سیستان بلوچستان که بودیم با فامیلامون، تو یکی از گردشا با یه آقای سنیای به اسم جاسم آشنا شدیم که بهشون میخورد ۴۰,۵۰ ساله باشن، ولی بعد فهمیدیم ۳۱ ساله است و از غم مرگ زن جوونش اینطور شکسته شده :)💔
خلاصه باقی سفر به طرز بامزهای این آقا کلا همراهمون بود و چندین نکته و حتی غذای خفن هم ازشون یاد گرفتیم.
امشب مطلع شدیم تو یه تصادف جادهای فوت کرده..
اگر ممکنه برای ایشونم یه فاتحه بخونید🍃🤝
ما خودآگاه یا ناخودآگاه خیلی خیلی شبیه آدمایی میشیم که بهشون نزدیک شدیم..
پس باید به آدمایی نزدیک شیم که دوست داریم شبیهشون بشیم!
و وای از وقتی که به آدمی نزدیک بشیم و شبیهاش بشیم اما بعد بفهمیم اون آدم، و این چیزی که الان شدیم واقعا اشتباه بوده :)))
مجهولات
الان کاملا نگرانم چقدرمون از ۴۰۳ زنده بیرون میایم :)))
به همون مقداری که دیروز خبر مرگ شنیدم، امروز خبر ازدواج شنیدم.
الان نگرانی بعدیم اینه که چقدرمون از ۴۰۳ مجرد بیرون میایم🗿..
من یه وسواس فکری تقریبا از بچگی دارم که وقتی عضوی از بدنم به جایی کشیده میشه یا حتی به یه شئ ناخواسته ضربه و آسیبی میزنم، بر میگردم نوازشش میکنم و بعد ادامه میدم.
یادمه یه بار که از مدرسه پیاده بر میگشتم، به دیوار یا زمین یه ضربه ای زدم و اینا.. خواستم نازش کنم اما گفتم با این عادت مقابله کن. نهایتاً ام اما کل راهو از خونه برگشتم، نازش کردم، با عذرخواهی اضافه، و دوباره رفتم🙂😂
زنگ میزنم به دوستام که فقط دو دقیقه تبریک بگم و استعلامِ درس خوندن-ازدواج-گواهینامه شونو بگیرم و قطع کنم؛
اون وقت بعد نیم ساعت یکی میاد پشت خط و مجبور میشم در اوج بحثمون پیرامون تحلیل شرایط خاورمیانه خداحافظی کنم :/✨
مجهولات
من یه وسواس فکری تقریبا از بچگی دارم که وقتی عضوی از بدنم به جایی کشیده میشه یا حتی به یه شئ ناخواست
- اینجام تو از ما ده هیچ جلویی😂😔
#ناشناس
+ نه منم صورتمو با جوشاش دارم که اونجا برام غربتی بازی در بیارن😂🤌