eitaa logo
مجهولات
318 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
819 ویدیو
23 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
من و دوستام هر بار از بالا و پایین رفتن از پله‌ها خسته میشیم کاملا جدی میشینیم پلن گرفتن این ساقه‌ها و سر خوردن ازشو بررسی می‌کنیم:)😂
لکچر انگلیسی‌ت از لحاظ قواعد داغونه و تلفظ نصف کلمه‌هاشم نمی‌دونی؟ جوری با صدای آروم و سریع بخونش که استاد فقط یه هاله محو ازش داشته باشه و بگه اوکی😂🤝
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید https://eitaa.com/mjholat/16850 چه اتفاقی براش افتاده؟
مجهولات
📪 پیام جدید https://eitaa.com/mjholat/16850 چه اتفاقی براش افتاده؟ #دایگو
قطعا مایل نیست که اینجا تعریف کنم.. ولی مربوط به کلِ زندگیشه:) هر راهی فکر کردیم که بهش کمک کنیم نشد؛ جز همین دعا. خیلی دعاش کنید. ان‌شاءالله که خبر خوبی ازش بهمون برسه❤️‍🩹
:)💔
هدایت شده از نیمه‌جان
همیشه میگن امام زمان که اومد حاضری گوشیتو بدی چک کنن؟ من واقعا میدم چون دلیل هرکار و هر چیزی توی گوشیمو میدونن اما به آدمای دیگه عمرا بدم چک کنن والا
مجهولات
#رمان_نسل_سوخته #قسمت_صد و یکم: به جز ما، دو نفر هر چی التماس کردم فایده نداشت ... و رسما تمام کار
و دوم: سواحل هاوایی صدای سائیده شدن دندان هاش رو بهم می شنیدم ... رفت پای تخته ... ـ امروز اول درس میدم ... آخر کلاس تمرین ها رو حل می کنیم ... و شروع کرد به درس دادن ... تا آخر کلاس، اخم هاش توی هم بود ... نه تنها اون جلسه ... تا چند جلسه بعد، جز درس دادن و حل تمرین کار دیگه ای نمی کرد ... جزء بهترین دبیرهای استان بود ... و اسم و رسمی داشت... اما به شدت ضد نظام ... و آخر بیشتر سخنرانی هاش ... - آخ که یه روزی برسه سواحل شمال بشه هاوایی ... جانم که چی میشه ... میشه عشق و حال ... چیه الان آخه؟... دریا هم بخوای بری باید سرت رو بیاری پایین ... حاج خانم یا الله ... خوب فاطی کاماندو مگه مجبوری بیای حال ما رو هم ضد حال کنی؟ ... ـ دلم می خواد اون روزی رو ببینم که همه این روحانی ها رو دسته جمعی بریزیم تو آتیش... توی هر جلسه ... محال بود 20 دقیقه در مورد مسائل مختلف حرف نزنه ... از سیاسی و اجتماعی گرفته تا ...در هر چیزی صاحب نظر بود ... یک ریز هم بچه ها رو می خندوند ... و بین اون خنده ها، حرف هاش رو می زد ... گاهی حرف هاش به حدی احمقانه بود که فقط بچه های الکی خوش کلاس ... خنده شون می گرفت ... اما کم کم داشت همه رو با خودش همراه می کرد ... به مرور، لا به لای حرف هاش ... دست به تحریف دین هم می زد ...و چنان ظریف ... در مورد مفاسد اخلاقی و ... حرف می زد که هم قبحش رو بین بچه ها می ریخت ... هم فکر و تمایل به انجامش در بچه ها شکل می گرفت ... و استاد بردگی فکری بود ... - ایرانی جماعت هزار سال هم بدوه ... بازم ایرانیه ... اوج هنر فکریش این میشه که به پاپ کورن بگه چس فیل ... آخرش هم جاش همون ته فیله است ... خون خونم رو می خورد اما هیچ راهکاری برای مقابله باهاش به ذهنم نمی رسید ... قدرت کلامش از من بیشتر بود ... دبیر بود و کالس توی دستش ... و کاملا حرفه ای عمل می کرد ... در حالی که من یه نوجوان که فقط چند ماه از ورودم به 18 سالگی می گذشت ... حتی بچه هایی که دفعات اول مقابلش می ایستادند ... عقب نشینی کرده بودن ... گاهی توی خنده ها باهاش همراه می شدن ... هر راهی که به ذهنم می رسید ... محکوم به شکست بود... تا اون روز خاص رسید ... @mjholat
پائیز :)🍁
از اونجایی که امروز بخاطر آزمایش‌مون مجبور شدیم تا پاسی از عصر دانشگاه بمونیم و دیگه پرنده پر نمی‌زد، دوستان از هوای بارونی و وایب پاییزی دانشگاه به خوبی استفاده کردن رفته بودن تو آلاچیقا آهنگ گروهی می‌خوندن :) و من این‌طور بودم که این‌جا دانشکده علوم و فناوری اطلاعاته، نه هنر! از اون روپوشای سفیدتون خجالت بکشید😂