➖بایکوت غلات از جامعه شیعه
🛑قالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) وَ ذَكَرَ أَصْحَابَ أَبِي الْخَطَّابِ وَ الْغُلَاةَ، فَقَالَ لِي: يَا مُفَضَّلُ لَا تُقَاعِدُوهُمْ وَ لَا تُؤَاكِلُوهُمْ وَ لَا تُشَارِبُوهُمْ وَ لَا تُصَافِحُوهُمْ وَ لَا تُوَارِثُوهُمْ.
🔰نزد امام صادق علیه السلام سخن از اصحاب ابوالخطاب(غالیان) به میان امد امام صادق علیه السلام فرمودند:
با غلات نه بشینید نه غذا بخورید و نه چیزی بنوشید و نه مصافحه کنید و نه ارث میبرند
👇🏻نکته👇🏻
این مدل رفتار یعنی بایکوت صد در صد غالیان از بدنه جامعه شیعه بخاطر فسادی که غلات ایجاد میکنند
📚رجال الکشي 297
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
40M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥بیانات روشنگرانه استاد شیخ محمدتقی شهیدیپور پیرامون برنامه صداو سیما(استاد درس خارج)
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت دهه کرامت
بررسی القاب امام رضا «علیهالسلام»
1: شمس الشموس بودن
2: معنای «رضا» لقب امام امام رضا علیهالسلام
3: معنای «ضامن آهو»
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖امام کیست؟
🛑الْإِمَامُ اَلسَّحَابُ اَلْمَاطِرُ وَ اَلْغَيْثُ اَلْهَاطِلُ وَ اَلشَّمْسُ اَلْمُضِيئَةُ وَ اَلسَّمَاءُ اَلظَّلِيلَةُ وَ اَلْأَرْضُ اَلْبَسِيطَةُ وَ اَلْعَيْنُ اَلْغَزِيرَةُ وَ اَلْغَدِيرُ وَ اَلرَّوْضَةُ اَلْإِمَامُ اَلْأَنِيسُ اَلرَّفِيقُ وَ اَلْوَالِدُ اَلشَّفِيقُ وَ اَلْأَخُ اَلشَّقِيقُ
🔰 امام رضا علیهالسلام:
امام ابرى است بارنده،بارانى است سيل آسا،آفتابى است فروزان و آسمانى است سايه بخش و زمينى است گسترده و چشمهاى است جوشنده و غدير و باغى است،امام امينى است يار و پدرى است مهربان و برادرى است دلسوز
📚:الکافي ج ۱، ص ۱۹۸
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
لینک پیام ناشناس برای نکتهِ نظرات https://daigo.ir/secret/656118817
---
**سلام و درود به دوستان عزیز کانال،**
همیشه دوست داشتم اعضای کانال نقدها و پیشنهادات خود را دربارهی مطالب کانال مطرح کنند تا هم من مسیر بهتری برای ارائهی محتوا پیدا کنم و هم مطالب به شکلی کاملتر و مفیدتر بیان شوند. برخی از دوستان در پیام خصوصی نظراتشان را مطرح کردند؛ اما لینک ناشناس دقیقا برای همین هدف ایجاد شده است تا بتوانید آزادانه دیدگاههای خود را بیان کنید.
خوشبختانه تعدادی از همراهان عزیز نظرات ارزشمندی ارائه دادند که به چند مورد آن اشاره میکنم:
**1. پرداخته شدن به شبهات:**
برخی از دوستان پیشنهاد کردند که به طرح شبهات و پاسخگویی به آنها پرداخته شود. رسالت کانال از ابتدا اختصاص به مباحث حدیثی بوده است و از آنجایی که نمیخواستم از محور اصلی خود خارج شود، فعالیت کانال صرفاً در این حوزه ادامه خواهد داشت. احساس کردم که جای یک کانال تخصصی حدیث در فضای ایتا خالی است، و امیدوارم که این مسیر بتواند به علاقهمندان این حوزه کمک کند.
