eitaa logo
مجهولات
245 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
742 ویدیو
20 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://daigo.ir/secret/192696131 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
مجهولات
من آرمانم فقط عدالت نیس برا من این که بعد از چهل سال انقلاب اسلامی وضع پوشش بانوان مون تو خیابون دار
وضع حجاب که واقعا بدتر اون زمان نیست بعدم خود امام زمانم که میان نمیگن حجاب که میگن عدالت🚶🏻‍♀
مجهولات
این نفوذی که الان سرویسای خارجی رو مسئولین رده بالای ما و اقوام‌شون داشتن و دارن چه فرق خاصی کرد با
این نفوذ نشون دهنده ی قدرت نیست؟ هرجا قدرت باشه نفوذم هست که اون قدرتو از بین ببره همه جای دنیام هس از اول هابیل و قابیل تاحالا
مجهولات
وضع حجاب که واقعا بدتر اون زمان نیست بعدم خود امام زمانم که میان نمیگن حجاب که میگن عدالت🚶🏻‍♀
نمی‌دونم تو قم مقدسه ما که بدتره تهران شما رو نمیدونم😂 هرچند اخبارش میرسه🚶🏻‍♂ امام زمان میگن عدالت در سایه ی حکومت اسلامی و حکومت اسلامی از مهم‌ترین قوانین اجتماعیش حجابه
درود دود کن تا معاندان خفه شوند بروند تو گونی
والا الان تو کشور نه قشر مذهبی امنیت اخلاقی درست و حسابی داره نه قشر آزادی خواه آزادی کامل کنار هم نگهمون داشتن یه کم ما نفرین میکنیم یه کم اونا فحش میدن.. مشغولیم :)
مجهولات
نمی‌دونم تو قم مقدسه ما که بدتره تهران شما رو نمیدونم😂 هرچند اخبارش میرسه🚶🏻‍♂ امام زمان میگن عدالت د
بدترنیست واقعا تأویل: این حرف من نیست. حرف کساییه که اون زمانم بودن و دیدن.. خصوصا در مورد قم. اون زمان تو این شهر حداقل خیلی چیزا قبح داشت که الان نداره.
خب بچه ها با وجودی که هنوزم حرف دارم اما بنا به خیلی دلایل منطقی این بحث و همین جا تمومش می‌کنم هنوز هم میگم تا پای جونم پای این نظام جمهوری اسلامی و رهبری هستم التماس دعا دارم یاعلی💚
- چشمانم از اشک جوشید نگاهی از پنجره به ظلمات شب انداختم نگران بودم خیلی نگران! قلبم در دهانم می‌کوبید و میخواست سینه ام را بشکافد و بیرون بیاید... مادر هم نگران بود اما به خاطر پریشانی من لام تا کام سخن نمیگفت؛ صبرم لبریز شد و گفتم:مامان پس بابا کجا مونده چرا نمی یاد؟ نکنه تیری خورده باشه و گوشه بیمارستان افتاده باشه؟ مادرم گفت:دختر اینقدر ایه یاس نخون دیوونم کردی، خب حتما کاری پیش اومده . . اما این حرف ها جلو دار من نبود من نگران بودم نگران پدری زحمتکش هم برای خانواده و هم برای میهن نگران پدری بودم که برای امنیت ملتش جانش را هم هدیه میکرد از سر شب تا همین الآن که صدای اذان صبح گوشم را پر کرد بیدارم، وضو گرفتم بر سر سجاده گل گلی صورتی رنگم نشستم... سلام نمازم را دادم حس کردم کسی کنارم نشسته سرم را برگرداندم پدر خونین و مالینم را دیدم با آمدنش نه تنها آرامش از دست رفته ام برنگشت بلکه از ترس قالب تهی کردم زبان باز کردم و گفتم: نامردا چی به سرت آوردن؟ . . شورشگران شده بودند مثل بعثی های قدیم! همانقدر ظالم و بی رحم! کاش جای من بودند! کاش حال مرا می‌دیدند وقتی پدرم را سالم به ماموریت راهی کرده بودم اما الان چیزی جز خون در صورتش دیده نمیشد... به خاطر بی حجابی و بی بند و باری چه بر سر پدرم آورده بودند... یک سوال مدام در سرم رژه میرفت!!!! اگر در این وَل وَشُوع دنیا اماممان ظهور کند چه جوابی می‌دهید شمر صفتان؟ ✍ هستی رحمت نژاد + خداقوت هستی عزیزم :) این مدت نوشته هاتو تو کانال هیما ام خوندم و خیلی قشنگ بود اگر کانالی هم برای انتشار آثارت تاسیس کردی حتما بهمون معرفیش کن😃❤️
مجهولات
- چشمانم از اشک جوشید نگاهی از پنجره به ظلمات شب انداختم نگران بودم خیلی نگران! قلبم در دهانم می‌کوب
چند تا نقد دوستانه ☺️❤️ ۱. اشک از چشمانم جوشید به نظرم درست تره ۲. نمیاد/نمی‌آید ۳.تیر خورده باشه برای محاوره متصور تره ۴.پدرم خونین و مالین ۵.مرز بین دیالوگ ها و متن داستان مشخص باشه بهتره و توصیف حالات و مفاهیمی که بیان کردید خیلی زیبا بود