موفقیت واقعی اونه که چاقت کنه
وقتی واقعا داری درس میخونی که چاق بشی
وقتی واقعا داری کار حرفهای انجام میدی که چاق شی(اگر کارت سیستمیه)
وقتی واقعا ازدواج خوبی داری که دو سال اول چاق شی
بچهای خوب و آرومه که مامانش چاق شده باشه
چاق شدن یه چیز مقدسه. یه چیز خوب. یه چیز شاد. پس اگر چاقی همین الان نگاه کن به آسمون و بخاطر چیزی که باعث چاقیت شده خداروشکر کن و بعدم رژیم بگیر.
تو میتونی.
شب بخیر
مجهولات
موفقیت واقعی اونه که چاقت کنه وقتی واقعا داری درس میخونی که چاق بشی وقتی واقعا داری کار حرفهای انج
امشب به مامانم گفتم شاید دلیل ناخودآگاه اینکه از آدمای چاق خوشم نمیاد اینه که بهشون حسودیم میشه؟ نه؟
گوشیم پر شده از عکسای رندومی که خواهر برادرام موقع خواب یا انجام کارا با دوربین صفحه قفل گوشی ازم گرفتن و میدونید وجه اشتراک همش چیه؟
یه ورژن بدون روتوش، خسته، آشفته، و زشت، زشت، زشت از من.
جوری که نمیدونم با این اخلاقا و این قیافه خانوادم چطور تحملم میکنن🙂😂💔
مجهولات
گوشیم پر شده از عکسای رندومی که خواهر برادرام موقع خواب یا انجام کارا با دوربین صفحه قفل گوشی ازم گر
میدونید مشکل فضای مجازی چیه؟
اینکه تو عکس و فیلمایی از آدما میبینی که تو همین لحظات رندوم زیباان. ولی اونا جدا رندوم نیست. پشتش nبار ضبط و گزینش و ادیته. پشتش ساعتها وقت برای استایل کردن و آماده شدنه.
چالش جالبیه. میتونید از یه نفر بخواید ازتون عکسای رندوم بگیره. روزی یکی دو تا. تا ببینید چطور دیده میشید!
📍یه کوچه رندوم تو مرکز شهر یزد
به نظرم توریستپذیری و درآمد شهر یزد از بخش پزشکیش خیلی بیشتر از بخش تاریخیشه!
دلیل دومام اونه که یزدیا بخاطر سبک سنتیشون، به شدت ترجیح میدن اوستای خودشون باشن و مثلا پذیرش تعهدات مثل درمانگاه رفتن و ساختمان پزشکان و... براشون سخته. واسه همین هرکی دکتر میشه یه مطب میزنه
بابام روانشناسی خونده
مامانم روانشناسی میخونه
صمیمی ترین دوست حضوریم روانشناسی میخونه
صمیمی ترین دوست مجازیم روانشناسی میخونه
با دو تا مجموعه روانشناسی همکاری دارم و کارفرماهام جفتشون روانشناسن
این وسط فقط من اشتباهیام😔😂
شاید بچههای قدیمی کانال "سلوا" رو یادشون باشه. آره؟
(این تنها عکسی بود که ازش پیدا کردم)
عارضم خدمتتون که دخترکم چند وقت پیش گم شد و دیگهام پیدا نشد.
نه تهِ کوله، نه پشت شوفاژ، نه رو دکور آینه روشویی، نه کنار ظرفشویی، نه تو جامیز نیمکت، نه تو داشبورد ماشین بابا...
و بالاخره مجبور شدیم بریم سراغ عینک جدید:)
من با سلوا مدرسه مجازی رفتم
سال کنکورو تجربه کردم
پشت کنکور موندن
کار با گوشی با هدف به درآمد رسیدن
استایل کردن تو کلاسای تئاتر
تا به چشم زدنش موقع تجربه اولین تدریسم
کلاس دانشگاه
و...
و اصلا دوست نداشتم گمش کنم و از دستش بدم! اما قسمت دل بریدن بود!
و خب حالا نوبت انتخاب یه عینک جدید بود
اول یه عینک قاب طلایی ساده رو برگزیدم از میان آنهمه خوبان
ولی وقتی اومدم خونه مامانم با شعف فراوانی یکی دیگه از عینکا رو نشون کرد و چون خودمم شدیدا دو دل بودم و همچنین مشتاق تنوع، دل به حرف مامان دادم و تماس گرفتم با عینکسازی که اون یکی رو برام بسازن
و "پانتهآ" امروز اومد و نور چشمای من شد:)✨
فریمش مثل پر سبکه و امیدوارم گوشای عزیزم بازم بعد دو ساعت سر غرغر بر ندارن.. رنگش شبیه پاستیل نوشابهای محبوبمه که انگار برعکسش کرده باشن
و... اميدوارم که بیوفا نباشه💘
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/mjholat/18932
چه خوشگل🫠
مبارکه
#دایگو