**2. دشواری برخی مطالب برای مخاطبین:**
برخی دوستان اشاره داشتند که بعضی مطالب حتی برای افراد آشنا با معارف سنگین هستند. واقعیت این است که در انتخاب موضوعات، وسواس زیادی به خرج میدهم و در بسیاری موارد، از انتشار مطالبی که احساس میکنم برای عموم مناسب نیستند صرفنظر میکنم. با این حال، همیشه تلاش میکنم تعادل میان تخصصی بودن و فهم عمومی را حفظ کنم.
**3. ارائه مطالب مناسب برای منبر:**
در مورد مطالب مناسب منبر، بخشهای سلسلهوار ارائهشده کاملاً مناسب برای استفاده در منبر هستند. همچنین بسیاری از مطالب کانال بهگونهای تنظیم شدهاند که مسیر ادامهی مباحث را هموار کنند و به عمقبخشیدن به سخنرانیها کمک کنند.
**4. برنامهریزی ویژه برای غدیر:**
در حال حاضر برای ایام غدیر برنامهریزی خاصی داریم تا مطالبی متفاوت از آنچه که در سایر کانالها منتشر میشود ارائه دهیم. امیدواریم بتوانیم محتوایی تازه و پربار ارائه کنیم.
5: کانال در راستای مطالب برائتی ضعیف است
**"اگر منظور از برائت، لعن علنی باشد، بله، از این جنبه مستثنی هستم. اما اگر به محتوای کانال دقت کنید، خواهید دید که همواره در اثبات مطاعن دشمنان خدا از طریق مباحث علمی کوشا بودهام. انشاءالله در ادامه، همین مسیر را در بحثهای مرتبط با غدیر نیز ادامه خواهیم داد."
---
6: استقبال از نقد و پیشنهادات:**
همواره از نقدها و پیشنهادات شما استقبال میکنم، چراکه این بازخوردها باعث رشد و ارتقای کیفیت محتوا میشود و به شناخت بهتر مخاطبان کمک میکند.
از همراهی شما سپاسگزارم و مشتاق شنیدن نظرات بیشتر شما هستم!
✍🏻عیسوند
لینک پیام ناشناس برای نکتهِ نظرات
https://daigo.ir/secret/656118817
علم الحدیث
➖امام کیست؟ 🛑الْإِمَامُ اَلسَّحَابُ اَلْمَاطِرُ وَ اَلْغَيْثُ اَلْهَاطِلُ وَ اَلشَّمْسُ اَلْمُضِيئ
➖مهربانی قشنگ امام رضا علیهالسلام در حق مرد ایرانی
🛑...عَنِ الْيَسَعِ بْنِ حَمْزَةَ قَالَ: كُنْتُ فِي مَجْلِسِ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع أُحَدِّثُهُ وَ قَدِ اجْتَمَعَ إِلَيْهِ خَلْقٌ كَثِيرٌ يَسْأَلُونَهُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ طُوَالٌ آدَمُ فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! رَجُلٌ مِنْ مُحِبِّيكَ وَ مُحِبِّي آبَائِكَ وَ أَجْدَادِكَ ع مَصْدَرِي مِنَ الْحَجِّ وَ قَدِ افْتَقَدْتُ نَفَقَتِي وَ مَا مَعِي مَا أَبْلُغُ مَرْحَلَةً فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُنْهِضَنِي إِلَى بَلَدِي وَ لِلَّهِ عَلَيَّ نِعْمَةٌ فَإِذَا بَلَغْتُ بَلَدِي تَصَدَّقْتُ بِالَّذِي تُوَلِّينِي عَنْكَ فَلَسْتُ مَوْضِعَ صَدَقَةٍ. فَقَالَ لَهُ: «اجْلِسْ رَحِمَكَ اللَّهُ.» وَ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ يُحَدِّثُهُمْ حَتَّى تَفَرَّقُوا وَ بَقِيَ هُوَ وَ سُلَيْمَانُ الْجَعْفَرِيُّ وَ خَيْثَمَةُ وَ أَنَا. فَقَالَ: «أَ تَأْذَنُونَ لِي فِي الدُّخُولِ؟» فَقَالَ لَهُ سُلَيْمَانُ: قَدَّمَ اللَّهُ أَمْرَكَ. فَقَامَ فَدَخَلَ الْحُجْرَةَ وَ بَقِيَ سَاعَةً ثُمَّ خَرَجَ وَ رَدَّ الْبَابَ وَ أَخْرَجَ يَدَهُ مِنْ أَعْلَى الْبَابِ وَ قَالَ: «أَيْنَ الْخُرَاسَانِيُّ؟» فَقَالَ: هَا أَنَا ذَا. فَقَالَ: «خُذْ هَذِهِ الْمِائَتَيْ دِينَارٍ وَ اسْتَعِنْ بِهَا فِي مَئُونَتِكَ وَ نَفَقَتِكَ وَ تَبَرَّكْ بِهَا وَ لَا تَصَدَّقْ بِهَا عَنِّي وَ اخْرُجْ فَلَا أَرَاكَ وَ لَا تَرَانِي.» ثُمَّ خَرَجَ فَقَالَ لَهُ سُلَيْمَانُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ أَجْزَلْتَ وَ رَحِمْتَ فَلِمَا ذَا سَتَرْتَ وَجْهَكَ عَنْهُ» فَقَالَ: «مَخَافَةَ أَنْ أَرَى ذُلَّ السُّؤَالِ فِي وَجْهِهِ لِقَضَائِي حَاجَتَهُ أَ مَا سَمِعْتَ حَدِيثَ رَسُولِ اللَّهِ ص: «الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعِينَ حِجَّةً وَ الْمُذِيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِهَا مَغْفُورٌ لَهُ.» أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ الْأُوَلِ: «مَتَى آتِهِ يَوْماً لِأَطْلُبَ حَاجَةً / رَجَعْتُ إِلَى أَهْلِي وَ وَجْهِي بِمَائِهِ»»
🔰یسع بن حمزه میگوید:
در مجلس امام رضا (علیهالسلام) بودم و با ایشان سخن میگفتم. مردم زیادی نیز گِرد حضرت جمع بودند و از ایشان درباره حلال و حرام سؤال میکردند.
در این هنگام، مردی بلندقد و گندمگون بر ایشان وارد شد و عرض کرد:
سلام بر شما، ای فرزند رسول خدا! من از محبّین شما و پدران و اجدادتان هستم و از حج میآیم. خرجیام را گم کردهام و آنقدری ندارم که بشود با آن مسافرت کنم (و به شهرم بازگردم.)
اگر شما بپذیرید که مرا به شهرم برسانید، به خدا قسم، این نعمتی است بر من. من نیز هروقت به شهرم رسیدم، از طرف شما به همان مقدار که دادهاید، صدقه میدهم؛ زیرا من (فقیر و) مستحق صدقه نیستم.
حضرت فرمودند:
«بنشین (و منتظر باش)، خدا رحمتت کند.»
آنگاه به مردم رو کردند و با آنان صحبت کردند تا اینکه (مجلس تمام شد و مردم) پراکنده شدند و فقط آن مرد ماند و سلیمان جعفری و خیثمه و من. پس حضرت فرمودند:
«اجازه میدهید داخلِ (اتاقم) شوم؟»
سلیمان عرض کرد:
خداوند امر شما را مقدم داشته است ( اختیار دارید.)
پس حضرت برخواستند و وارد اتاقشان شدند و مدتی آنجا ماندند. آمدند و درب اتاق را بستند و دستشان را از بالای درب بیرون آوردند و فرمودند:
«کجاست آن خراسانی؟»
مرد خراسانی عرض کرد:
بله، من اینجا هستم.
حضرت فرمودند:
«این دویست دینار (سکه طلا) را بگیر، صرف مخارجت کن و به آن تبرک بجوی. لازم نیست (معادلِ) آن را از طرف من صدقه دهی. حال، بیرون برو تا نه من تو را ببینم و نه تو مرا!»
