eitaa logo
مجهولات
242 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
739 ویدیو
20 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://daigo.ir/secret/192696131 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
چتی که محتواش باعث بشه آستین‌تو گاز بگیری تا صدای خنده‌ات بلند نشه و رگای مغزت درد بگیرن براتون آرزو میکنم🤣✨
- 🤍
هر دری رو وا می‌کنی می‌بینی عههه پشتش یه در بزرگ‌تر بسته‌اس که تا حالا نمی‌دیدیش :)))
مجهولات
هر دری رو وا می‌کنی می‌بینی عههه پشتش یه در بزرگ‌تر بسته‌اس که تا حالا نمی‌دیدیش :)))
مامانم میگه جوونی یعنی همین. اگه اینا نبود که آدم پیر نمی‌شد :) آره.. بچگی یعنی ندیدن درای بسته و خوشی با همون اتاق کوچیک. نوجوونی اول کلافگی از اون اتاق کوچیکه و عشق آزادی. جوونی وقت جنگ و اقدامه و باز کردن اون‌ درا.. و پیری، شاید اون موقع وقت آسایشه بالاخره! هرچقدر درای بیش‌تری رو باز کرده باشی، اتاق بزرگ‌تری‌ام داری و احتمالاً پیری راحت‌تری...
هدایت شده از هیمآ...♡
دعا کنین اگه یه اتفاقی واقعا خیرِ، در کمال سهولت و ملایمت به نتیجه برسه :)
109.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترک ما کردی برو‌ هم‌صحبت اغیار باش یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زین‌الدین: هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید، آنها شما را نزد اباعبدالله یاد می‌کنند.
💚
امروز که زیر بارون خیلی نم نم، تو صف چای‌خونه، بی‌صدا با حضرت معصومه(س) حرف می‌زدم که آره.. شاید من عقلم نمی‌رسه که درستش همینه و اصلا یقیناً کلّه خیر؛ فکرشم نمی‌کردم حرفامو همین‌قدر قشنگ شنیده باشن و حتی قبل از اون‌که برسم خونه، به دل آدما انداخته باشن تا همونی بشه که دست من ازش کوتاه بود.. بی اون‌که من هیچ چیزی گفته باشم و کاری کرده باشم! اصلا.. اصلا‌‌!
مجهولات
امروز که زیر بارون خیلی نم نم، تو صف چای‌خونه، بی‌صدا با حضرت معصومه(س) حرف می‌زدم که آره.. شاید من
حضرت معصومه خیلی خیلی خواهر بزرگ‌تره‌ی قشنگی هستن :) این دیگه رسما برام یه اعتقاده..
اگر میخوای با مسخره کردن mbti و کیپاپ و حتی ماکان بند و انیمه و محمد گاندو و هر چیزی که نوجوون امروزی بهر دلیلی باهاش حال می‌کنه خودتو گنگ و عاقل و بلکم باحال نشون بدی، باید بگم برخلاف تصور خودت تو همون مامان/بابایی هستی که بعدا نوجوون‌شو درک نمی‌کنه تو تمام هم صحبتیا حال‌شو می‌گیره جوری که طرف ترجیح بده با هر کی جفت پا اومد تو زندگیش صحبت کنه و صمیمی بشه اما با مامان باباش نه!
من نمی‌خوام به احساساتم بها بدم و با سرکوب‌شون می‌گذرونم اما مامانم اونارو از بین لبام وقتی به هم فشارشون میدم تا ذوق و خنده‌‌ام بروز نکنه یا پلکام وقتی محکم به هم می‌چسبونم‌شون تا قطره‌های اشکم بیرون نریزن صید می‌کنه و حتی به روم میاره و میگه اینا ناراحتی نداره. نرماله. حتی قشنگه! اصلا نباشه بده. تا وقتی با عقلت تصمیم می‌گیری احساسات هیچ آسیبی بهت نمی‌زنن؛ پس ازشون فرار نکن.‌ تو‌ زنی..!