مجهولات
وضع حجاب که واقعا بدتر اون زمان نیست بعدم خود امام زمانم که میان نمیگن حجاب که میگن عدالت🚶🏻♀
نمیدونم تو قم مقدسه ما که بدتره
تهران شما رو نمیدونم😂
هرچند اخبارش میرسه🚶🏻♂
امام زمان میگن عدالت در سایه ی حکومت اسلامی
و حکومت اسلامی از مهمترین قوانین اجتماعیش حجابه
مجهولات
این نفوذ نشون دهنده ی قدرت نیست؟ هرجا قدرت باشه نفوذم هست که اون قدرتو از بین ببره همه جای دنیام هس
نفوذ نشانه ی قدرته
ولی نفوذپذیری ضعفه.
والا الان تو کشور نه قشر مذهبی امنیت اخلاقی درست و حسابی داره
نه قشر آزادی خواه آزادی کامل
کنار هم نگهمون داشتن یه کم ما نفرین میکنیم یه کم اونا فحش میدن..
مشغولیم :)
مجهولات
نمیدونم تو قم مقدسه ما که بدتره تهران شما رو نمیدونم😂 هرچند اخبارش میرسه🚶🏻♂ امام زمان میگن عدالت د
بدترنیست واقعا
تأویل:
این حرف من نیست. حرف کساییه که اون زمانم بودن و دیدن.. خصوصا در مورد قم. اون زمان تو این شهر حداقل خیلی چیزا قبح داشت که الان نداره.
خب بچه ها با وجودی که هنوزم حرف دارم اما بنا به خیلی دلایل منطقی این بحث و همین جا تمومش میکنم
هنوز هم میگم تا پای جونم پای این نظام جمهوری اسلامی و رهبری هستم
التماس دعا دارم
یاعلی💚
- چشمانم از اشک جوشید نگاهی از پنجره به ظلمات شب انداختم نگران بودم خیلی نگران! قلبم در دهانم میکوبید و میخواست سینه ام را بشکافد و بیرون بیاید... مادر هم نگران بود اما به خاطر پریشانی من لام تا کام سخن نمیگفت؛ صبرم لبریز شد و گفتم:مامان پس بابا کجا مونده چرا نمی یاد؟ نکنه تیری خورده باشه و گوشه بیمارستان افتاده باشه؟ مادرم گفت:دختر اینقدر ایه یاس نخون دیوونم کردی، خب حتما کاری پیش اومده . . اما این حرف ها جلو دار من نبود من نگران بودم نگران پدری زحمتکش هم برای خانواده و هم برای میهن نگران پدری بودم که برای امنیت ملتش جانش را هم هدیه میکرد از سر شب تا همین الآن که صدای اذان صبح گوشم را پر کرد بیدارم، وضو گرفتم بر سر سجاده گل گلی صورتی رنگم نشستم... سلام نمازم را دادم حس کردم کسی کنارم نشسته سرم را برگرداندم پدر خونین و مالینم را دیدم با آمدنش نه تنها آرامش از دست رفته ام برنگشت بلکه از ترس قالب تهی کردم زبان باز کردم و گفتم: نامردا چی به سرت آوردن؟ . . شورشگران شده بودند مثل بعثی های قدیم! همانقدر ظالم و بی رحم! کاش جای من بودند! کاش حال مرا میدیدند وقتی پدرم را سالم به ماموریت راهی کرده بودم اما الان چیزی جز خون در صورتش دیده نمیشد... به خاطر بی حجابی و بی بند و باری چه بر سر پدرم آورده بودند... یک سوال مدام در سرم رژه میرفت!!!! اگر در این وَل وَشُوع دنیا اماممان ظهور کند چه جوابی میدهید شمر صفتان؟ ✍ هستی رحمت نژاد
+ خداقوت هستی عزیزم :)
این مدت نوشته هاتو تو کانال هیما ام خوندم و خیلی قشنگ بود
اگر کانالی هم برای انتشار آثارت تاسیس کردی حتما بهمون معرفیش کن😃❤️
مجهولات
- چشمانم از اشک جوشید نگاهی از پنجره به ظلمات شب انداختم نگران بودم خیلی نگران! قلبم در دهانم میکوب
چند تا نقد دوستانه ☺️❤️
۱. اشک از چشمانم جوشید به نظرم درست تره
۲. نمیاد/نمیآید
۳.تیر خورده باشه برای محاوره متصور تره
۴.پدرم خونین و مالین
۵.مرز بین دیالوگ ها و متن داستان مشخص باشه بهتره
و توصیف حالات و مفاهیمی که بیان کردید خیلی زیبا بود
حافظ از بوسه و معشوق نوشت و حق داشت.....
قرن او هر دو قدم یک ون ارشاد نداشت 😁
*این قاعده یزد و شامل نمیشه😂 کلا یکی دو تا ون ارشاد داره🤣💔
باشه ولی کاش آهنگ اخیر شروین و جای اون که تهدید تلقی کنید، بعنوان یه مطالبه میدونستید :)
کاش جای تو گونی کردن جوونی که اشتباه فهمیده، پرش کردن، شما هم با یه اثر هنرمندانه، با یه کم شفاف سازی و... برخورد میکردید :)
نمیگم قاطعیت نه.. ولی برای اعمال قاطعیت بدتر از اون خیلی بودن.. با بیتدبیری تتلو پروری نکنید!
#شایدبعداحرفمراپسگرفتم🤷🏻♂
مسئول بسیجمون میگفت تلاش کنید تو هر عرصه ای وارد شدید بهترین بشید..
چون ناخودآگاه به بهترینا احترام میزارن حتی اگر عقاید اشتباهی داشته باشن..
چطور بعضی از دبیراتون هستن که خیلی حرفای اشتباهی سر کلاس میزنن ولی چون تدریسشون خوبه شما باز با علاقه پای کلاسشون میشینید و براشون احترام قائلید؟
شمام با عقاید درستتون سعی کنید تو بهترین جایگاهها قرار بگیرید و...
خلاصه مهمش اینه که من همش یاد دبیر زیستمون میافتادم
لامصب خیلی حالیشه ولی هوش سیاسیش در حد خیارشوره..
جوری که سر کلاسش من و نصرت مجبوریم دو دقیقه یه بار عاقل اندر سفیه همدیگرو نگاه کنیم 🤦🏻♀💔
یه مسائل چرت و پیش پا افتاده ای رو مطرح میکنه که اصلا پوف..
نصف صورتشم پروتز و تزریقه😂🍃
ولــــــی! خوب درس میده :/