بعد از اینکه آن مرد رفت، سلیمان به حضرت عرض کرد:
فدایتان شوم، بخششی هنگفت نمودید و محبت کردید، اما چرا روی خود را از او مخفی نمودید؟
حضرت فرمودند:
«از ترس اینکه (مبادا) خوار شدنش بهخاطر درخواست برای رفع حاجت را در چهرهاش ببینم.
مگر حدیث رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را نشنیدهای که:
«پنهان کردنِ کار نیک، ا هفتاد حج برابر است و کسی که بدی را فاش نماید، تنها و بی یاور میشود و کسی که بدی را بپوشاند، مورد مغفرت قرار میگیرد.»
و مگر سخن (شعر) پیشینیان را نشنیدهای که:
«روزی که از نزدِ (فلان مرد کریم) رفتم و حاجتم را از او درخواست کردم، درحالی نزد خانوادهام برگشتم که آبرویم محفوظ بود.»»
📚الکافي، ج۴، ص23
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖امام رضا علیهالسلام حتی برای اجنه هم امام هستند
🛑…عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَحْرَشٍ قَالَ: حَدَّثَتْنِي حَكِيمَةُ بِنْتُ مُوسَى قَالَتْ: رَأَيْتُ الرِّضَا ع وَاقِفاً عَلَى بَابِ بَيْتِ الْحَطَبِ وَ هُوَ يُنَاجِي وَ لَسْتُ أَرَى أَحَداً فَقُلْتُ: يَا سَيِّدِي لِمَنْ تُنَاجِي؟ فَقَالَ: «هَذَا عَامِرٌ الزَّهْرَائِيُّ أَتَانِي يَسْأَلُنِي وَ يَشْكُو إِلَيَّ.» فَقُلْتُ: يَا سَيِّدِي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَ كَلَامَهُ. فَقَالَ لِي: «إِنَّكِ إِنْ سَمِعْتِ بِهِ حُمِمْتِ سَنَةً.» فَقُلْتُ: يَا سَيِّدِي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ. فَقَالَ لِيَ: «اسْمَعِي!» فَاسْتَمَعْتُ فَسَمِعْتُ شِبْهَ الصَّفِيرِ وَ رَكِبَتْنِيَ الْحُمَّى فَحُمِمْتُ سَنَةً.
🔰از محمد بن جَحرش نقل شده است:
حکیمه، دختر امام کاظم (علیهالسلام) برایم روایت کرد:
من [برادرم] امام رضا (علیهالسلام) را دیدم که کنار درِ انبار هیزم ایستاده بودند و درگوشی صحبت میکردند، اما هیچکس را آنجا ندیدم. عرض کردم:
آقای من! با چه کسی نجوا میکنید؟
حضرت فرمودند:
«این، "عامر زهرائی" است. آمده است از من پرسش کند و شکایتش را نزد من آورده است.
عرض کردم:
آقای من! دوست دارم صدایش را بشنوم.
به من فرمودند:
«اگر صدایش را بشنوی، یک سال تب خواهی کرد.»
عرض کردم:
آقای من! من دوست دارم صدایش را بشنوم.
امام رضا (علیهالسلام) به من فرمودند:
«بشنو!»
من صدایی شبیه صدای سوت ممتد شنیدم و دچار تب شدم و تا یک سال تب داشتم.
