﷽
علامه طباطبایی رضوان الله در مقدمه تفسیر المیزان روش های مختلفی که مفسرین برای تفسیر قرآن دنبال کردند را بررسی و نقد می کنند.در بین آنها گروهی هستند که شاید دانستن نام و جزئیات مرتبط با آنها اثری در زندگی ما نداشته باشد؛اما آنچه منجر به انحراف این گروه شد،مسئله ی امروز ما هم هست.
آنها در مواجهه با قرآن به ظاهر آن اکتفا کرده و تنها قادر به دیدن جنبه ی مادی کلمات بودند.این تفکر ناکافی منجر به جسمانی فرض کردن خداوند در مواجه با آیاتی همچون یدالله فوق ایدیهم شد.
بخش جالب ماجرا اما تحلیل علامه از این ماجراست.ایشان منشاء این انحراف را پافشاری بر ظاهر کلمات نمی دانند بلکه معتقدند پافشاری آنان بر عادت های انسانی چنین افتضاحی را به بار آورده است.عادت مادی پنداشتن همه چیز.البته به یادآوردن مصادیق مادی بعضی کلمات در مرحله ی اول طبیعی به نظر می رسد اما تنها مرحله ی دستیابی به حقیقت نیست.
اگر خوب دقت کنیم خواهیم دید عادت هایی از این دست سراسر زندگی ما را فراگرفته و در مواقع بسیاری مانع فهم ما می شوند.مثلا آنقدر به تشتت و کثرت عادت کرده ایم که نمی توانیم دین و دستوراتش یا حتی زندگی معمولی مان را مثل یک زنجیر به هم پیوسته ببینیم.
هنوز باور نداریم خودسازی و دگرسازی بدون هم معنایی ندارد و اگر کسی به خودش نپرداخت،توانایی پردازش جامعه را نیز نخواهد داشت.به همین دلیل خیال می کنیم به شهادت رسیدن رهبر انقلاب هنگام تلاوت قرآن با رسیدگی به امور مملکت منافات دارد.انگار نه انگار صفحات کتاب تاریخ این مملکت پر از قصه ی نامردان دور از قرآنی است که قوت روحی سینه سپر کردن در مقابل اجنبی را نداشتند.
#تفسیر
@misaq85
﷽
▫️نه می خواهم کسی را متهم به ترس کنم،نه گمان می کنم این مسئله تنها دامن گیر دیگران است و با خودم کاری ندارد.
▪️ این روزها که همه مان به بهانه جنگ بیش از پیش به مردن می اندیشیم،اگر بعضی چیزها را برای خودمان روشن نکنیم شاید تا همیشه چراغ خاموششان در ذهنمان خاک بخورد.
▫️ ما از جنگنده،بمب و موشک می ترسیم،چون خیال می کنیم قرار است جانمان را بگیرند.در این میان اما چند سوال حل نشده باقی می ماند.
▪️ ما می دانیم که خدا ما را به وجود آوده و همین موضوع باعث شده تنها مالک واقعی ما باشد.ما واقعا برای او هستیم.اگر برای خودمان بودیم می توانستیم هر زمان و هر جا که دلمان می خواهد متولد شویم؛اما در اولین مسائل مرتبط با حیاتمان توانایی دخالت نداشته ایم.یعنی کسی غیر از خودمان در امور ما تصرف و دخالت کرده و می کند.
▫️ حالا که ما واقعا برای خدا هستیم و فقط مالک واقعی مان می تواند تصمیم بگیرد چه زمانی ما را زنده کند و بمیراند،بمب و موشک این وسط چه کاره اند؟آیا آنها در کار خدا دخالت می کنند و به جای او آدم ها را می میرانند و زنده می کنند؟بمب و موشک که ما را به وجود نیاورده اند تا مالک حقیقی مان باشند و بتوانند در حیاتمان تصرف کنند.
▪️ درست است.این ابزار مالک ما نیستند؛اما ما در حال حاضر در عالم ماده زندگی می کنیم و مالک ما و عالمی که در آن هستیم برای اتفاقات این عالم،اسبابی از جنس خودش قرار داده است.بمب و موشک در گرفتن جان آدمی زاد فقط نقش یک وسیله را بازی می کنند. نقشی که می تواند توسط کارگردان بی اثر یا حذف شود.
▫️ بمب و موشک هم مثل همه ی وسایل دیگر همیشگی نیستند و ممکن است چیزهای دیگری جایگزینشان شوند؛اما کارگردانی که نقش اسباب و وسائل را مشخص می کند همچنان در کسوت مالک واقعی آدم هاست و می تواند از طرق دیگر در زمان تولد و مرگشان تصرف کند.
▪️ کسی چه می داند کدام یک از وسایلی که می تواند جانش را بگیرد به او نزدیک تر و برایش ترسناک تر است؟بمب و موشک یا چیزهای دیگر؟
#فلسفه
#جنگ
@misaq85
☘ قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ اَلْفِرٰارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ اَلْمَوْتِ أَوِ اَلْقَتْلِ وَ إِذاً لاٰ تُمَتَّعُونَ إِلاّٰ قَلِيلاً
👣بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن فرار کنید، گریختن، هیچ سودی به حالتان ندارد و در این صورت جز اندکی (از مانده ی زندگی خویش) بهره مند نمی شوید
سوره مبارکه احزاب(آيه: ۱۶)
صفحه : ۴۲۰
@misaq85
☘ قُلْ إِنَّ اَلْمَوْتَ اَلَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاٰقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلىٰ عٰالِمِ اَلْغَيْبِ وَ اَلشَّهٰادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
👣بگو: بی گمان مرگی که از آن می گریزید، به شما خواهد رسید و سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می شوید و شما را از اعمالی که انجام می دادید، آگاه می سازد
سوره مبارکه جمعه(آيه: ۸)
صفحه : ۵۵۳
@misaq85
﷽
روز نو شده.ببخشید یعنی نوروز شده!
یعنی نه صد سال تمسخر نوح آب شد و از زمین جوشید و از آسمان بارید .آدم با کلاس هایی که طرفداران نوح را بی کلاس های ساده لوح و زودباور می دانستند در آتش آن آب غرق شدند و مؤمنان با کشتیِ نوح بر کوه متواضع جودی آرام گرفتند.
یعنی نوجوانی که ابراهیم صدایش می کرده اند،یک تبر انداخته روی دوشش رفته خدایان پلاستیکی یک ملت را خرد و خاکشیر کرده و با اعتماد،به نفسی که برای خدا خالصش کرده همه ی کاسه کوزه ها را سر بت بزرگ شکسته.
یعنی جبرئیل آمده پیش یتیمی که خدا پناهش داده و نوروز دیگری حیدر پایش را گذاشته روی دوش او تا بت های دور و بر آن خانه ی امن و استثنایی را بشکنند.
نوروز شده.غدیر شده.خدا دینش را کامل کرده و کافران ازل و ابد را نا امید.
خدای ما خدای روز های نوست.خدای نوروزهاست.
خدایی که می تواند زمین را با همه ی بزرگی اش یکسال دور خورشید بدواند،می تواند از آنجا که گمان نمی رود آنچنان با حق بر سر باطل بکوبد که چیزی از این کفِ روی آب بر زمین نماند.
#روز_نو
#سیره_تربیتی_پیامبران_در_قرآن
@misaq85
جهانیان همه گر منع من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید
#حافظ_شیرازی
@misaq85
﷽
به خودم نگاه می کنم می بینم هنوز به تو نرسیده ام.اینجا دارم بدون تو توی هچل خودساخته ام دست و پا می زنم.
فاصله وادار به حرکتم می کند.باید بند و بساطم را جمع کنم راه بیوفتم سمتت؛اما تو که جایی نداری.تو سلطان بی مکان ها و بی خانمان های عالمی.آنقدر همه جا هستی آدم گیج می شود.نمی داند کدام طرف برود که تو آنجا باشی.
من هم یک زندانی بدبختم که فقط از پشت پنجره های زندان جسمم می توانم بیرون را ببینم.خیال می کنم بیرون از این زندان راهی وجود دارد که من را به تو می رساند.خیال می کنم می توانم این زندان سنگین را به دوش بکشم و با آن خودم را به تو برسانم.آن هم پر سرعت.
اما فهمیده ام اشتباه می کنم.تو که جایی محصور نیستی تا من بتوانم از یک جاده ی فرعی کوتاه بهت برسم.تو همه جا هستی.حتی توی همین زندان.
برای رسیدن به تو لازم نیست جای دوری بروم.راه رسیدن به تو شکستن این زندان است.روزی که دیوارهای مادی این جسم فرو بریزد آدمیزاد صاف می افتد توی آغوش تو.
و تو!ما بدبخت بیچاره هایی که نمی فهمیم بغلت چه طعمی دارد را ببخش.ببخش که توی این زندان دلخوشیم و تو را نمی خواهیم.ببخش که حتی اندازه جوجه ای برای شکستن حصار دورمان تلاش نمی کنیم.ببخش که طلب واقعی ما نیستی!
#صراط
@misaq85
🌿 وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ اَلدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ
❓و هنگامی که بندگانم از تو درباره ی من می پرسند، (بگو:) من نزدیکم و درخواست دعاکننده را آنگاه که مرا می خواند، اجابت می کنم.پس باید فرمانم را بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا هدایت یابند
سوره مبارکه بقره(آيه: ۱۸۶)
صفحه : ۲۸
@misaq85
﷽
ما ناگریز به حرکت های توی یک نقطه گیر کرده را می شناخت که برایمان راه را آفرید.
چقدر زندگی خسته کننده بود اگر مثل احمق ها نمی فهمیدیم چطور می شود فاصله ها را به هم وصل کرد.هر بار برای حرکت کردن و رسیدن باید دور خودمان می چرخیدیم.
راه را آفرید و رسیدن را آسان تر کرد.خط کشی ها را نشان داد و بشر را از سردرگمی خلاص کرد.
مقصد خودش بود و آدم ها از هر نقطه ای که بودند می توانستند بروند توی راه هایی که برایشان قرار داده بود.
راه ها زیاد بودند چون آدم ها زیاد بودند.چون آدم ها جاهای مختلفی ایستاده بودند.
یکی اما با همه ی آن دیگری ها توفیر داشت.انگار می خواست رونده اش را ببلعد و درون خود بکشد.انگار می خواست او را با خود یکی کند و صاف ببردش تو دل مقصد.اگر راه های دیگر چاله و چوله داشتند او نداشت.اگر راه های دیگر زیاد بودند او یکی یک دانه بود.
اگر هر مشدی ممدلی می توانست پا توی راه های دیگر بگذارد دلیل نمی شد بتواند با او بودن را هم تجربه کند.باید آدم حسابی می بود تا او را درک می کرد.باید یک چیزهایی که دیگران نمی دانستند و نمی فهمیدند می فهمید.
یک ربط عجیبی بین او و مقصد بود.چیز خوبی توی راه های دیگر نبود مگر اینکه او داشتش.اصلا راه های دیگر هر چقدر خوبی های او را داشتند به همان اندازه رونده را به مقصد می رساندند.
یک جورهایی برند بود.شاخص بود.روی پای خودش بود.صراط بود.
#صراط #سبیل #تفسیر
@misaq85