؛
اگر میشد جهان را در یک دست جا داد قطعا با دست دیگرم آن را محکم شوت میکردم تا ببینم همان اندازه که من به او تعلق خاطر دارم، او هم مرا دنبال میکند؟! و اگر برنگشت دیگر منی نیست تا نتیجه را ببیند، و اگر برگشت برای من نبوده است و رسالتش را ادا کرده؛
دلبستگی های ژاژ.
M!ST
:((((
؛
ضد بندگی را آزادی می نهند، اما ندانستند رعیت و تبعیت و اسیر نبودن، در بند بندگی از حق است، پس کودک مسلمان را اخراج کردند تا نام آزادی را بر پشت پیراهن هایشان حک کنند.
M!ST
؛
در مدرسه فاصله بین دو نقطه را میخوانیم، حالا اگر نقطه اول حیات و نقطه دوم مرگ بود فرمول همان فرمول بدست آوردن دو نقطه A,B بر روی محور بود؟
اگر عرض زندگی و مرگ را ازهم کم کنیم و به توان دو برسانیم و طول را هم به همین منوال و بعد این دو را جمع کنیم و در زیر رادیکال جزر شان را بگیریم؛ جواب خود آدم میشود.
اما ما برای چه فاصله بین دو نقطه را حساب میکنیم، گاه برای بدست آوردن ضلعی از مثلث متوازی اضلاعی تا بتوان محیط را بدست آورد.
حالا میتوان گفت آدم اگر خودش را بشناسد میتواند محیط یا آنچه که در آن محبوس است را بشناسد؟