📚الكافي، ج۱، ص۳۹۵
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖جنیان مومن، مامورین اهل البیت علیهمالسلام
🛑عَنْ سَدِيرٍ اَلصَّيْرَفِيِّ قَالَ: أَوْصَانِي أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِحَوَائِجَ لَهُ بِالْمَدِينَةِ فَخَرَجْتُ فَبَيْنَا أَنَا بَيْنَ فَجِّ اَلرَّوْحَاءِ عَلَى رَاحِلَتِي إِذَا إِنْسَانٌ يَلْوِي ثَوْبَهُ قَالَ فَمِلْتُ إِلَيْهِ وَ ظَنَنْتُ أَنَّهُ عَطْشَانُ فَنَاوَلْتُهُ اَلْإِدَاوَةَ فَقَالَ لِي لاَ حَاجَةَ لِي بِهَا وَ نَاوَلَنِي كِتَاباً طِينُهُ رَطْبٌ قَالَ فَلَمَّا نَظَرْتُ إِلَى اَلْخَاتَمِ إِذَا خَاتَمُ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقُلْتُ مَتَى عَهْدُكَ بِصَاحِبِ اَلْكِتَابِ قَالَ اَلسَّاعَةَ وَ إِذَا فِي اَلْكِتَابِ أَشْيَاءُ يَأْمُرُنِي بِهَا ثُمَّ اِلْتَفَتُّ فَإِذَا لَيْسَ عِنْدِي أَحَدٌ قَالَ ثُمَّ قَدِمَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَلَقِيتُهُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ رَجُلٌ أَتَانِي بِكِتَابِكَ وَ طِينُهُ رَطْبٌ فَقَالَ يَا سَدِيرُ إِنَّ لَنَا خَدَماً مِنَ اَلْجِنِّ فَإِذَا أَرَدْنَا اَلسُّرْعَةَ بَعَثْنَاهُمْ. وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى قَالَ: إِنَّ لَنَا أَتْبَاعاً مِنَ اَلْجِنِّ كَمَا أَنَّ لَنَا أَتْبَاعاً مِنَ اَلْإِنْسِ فَإِذَا أَرَدْنَا أَمْراً بَعَثْنَاهُمْ
🔰سدير صيرفى مىگويد:
امام باقر عليهالسّلام نيازمنديهاى خود را در مدينه به من سفارش داد و من از مدينه(به سوى مكه)روانه شدم و در تنگۀ روحاء (در سى مايلى يا چهل مايلى ميان مكه و مدينه)بر شتر خود سوار بودم كه يك انسانى پروپا پيچيده به نظرم رسيد كه تشنه است آب را به او تعارف كردم
گفت:نيازى به آن ندارم و او نامهاى به من داد كه مهر او هنوز تر بود،چون نگاه كردم،مهر امام باقر عليهالسّلام بود
گفتم:چه وقت اين نامه را از آقايت گرفتى؟
گفت:الان
ناگهان در نامه مطالبى را ديدم كه به من دستور داده بود و چون او را برگردانيدم هيچكس را نزد خود نديدم
گويد:سپس امام باقر عليهالسّلام آمد و خدمتش رسيدم و گفتم:قربانت
مردى نامۀ شما را كه هنوز مهرش تر بود براى من آورد
فرمود:اى سدير، گروهى از جنيان در خدمت خود داريم كه هروقت عجله داشته باشيم آنها را مامور مىكنيم.
در روايت ديگر فرمود:براى ما پيروانى است از جن چنانچه پيروانى است از انس و چون كارى را بخواهيم آنها را مىفرستيم.
📚:الکافي ج ۱، ص ۳۹۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖آیا جنیان توانایی دارند به اَشکال مختلف در آیند
🛑لا خلاف بین الإمامیة بل بین المسلمین في أن الجنّ و الشیاطین أجسام لطیفة یرون في بعض الأحیان و لا یرون في بعضها و لهم حرکات سریعة و قدرة علَی أعمال قویّة و یجرون في أجساد بني آدم مجری الدم،و قد یشکلهم الله بحسب المصالح بأشکال مختلفة و صور متنوّعة کما ذهب إلیه السیّد المرتضیٰ(رضي الله عنه) أو جعل الله لهم القدرة علَی ذلک کما هو الأظهر من الأخبار و الآثار !
🔰علامه مجلسی(رحمه الله علیه):
خلافی میان شیعیان اِمامیّه بلکه میان
مسلمانان نیست در اینکه جِنّ و شیاطین اَجسامی لطیف هستند که گاهی دیده میشوند و گاهی دیده نمیشوند،و دارای حرکاتی سریع و قدرت بر انجام کارهای سخت هستند. و در بدنهایِ بنی آدم،مانند خون،جاری میشوند.
