eitaa logo
مجهولات ☫
238 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
739 ویدیو
20 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://daigo.ir/secret/192696131 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
- داری گریه میکنی ؟ - نه نه! - ولی آره... - ببخشید! - چیو ببخشم؟ - نمیدونم... اینکه دوباره حالتو بد کردم! - تو با من صحبت کن، میخوای بخند، میخوای گریه کن، میخوای اصلا جیغ بزن! همه جوره حالمو خوب میکنه. - تو امشب قرصاتو مصرف نکردی نه؟ - نه! معلومه ویتامین tُ خونم افتاده؟
احساس میکنم بعضیا اشتباهی علی اکبرشونو آوردن برای مراسم امروز😐✨ مراعات جثه بچه هاتونو بکنید.. مراسم شیر خوارگانه نه همه چیز خواران🌚✋🏿
ولی انصافا یکی از روضه هایی که اشک آدمو در میاره روضه حرّه... اونجا که آقا میگه .... فکر میکنی الان اگه امام زمان (عج) تو این مجلس باشه، روت میشه سرتو با همه گناهات که غروب جمعه اشکشو جاری کرد بالا بیاری؟ از خودت میپرسی یعنی به حرمت این اشکا.. خدا گناهامو بخشید؟ خلاصه که روضه دیشب و اگر توفیق شرکت در مراسماتم نداشتید حتما از یه جایی گوش کنید..🙂🌱 ان‌شاءالله که تو این محرم از مِهر حسین(ع)، مُهر آزادگی به پیشونیمون بزنن🕊💚
چه کریم است.. ❤️ اگر حرّ بشوی میبردت🖤 تا که هم‌پای حبیب ابن مظاهر باشی☝️💚
ما دوس داریم از خودمون، خودتون و محیط اطرافمون فقط خوبیاشو ببینیم. نه مغروریم! نه بی سیاست! نه سر خوش! خدایا این روزا به کسایی که خوش بینن، میگن نفهم💔 خودت هوای همه اونایی که یه تختشون کمه رو داشته باش🙂🖤
🖤عوض اینکه غلطای همو...
امروز دسته که از کنار خونمون رد میشدم دویدم حاضر شدم رفتم پایین که برسم؛ فرصت نشد چیزی بخورم😥 رفتیم و رفتیم، یه کم گریه و گرمی هوا و ماسک و چادر مشکی و... خلاصه کم کم داشت حالم بد میشد🙁 تکیه دادم به دیوار جمعیت کمی جلو رفت و دور و برم خلوت تر شد که دیدم داداشم داره میاد سمتم🙂 پرسید : نمیای دیگه؟ دلم که میخواست برسم به نماز ظهر عاشورا و مقتب خونی و... ولی گفتم : نه، فعلا حالم بده اصلا نمیتونم راه برم! گفت باشه ولی کنارم وایساد... همون موقع سینی شربت آوردن، کلی مرد دورش جمع شدن و اصلا راه نداشت بری بینشون که برداری😢 یکی دو دقیقه بعد دیدم داداشم با یه لیوان شربت اومد پیشم گفت : بیا اینو بخور حالت بهتر شه!😊 بعدشم دستمو گرفت از بین آقایون رد شدیم رسیدیم طرف جایی که برای خانما چادر کشیده بودن و دیگه خداحافظی کردیم❤️ این شد که موقع مقتل خوانی هر جا از حال حضرت زینب(س) میگفتن دلم بد آتیش میگرفت... البته که قطعا ما کجا و ایشون کجا.. ولی🙃😭💔
🖤حسن ختام:)🌱✨
یکجور خاصی شیرینی😋 عصر های دلگیری که سرم درد میکند؛ میخواهم مثل نبات در تلخی چای روزگارم باشی و شیرینش کنی🙂❤️ میخواهم یک جرعه با من باشی..🥀
هیچ وقت فکرشو نمیکردم یه روز اونقدر بزرگ بشم که.. - نخوام تا ته ته چیپسو بخورم و بقیشو برا آبجی داداشا بزارم! - لواشکایی از عهد حجر تا حالا قایم کردم و بدم آبجیم بخوره! - زیاد رغبتی به ماکارانی نداشته باشم! - آبگوشت دوس داشته باشم! - بعضی بد رفتاریا رو بفهمم و بخاطرش نخوام برم خونه کسایی که قلبا دوستشون دارم! - از دم به دقیقه پارک و بوستان رفتن بدم بیاد! - شب تو اتاق تنها بخوابم! - تنها برم بالای کوه! - استرس کنکور بگیرم! - در مواجهه با سوسک جیغ نزنم و با پا لهش کنم! - رغبتی به رانندگی کردن با ماشین نداشته باشم! - دلم بخواد برگردم به بچگیام! 🤓موارد ارسالی شما👇 - به غذا ناخونک نزنم (به شخصه هنوز اینقد بزرگ نشدم😅🚶🏻‍♀) 🌀ویرایش میشود..