة
فقرئت كتبه على الناس فرويت أخبار كثيرة في مناقب الصحابة مفتعلة لا حقيقة لها)2
معاویه در نامهای به کارگزار خود نوشت: «هیچ فضیلتی برای ابیتراب وجود نداشته باشد مگر اینکه همان فضیلت را برای صحابه بیان کنید.» بدین ترتیب، فضائل امیرالمؤمنین «علیهالسلام» دزدیده شده و جعل این فضائل برای دشمنان امیر المومنین صورت گرفت. نامه معاویه قرائت شد و پس از آن، اخبار و فضائل زیادی درباره فضائل صحابه منتشر شد که هیچ واقعیت خارجی نداشتند و دروغ بودند.
✍🏻 جعلیات بنیامیه به آنجا رسید که اصحاب ما در رد این جعلیات، کتابهای متعددی تألیف کردند. مرحوم نجاشی در فهرست آثار یکی از اصحاب به نام «ثَبیت بن محمد أبو محمد» کتابی به نام «تولیدات بنیامیه در حدیث و ذکر احادیث موضوع» اشاره میکند.
برای مطالعه بیشتر
1: فصل في ذكر الأحاديث الموضوعة في ذم علي)3
2: فصل في ذكر المنحرفين عن علي)4
✍🏻عیسوند
📚منابع:
1: شرح ابن ابی الحدید: ج 4 ص 63
2: رجال النجاشي 117
3: شرح ابن ابی الحدید ج4ص 63
4: 4: شرح ابن ابی الحدید ج 4 ص 74
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi