میثاق
﷽ کرم کتاب چیست؟ بیماری شناخته شده و قدیمی در شماری از علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی. بدین وسیله
میثاق
🖤﷽🖤 تُنگ،همه ی جهان ماهی قرمزی است که حباب های دهنش قل قل می کند و تند و ریز می رسد به سطح آب.تُن
▪️﷽▪️
چشم هات سوخته.انگار دود غلیظ خیمه سوخته رفته باشد توش.باز و بسته کرده ای و رو هم فشار داده ای فایده نداشته.دواش خواب بوده.ولی خوابت نبرده.
با سردردِ کم خوابی «کآشوب» را شروع کرده ای و دوست داشتی این همه کار نداشتی می توانستی یه کله تا تهش را بخوانی.
از گرما و بی خوابی به جان خودت ترسیده ای و پیاده راه نیوفتاده ای سمت حرم.اولین روز «بفرمایید روضه» را از دست داده ای.
برات پیامک آمده «ثبت خاطرات خادمان اعتکاف».داری خاطرات این دو سال مثلا خادمیت را تو ذهنت صورت بندی می کنی که از کجاش بنویسی.
بچه مثبت خواب آلود درونت همه را می نشاند سر جاشان. یک کوه درس داری.مثل بچه آدم هدفون را می گذاری تو گوشت و کله ت را می کنی توی کتاب.
از بحث منادی خوشت آمده.برای خودت فلسفه بافته ای که منادی،صدا کردن دارد.صدا کردن،مخاطب دارد.تخاطب یعنی تنها نبودن.یعنی اتصال به آدم های دیگر.یعنی ارتباط.
استاد می گوید رسیدیم به بحث«ندبه».از ملحقات منادی ست.ندبه ندایی است که به درد و فاجعه ربط دارد.دومین مثال کتاب عبارت«وا مصیبتاه»است.
مصیبت هنوز آنقدر برات سنگین نشده.با استاد می روی بند بعد.نوشته تو ندبه اگر از کلمه «یا»استفاده می کنی حواست باشد با منادی قاطی نشود.
مثال زده همان جور که «ثَکْلیٰ» برای از دست رفته اش ندبه می کند«یا ولدی لهفی علیک».
عرب به «مادر بچه مرده» می گوید ثکلی.ثکلی دیگر بچه ندارد که صداش کند.پس یای درد و فاجعه و ندبه رو زبانش می چرخد نه یای منادی.خشکت می زند.از کی تا به حال «نحو» مجلس روضه شده تو خبر نداشته ای؟
به خودت نهیب می زنی نه او ثکلی نیست.«ام الشهداء» است.مادری که بچه ش «ذبح عظیمِ» آیه های قرآن است،با مادر بچه مرده فرق دارد.
#روضه
🆔🌱@misaq85🌱
میدان-5684769327116181757_826833742067659.mp3
زمان:
حجم:
19.7M
🎧*صبا حکایت زلف تو در میان انداخت*
🎙️پادپخش میدان
▪️صُراحی خون «۱»
🔊 *وقتی آرزوی مرگ عزیزم رو کردم*
🚩 با این پادپخش یه روضهخونی متفاوت رو تجربه میکنی
#صراحی_خون
〰️〰️〰️〰️〰️
تهیهکننده: محمد مهدی زارع مهرجردی
ناظر کیفی: عباس حمیداوی
نویسنده: همسر و خواهر شهید جنگ رمضان؛ حانیه کرباسی
〰️〰️〰️〰️〰️
﴿[کست باکس](https://castbox.fm/vb/957210115) | [شنوتو](https://shenoto.com/album/podcast/1791943/%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DB%B0%DB%B1-%D8%B5%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%84%D9%81-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA) | [ایتا](https://eitaa.com/joinchat/22152568C9f05534bbe) | [روبیکا](https://rubika.ir/mey_dan)﴾
🎙️ *میدان | به امیـد دیدارِ جان* 🌤️
📻ble.ir/join/Ba2t2h7icE
▪️﷽▪️
ننه صغری همیشه یک عکس سیاه سفید بود تو یک قاب کوچک روی دیوار خانه ی عزیز.یک سنگ قبر قدیمیِ شکسته بود ته قبرستان روستامان و چند خاطره بود رو زبان بابا و عموها.
ننه صغری مادر حاج بابای من بود و عمو سید آقا و عمو جلال و عمه خَیرون و احتمالا چند تا بچه دیگر که هر کدام به مناسبتی مرده بودند.
عمو جلال را من ندیده بودم.حتی بابا و عموهام هم ندیدنش.ولی رد پاش را چرا.عمو جلال،کمرِ تا شده ی مادر پیرش بود تو تمام سال هایی که ننه صغری با بابام اینها زندگی می کرد.
ننه صغری دولا دولا راه می رفت.کمرش راست نمی شد.شبی که عمو جلال سکته کرد و دیگر بیدار نشد،کمر ننه شکست.
شبیه پدری که می گفت وقتی خبر شهادت سعید آزادی فر _رفیقش_را بهش دادند،ترقِ شکستن کمرش را شنیده.
داغ عزیز آنقدر سرد است آدم می سوزد و بعد یکدفعه ترک می خورد.مثل لیوان داغی که توش آب سرد بریزند و چرق چرق صدای از تو شکستن و ترک خوردن بدهد.
کمر آدم ها واقعا می شکند و تو یکی از آدم ترین آدم های دنیایی. پس من فدای کمرت بشوم وقتی که شکست.وقتی که روضه خوان گفت «الان انكسر ظهري».
#روضه
🆔🌱@misaq85🌱