یکی از کراماتی که اونجا پیدا کردم، این بود که از دستم نور ساطع میشه😎
نورش هم کفار رو کور ميکنه!
کی برم دنبال کتاب آسمانی؟
البته اگر امام چهاردهم نبودم😂💔
مجهولات ☫
⁴.. ❤️✨ - مقصد
بسماللهالرحمنالرحیم
سلام
هدف از گذاشتن این پست ها معرفی این مکان بود و این سیر تدریجی صرفا جهت جذابیت داستان...
پس احیانا سوءبرداشت کنندگان(🙄) با روزمرگی و گزارش لحظه به لحظه اشتباه نگیرن(😐) چون اگر هدف این بود، خیلی چیزای دیگه رم میشد گفت(🙂) که برای نگرفتن وقت شریفتون همچنین عدم میل خودم و عدم ضرورت مسئله اصلا نیاوردم(😊)
اما...
داستان "کهف الشهدا" رو براتون بگم😍
چون احتمالا خیلیا نمیدون.
داستان دفن کردن پنج تا شهید گمنام تو دل کوه، به این صورت و این نامگذاری دقیقا چیه🤔
بله!
جونم بگه براتون یه سالی سپاه پنج شهید گمنام رو برای دفن تو حیاط یه دانشگاه میاره اما در کنار مخالفت عده ای دانشجو(🙄) ناگهان با هیئت مدیره هم به مشکل میخورن و اون ها کجا اجازه دفن رو نمیدن(😧).
اونم وقتی که تابوت شهدا همونجا بوده و(😓)...
خلاصه فرمانده سپاه تفعل به قرآن میزنه(🙃) و سوره "کهف" میاد(😇). از یکی از دانشجو های (اصطلاحا) حزباللهی میپرسن که این اطراف کوهی که توش غار باشه هست؟
و میگن بله یه غار کوچیک تو فلان کوه هست(🙁)
خلاصه میرن اونجا و همونجا شهدا رو دفن میکنن(😊)
بعدا غار رو گسترش میدن، درست میسازنش، مسیر رو آسفالت میکنن و... نام اونجا هم میشه "کهف الشهدا"(😌)
این داستان خیلی بوی غربت میده:))
شهید گمنامی که حتی برای خاکسپاریش اینطور بی مهری ببینه!
و...
دیگه نمیخوام دونه دونه بگم و تفسیر کنم که ذهنتون محدود به حرفای من بشه.
اصطلاحا؛ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
اگر روزی گذرتون به اون دور و برا افتاد حتما اونجا هم برید.
به نظرم این شهدا خیلی قشنگ حاجت میدن:)
همچنین برای ما هم التماس دعا.
تمام . 🦋☁️
الان تو اون لحظه ای قرار دارم که...
دو تا چیزی که براشون خیلی جنگیدم پیش روم قرار دارن!
دو تا چیزی که تو مسیرشون خیلی بی مهری دیدم.
دو تا چیزی که نفهمیدم چرا انقدر برای رسیدن بهش تمام تقدیر باهام لجه؟
و وقتی بالاخره داشتم به هرکدوم میرسیدم..
بخاطر یه فراموشکاری ساده دوتاش تو مسیر هم قرار گرفت:))
و من الان باید انتخاب کنم!
انتخاب.
انتخاب.
انتخاب.
بین دو تا فرصتی که دیگه هییییچ وقت برام تکرار نمیشه!
و من این کارو دوست نداشتم.
کاش یکی برام یه کاری میکرد...
کاش یه معجزه اتفاق می افتاد.
کاش یکی بود بشینم براش گریه کنم...
نمیدونم چرا اینارو اینجا میگم:)؟
ولی...
خالی از لطف نیست برام دعا کنید.
از این شرایط بیزارم و دارم همه چیو به گذشت زمان میسپارم. ولی مطمئنم بعدا برای اینکه هیچ کار نکردم پشیمون میشم. خیلیم پشیمون میشم. ولی دیگه از جنگیدن برای این دو تا خسته شدم! حداقل امشب؛ الان؛... فقط مبخوام بخوابم کف اتاقو به سقف زل بزنم¡
#مجهولات
#درد