دیشب عین بچههای پنج ساله خواب دیدم قراره با یکی از اون سفینه گردا و دو تا همسفر اروپایی و یه سگ برم فضا🥲😂
بعد حالا جالب این بود که کشف حجاب بودم، بعد تو دلمام به خودم بد و بیراه میگفتم که اینقدر رنگ عوض کردم😂🤌
مجهولات
دیشب عین بچههای پنج ساله خواب دیدم قراره با یکی از اون سفینه گردا و دو تا همسفر اروپایی و یه سگ برم
میدونید یه بار اوایل تکلیفم، یه شومیز بلند تنم بود با روسری و هد و اینا.. حجابم کامل بود ولی چادرمم پیشم بود بخاطر بازی سر نکردم. بعد داشتم تو حیاط با دخترعموهام و اینا بازی میکردم، اونا همه مانتویی و لباس شلوار و موی بیرون و.. اکثرا از من بزرگترم بودن. بعد دو سه بار شد کسی که در میزد و میاومد از حیاط رد شه و بره تو، همه بازی رو ادامه میدادن ولی من میکشیدم کنار تند تند دنبال چادرم میگشتم!
بار آخر یهو نمیدونم دقیقا طبق چه حسی اینکارو نکردم. یعنی نرفتم چادرمو سر کنم ولی حجابم همونطور کامل بود. و شوهرعمه آخریم اومدن. با همه مون تک تک سلام کردن و اینا.. من تو همهٔ لحظاتی که این بیاد و رد بشه بره که شاید کلا ۳۰ ثانیه شد، یه ترس و غصه و عذاب وجدان وحشتناکی رو تجربه میکردم! و فکر میکردم الان اصلا طرف همهٔ نگاش رو منه که تا حالا بی چادر ندیدتم در حالیکه ذرهای اینطور نبود! فقط تو اون لحظات کاری که تونستم بکنم این بود که خودمو بین بچهها پنهان میکردم... و همین خاطره تا اقلا دو سال عذابِ من بودا! عذاب! نمیدونم شاید اگه به مامانم میگفتم این عذاب وجدان کمتر میشد ولی چون شایدم بیشتر نگفتم.
ولی اون حجم عذاب وجدان و ترس و پشیمونیای که تو اون لحظات تجربه کردم اونقــــدر زیاد بود که هنوزم که هنوزه یه وقتایی کابوس میبینم بدون چادر یا یه وقتایی با تیشرت و شلوار رفتم بیرون و فقط با این تیپ دارم قدم میزنم اما عین همون احساس بیخ گردنمو گرفته.. ولی نمیتونم برگردم خونه یا حجاب کنم یا هرچی..! فقط با دویدن یا قایم کردن خودم بین مردم سعی دارم دیده نشم... و همو حس تم کلی خوابمه!
بعد تو این خوابم با وجودی که موضوعش ربطی نداشت دقیقا همین حسو داشتم. اونقدری پررنگ که شعفم از رفتن به فضا تحتالشعاعش قراره گرفته بود🥲😂
صبحت بخیر ای همهی التماس من
صبحت بخیر مجری حکم قصاص من
عمری نشستهای بدمد صبح دولتات
حالا دمید، این تو و تیر خلاص من
ترسی ز مرگ خویش ندارم به دست تو
چون بوده عشق تو همه هول و هراس من
حتی اگر جفا کنی و جان ستانیام
عاید نمیشود به تو غیر از سپاس من
آهسته سر بِبُر بنشین تا ببینمت
دردی نمیکشم که ربودی حواس من
من را بکش به جرمِ همین بیگناهیام
اینجا کسی که نیست به فکر تقاص من..
مجهولات
صبحت بخیر ای همهی التماس من صبحت بخیر مجری حکم قصاص من عمری نشستهای بدمد صبح دولتات حالا دمید،
این چی بود دیشب گفتمش
یه کم زیاد خشن و غیرمنطقیه🌚😂
سه مدل قتل توش ذکر شده:
اعدام با طناب
تیر با تفنگ
سر بریدن
حالا چرا معشوق قصه اینقدر از دست عاشقش کفریه و چرا عاشقه این قدر عاشقه و تسلیم خودمم هنوز دقیق نمیدونم😔😂
مجهولات
میدونید یه بار اوایل تکلیفم، یه شومیز بلند تنم بود با روسری و هد و اینا.. حجابم کامل بود ولی چادرمم
- وای دقیقا منم خوابای این مدلی زیاد میبینم و در به در دنبال یه تیکه پارچه میگردم که حجاب داشته باشم اون عذاب وجدانی که تو خواب میگیرم خیلییی بده
- من دائم خواب میبینم روسری سرم نیست و تو خیابونم جلو همه دارم خجالت میکشم😂😔
#ناشناس
+ واقعا؟!😍😂
دقیقا دقیقا همین..
حتی یه وقتایی لباسمو میکشم بالا رو سرم ولی میبینم بدتره اینجور..
چقدررر خوبه تنها نیستم😂✨
ولی آخه چرا؟
مجهولات
• اکیپ کتانی قرمزها ❤️👟 ✍🏻:ح.جعفری بسم الله الرحمن الرحیم تقدیم به: شهدای گرانقدر بسیج؛ و خانم
- یک ساعت و چند دقیقه بعد، چند دانشجو در یک نقطه تجمع کرده بودند و پچ پچ شدیدی بینشان شنیده میشد. هسته وسطشان چیزی نبود جز چهار تا کتانی قرمز! چهار کتانی قرمز معروف، پشت در اتاق بسیج خواهران دانشگاه!
👟❤️ #اکیپ_کتانی_قرمزها
هدایت شده از مجهولات
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زینالدین:
هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید،
آنها شما را نزد اباعبدالله یاد میکنند.
اگر تو ام داری این مدت مثل خیلی از ما با این علائم:
- عفونت و درد گلو
- عفونت و درد گوش
- سردرد
- ضعف بسیار شدید
- سرفههای واقعا آزاردهنده
- در مواردی تب
- در مواردی اسهال
دست و پنجه نرم میکنی، مبتلا به کرونا، سویهٔ اومیکرون شدی🌱
به پزشک مراجعه و حتما بســیــار زیــــاد مایعات مصرف کن در حدی که ادرارت بیرنگ بشه! (مایعات غیر آبی: میوهها خصوصا میوههای ویتامین C دار، دمنوشها و جوشاندهها، آبگوشت و سوپ، آبمیوه، و...)