eitaa logo
مجهولات
318 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
819 ویدیو
22 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید اگه پدری گناه کرد گناه همون پدره نه بچه هاش به بچه هاتون یاد ندید که حرف هایی بزنه که پدرت دزده به‌خدا بابای من دزد نیست فقط تهمته شاید به نظر همه مهم نباشه حرف های یه بچه ای ده ساله ولی منو خرد کرد
مجهولات
📪 پیام جدید اگه پدری گناه کرد گناه همون پدره نه بچه هاش به بچه هاتون یاد ندید که حرف هایی بزنه که پ
شکست شیشه دل را مگو صدایی نیست که این صدا به قیامت بلند خواهد شد... :)❤️‍🩹
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید حوصله ام سر رفته، ناراحتم ، دلم شکسته ، عصبیم گشنمه، به شدت هم حوصله ای کار رو ندارم ، اینترنتم آخرشه وایییییی دلم میخواد سرم و بزارم زمین بمیرم🤦‍♀️🥴
مجهولات
📪 پیام جدید حوصله ام سر رفته، ناراحتم ، دلم شکسته ، عصبیم گشنمه، به شدت هم حوصله ای کار رو ندارم ،
الان باید هم دردی کنم ولی منم دلم خواست غر بزنم😔😂 کارفرمای شماره ۱، یه لیست طویل دیگه از کار برام ردیف کرده که اونقدر ناجوانمردانه اس ممکنه حتی کلا از همکاری باهاشون انصراف بدم کارای محتوای کارفرمای ۲ رو هنوز تموم نکردم و ذهنم درگیرشه و می‌دونی چی کارمو سخت می‌کنه؟ گوشیم افتاده رو لج و شارژ نمیشه :))) باید عین بچه وایسم بالای سرش سوکتشو نگه دارم تا ۵ درصد شد فوری کارامو انجام بدم، دوباره برگردم شارژ کنم! و این پروسه و اینکه داره باطری گوشیم به فنا می‌ره روانمو کاهیده.. و اما با وجود همه اینا تمام دلم در اصل پیش شیمیه که قرار بود بخونم و جزوه مو پاکنویس کنم و مسئله تمرین کنم برای فردا و هیچ غلطی نکردم چون این وضع گوشی کارامو عقب انداخت. حتی عصر یهو اونقدر فشار اومد بهم که نشستم بی دلیل بخاطرش این پروسه رو طی کردم و بعد عین آدم برنامه ریزی کردم با وجود همه مشکلات چطور پیش برم که کار در بیاد؟ و برنامه‌مم شد اینکه شب تا ۱۲ بیدار بمونم و صبح ۸ برپا بزنم و تا خود ۱۱ که کلاسه یه کورس جون بکنم که همه اینا در بیاد.. در حالی که مریضم و بنده‌ی خواب! داداشم چند روزه حرفایی می‌زنه که دیگه حتی نمی‌خوام جوابشو بدم ولی قلبمو له می‌کنه و مامان بابامم حواسشون نیست به غرور دختر بزرگ خونه. و بابت این تو گوشی بودنا شماتت میشم درحالی که همش بخاطر کاره و کارم بخاطر عدم حمایتای خودشون.(شایدم به قول مامان بلندپروازیای من) و آره الان رو این مودم که بزنم زیر تمام روابط کاری و دوستانه و خانوادگی و مجازی و هر چی و هر جا و هر آدمی که بهم نزدیک بشه ولی سعی می‌کنم نرمال باشم ولی هربار صدای بی جون و سرفه های یکی در میونم تو‌ ویسامو گوش میدم می‌خوام خودمو بغل کنم و به حالش زار بزنم و تک تک اون ایموجیای😍🤩😎🤓😂😁✌️👊رو از اینور اونور پیامام پاک کنم و فقط بنویسم:«این کاربر کم آورده»/.
کاش کاروان یک شبه‌ی کربلا وجود داشت.
⭕️ فــــوری مــهــم ⭕️ 🔴مقام معظم رهبری به رئیس جمهور دستور بررسی مستندات ارائه شده در خصوص ایرادات مصوبه تاثیر قطعی معدل و درخواست تعلیق آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی را داد . @moshaveryare .
کانکس بوفه دانشگاه
هدایت شده از پاندا در سرزمین عجایب ورژن انباری
واقعاً یه وقتایی به زیبایی بقیه‌ی دخترا حسودی می‌کنم و می‌گم خدایا اگه منم یکم خوشگل می‌آفریدی چه فرقی واست داشت؟
مجهولات
#رمان_نسل_سوخته #قسمت_نود و چهارم: 7 سال اعتماد دایی محسن، اون شب کلی حرف های منطقی و فلسفی رو با
و پنجم: و نمازی که قضا نشد خوابم برد ... بی توجه به زمان و ساعت ... و اینکه حتی چقدر تا نمازشب ... یا اذان باقی مونده بود ... غرق خواب بودم ...که یه نفر صدام کرد ... ـ مهران ... و دستش رو گذاشت روی شونه ام ... ـ پاشو ... الان نمازت قضا میشه ... خمار خواب ... چشم هام رو باز کردم ... چشم هام رو که باز کردم دیگه خمار نبودم ... گیجی از سرم پرید ... جوانی به غایت زیبا ... غرق نور بالای سرم ایستاده بود ... و بعد مکان بهم ریخت ... در مسیر قبله، از من دور می شد... در حالی که هنوز فاصله مادی ما ... فاصله من تا دیوار بود ... تا اینکه از نظرم ناپدید شد ... مبهوت ... نشسته ... توی رختخواب خشکم زده بود ... یهو به خودم اومدم ... - نمازم ... و مثل فنر از جا پریدم ... آفتاب طلوع کرده بود و زمان زیادی نبود ... حتی برای وضو گرفتن ... تیمم کردم و ... الله اکبر ... همون طور رو به قبله ... دونه های درشت اشک ... تمام صورتم رو خیس کرده بود ... هر چه قدر که زمان می گذشت... تازه بهتر می فهمیدم واقعا چه اتفاقی برام افتاده بود ـ کی میگه تو وجود نداری؟ ... کی میگه این رابطه دروغه؟ ... تو هستی ... هست تر از هر هستی دیگه ای ... و تو ... از من ... به من مشتاق تری ... من دیشب شکست خوردم و بریدم... اما تو از من نبریدی ... من چشمم رو بستم ... اما تو بازش کردی ... من ... گریه می کردم و تک تک کلمات و جمالت رو می گفتم ... به خودم که اومدم ... تازه حواسم جمع شد ... این اولین شب زندگی من بود ... که از خودم ... فضایی برای خلوت کردن با خدا داشتم ... جایی که آزادانه بشینم ... و با خدا حرف بزنم ... فقط من بودم و خدا ... خدا از قبل می دونست ... و همه چیز رو ترتیب داده بود ... @mjholat
متاسفانه ریاضی هیچ جذابیتی نداره که ازش عکس بگیرم ولی اینام بمونه این‌جا یادگاری از ریاضی۱ 😔😂