eitaa logo
مجهولات
347 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
861 ویدیو
23 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۵ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/mjholat/35958 تو خودت تنهایی فعالی یا مثلا دوستی چیزی هم همراهت هست؟ میشه از تجربیاتت درمورد دانشجوها و همراها و نحوه جذب و دلسرد نشدن از نبود همراه بگی؟ آدم هایی که همراه نیستن و آدمایی که رفیق نیمه راهن و اراده ندارن؟😕 من تو دبیرستان سال اول خیلی زیاد سال دوم کمتر و سال سوم رسما صفر داخل فعالیت های مدرسه چه گروهی چه فردی داخل تمامی زمینه ها شرکت داشتم و نه صرفا شرکت بلکه فعال بودم و کسب مقام و ... اما کم کم اون جو منفعل که باورشون این بود که این کارا حمالیه و بدردی نمیخوره منو هم دلسرد کرد و روز به روز حضورم کمرنگتر شد حتی اون حدیث فکر کنم از امام علی که میگفت از خلوتی راه سعادت نهراسید هم باعث دلداریم نشد و رسما هراسیدم😂 من خودم همیشه کارای تکی دوس داشتم و آدم جمعی نبودم و حتی وقتی دبیرا کارای گروهی میگفتن انجام بدین جهت تقویت مهارت های مشورت گرفتن و کار گروهی من خودم همه کارا رو میکردم اما یه جا به بعد دیدگاهم عوض شد و گاردمو اوردم پایین و گفتم خب باشه کار گروهی انجام میدیم ولی هربار آدما ثابت کردن که واقعا نه وقتی مثلا به کمتر شدن حضورم تو فعالیتای دبیرستان نگاه میکنم میبینم آدما بودن که واقعا روم تاثیر گذاشتن این موضوع تو دانشگاه چطوره بحثش؟ نظر خودت درمورد کار گروهی و تشکیل تیم چیه؟
بیگانگی و غریبه بودن با اون قشری که داخل این مسیرا با ما هم عقیده و هم انگیزه نیستن یا جذب این قشر؟
ترجیح خودت کار تکی هست یا تیم؟ و چرا؟
ببخشید که ویسه و طولانیه امیدوارم حوصله‌تون بکشه گوش بدید😂🫶
این برنامه درسی یکی از همکارامه که افغانستان دانشجوئه🥲😂✨ چون‌ برام بامزه و جالب بود گفتم بفرستم ببینید. و این‌که اونجا دخترا باید مجازی درس بخونن. اجازه حضوری دانشگاه رفتن ندارن 🫠
https://eitaa.com/mjholat/36045 چقدر خوشحالم که هنوز خیلی فارسی هستیم آره واقعا ✨🤝
به بستر فاطمه افتاده و مولا پرستارش ببین حال پرستار و مپرس احوال بیمارش کسی از آشنایان هم به دیدارش نمی آید بود چشمش به در تا کی اجل آید به دیدارش؟ علی از چشم زهرا چشم خود را بر نمی‌دارد مجسم می کند عشق و فداکاری و ایثارش کند اشک علی را پاک با دستی که بشکسته نخواهد اشک مظلومی فرو ریزدبه رخسارش علی گه در بغل زانو گهی سر بر سر زانوست تو گویی از جدایی می کند زهرا خبردارش به زحمت وا کند چشم و به سختی می‌نهد بر هم رمق رفته دگر از دیده ی تا صبح بیدارش