https://eitaa.com/mjholat/35958
تو خودت تنهایی فعالی یا مثلا دوستی چیزی هم همراهت هست؟
میشه از تجربیاتت درمورد دانشجوها و همراها و نحوه جذب و دلسرد نشدن از نبود همراه بگی؟
آدم هایی که همراه نیستن و آدمایی که رفیق نیمه راهن و اراده ندارن؟😕
من تو دبیرستان سال اول خیلی زیاد سال دوم کمتر و سال سوم رسما صفر داخل فعالیت های مدرسه چه گروهی چه فردی داخل تمامی زمینه ها شرکت داشتم و نه صرفا شرکت بلکه فعال بودم و کسب مقام و ...
اما کم کم اون جو منفعل که باورشون این بود که این کارا حمالیه و بدردی نمیخوره منو هم دلسرد کرد و روز به روز حضورم کمرنگتر شد
حتی اون حدیث فکر کنم از امام علی که میگفت از خلوتی راه سعادت نهراسید هم باعث دلداریم نشد و رسما هراسیدم😂
من خودم همیشه کارای تکی دوس داشتم و آدم جمعی نبودم و حتی وقتی دبیرا کارای گروهی میگفتن انجام بدین جهت تقویت مهارت های مشورت گرفتن و کار گروهی من خودم همه کارا رو میکردم اما یه جا به بعد دیدگاهم عوض شد و گاردمو اوردم پایین و گفتم خب باشه کار گروهی انجام میدیم ولی هربار آدما ثابت کردن که واقعا نه
وقتی مثلا به کمتر شدن حضورم تو فعالیتای دبیرستان نگاه میکنم میبینم آدما بودن که واقعا روم تاثیر گذاشتن
این موضوع تو دانشگاه چطوره بحثش؟
نظر خودت درمورد کار گروهی و تشکیل تیم چیه؟
#ناشناس
https://eitaa.com/mjholat/36045
چقدر خوشحالم که هنوز خیلی فارسی هستیم
#ناشناس
آره واقعا ✨🤝
به بستر فاطمه افتاده و مولا پرستارش
ببین حال پرستار و مپرس احوال بیمارش
کسی از آشنایان هم به دیدارش نمی آید
بود چشمش به در تا کی اجل آید به دیدارش؟
علی از چشم زهرا چشم خود را بر نمیدارد
مجسم می کند عشق و فداکاری و ایثارش
کند اشک علی را پاک با دستی که بشکسته
نخواهد اشک مظلومی فرو ریزدبه رخسارش
علی گه در بغل زانو گهی سر بر سر زانوست
تو گویی از جدایی می کند زهرا خبردارش
به زحمت وا کند چشم و به سختی مینهد بر هم
رمق رفته دگر از دیده ی تا صبح بیدارش