و چه بسا خداوند به خاطر مَصالحی،آنها را به اَشکال مُختلفه و صورتهای متنوّعه در می آورد،چنانچه سیّد مرتضیٰ(رضی الله عنه) چنین عقیدهای دارد.
یا اینکه خداوند به آنها چنین توانی داده است(که به اَشکال مختلفه درآیند) چنانکه این مطلب،ظاهرتر است از اَخبار و آثار.
📚: بحارالأنوار؛ج۶۰ص۲۸۳
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖جنیان مومن، مامورین اهل البیت علیهمالسلام 🛑عَنْ سَدِيرٍ اَلصَّيْرَفِيِّ قَالَ: أَوْصَانِي أَبُو
➖جنیان برای سوال پرسیدن خدمت ائمه علیهمالسلام میرسند
ٍ 🛑عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ قَالَ: أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع فِي بَعْضِ مَا أَتَيْتُهُ فَجَعَلَ يَقُولُ لَا تَعْجَلْ حَتَّى حَمِيَتِ الشَّمْسُ عَلَيَّ وَ جَعَلْتُ أَتَتَبَّعُ الْأَفْيَاءَ فَمَا لَبِثَ أَنْ خَرَجَ عَلَيَّ قَوْمٌ كَأَنَّهُمُ الْجَرَادُ الصُّفْرُ عَلَيْهِمُ الْبُتُوتُ قَدِ انْتَهَكَتْهُمُ الْعِبَادَةُ قَالَ فَوَ اللَّهِ لَأَنْسَانِي مَا كُنْتُ فِيهِ مِنْ حُسْنِ هَيْئَةِ الْقَوْمِ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهِ قَالَ لِي أَرَانِي قَدْ شَقَقْتُ عَلَيْكَ قُلْتُ أَجَلْ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَنْسَانِي مَا كُنْتُ فِيهِ قَوْمٌ مَرُّوا بِي لَمْ أَرَ قَوْماً أَحْسَنَ هَيْئَةً مِنْهُمْ فِي زِيِّ رَجُلٍ وَاحِدٍ كَأَنَّ أَلْوَانَهُمُ الْجَرَادُ الصُّفْرُ قَدِ انْتَهَكَتْهُمُ الْعِبَادَةُ فَقَالَ يَا سَعْدُ رَأَيْتَهُمْ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أُولَئِكَ إِخْوَانُكَ مِنَ الْجِنِّ قَالَ فَقُلْتُ يَأْتُونَكَ قَالَ نَعَمْ يَأْتُونَّا يَسْأَلُونَّا عَنْ مَعَالِمِ دِينِهِمْ وَ حَلَالِهِمْ وَ حَرَامِهِمْ.
🔰سعد اسكاف گويد:
براى كارهاى معمولى خدمت امام باقر (علیهالسلام) رفتم
فرمود: شتاب مكن (من پشت در زير آفتاب) ماندم تا آفتاب مرا سوخت و به دنبال سايهها مىگشتم و طولى نكشيد كه جمعى بر من خارج شدند به مانند ملخهاى زرد و در بر آنها جبههاى وسيع خز مانندى بود و عبادت آنها را نزار كرده بود.
به خدا از بس خوش سيما بودند من وضع خود را فراموش كردم، و چون خدمت آن حضرت رسيدم
فرمود: من شما را در رنج انداختم؟
عرض كردم: آرى به خدا مرا نسبت به وضع خود به فراموشى كشيد مردمى كه به من برگذشتند كه تا كنون به خوش سيمائى آنان نديده بودم، همه جست يك مرد را داشتند، گويا رنگ آنها رنگ ملخ زرد بود، عبادت آنها رو نزار كرده بود.
فرمود: اى سعد، آنها را ديدى؟
گفتم: آرى
👈فرمود: آنها برادران جن تو بودند،
گويد: گفتم: خدمت شما مىرسند؟ فرمود:
آرى، نزد ما آيند و از ما معالم دين خود را پرسند و از حلال و حرام سؤال كنند.
📚:الكافي ج1، ص: 394
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi