من یه براندازو از کانالم ریموو نمیکنم ولی یه شیعه انگلیسی رو قطعا میکنم.
اینه اسلام؟ اینه تشیع؟ بمیرم برا دل امام علی(علیه السلام) و سیدعلی(حفظه الله) با وجود امثال شما ها :))))
میدونم که همهمون اینروزا از دست سلبریتی جماعت فشار میخوریم، برای اینکه فشارتون پرومکس بشه پیشنهادم مطالعه کتاب "سیاه صورت" از خانم شکوریانه.
مجهولات ☫
اخیرا پر شدم از تکبیتایی که بدون ادامهاش معنی نداره اما ادامهای براش نمیاد.
یاه یاه! با کمی فشار بالاخره چند بیت دست و پاشکسته اومد😀. حقیقتا نیاز داشتم. هنوز خیلی باید روش کار بشه ولی نسخه تازه از تنور بیرون اومدش هماکنون تقدیم شما:
تکرار دوریات به دل من گواه بود
دل دادنم به تو مَثَل اشتباه بود
عاشق شدم اگرچه که سخت است عاشقی،
اما بدون آن همه عمرم تباه بود
گفتی که میروی و نگفتم که نه، نرو
حرفت برای این دل مستم، مزاح بود
وقتی کسی دلش به نفسهای تو خوش است،
وللّٰه رفتنت ز کنارش، گناه بود!
یادش بخیر، دوره آرام قبل تو
آغاز این خروش، فقط یک نگاه بود
با یک نگاه، بردیام از عالم خودم
تا عالمی که بعد تو، تنها سیاه بود....
گفتی که شرط عشق، تلاقی روحهاست
گاهی ولی فقط بغلت جانپناه بود!
و...
خدایا؛ اونی تو مقدرات سالای قبل گوشه دلا نوشتی، تو مقدرات امسال وسط بغلا بنویس :)
مناجات شاکیان؛
مناجات کسانى است که به درگاه خداوند شکایت مى برند; شکایت از نفس امّاره و تمایلات نفس سرکش و شکایت از سختى دل و قساوت قلب و وسوسه هاى شیطان و از او براى غلبه بر اینها کمک مى طلبند.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
اِلـهى اِلَیْکَ اَشْکُو نَفْساً بِالسُّوءِ اَمّارَةً، وَاِلىَ الْخَطیئَةِ مُبادِرَةً،
خدایا به سوى تو شکایت آورم از نفسى که مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد
وَبِمَعاصیکَ مُولَعَةً، وَ بِسَخَطِکَ مُتَعَرِّضَةً، تَسْلُکُ بى مَسالِکَ الْمَهالِکِ،
و به نافرمانیهایت حریص است و به موجبات خشمت دست درازى کند مرا به راههایى که منجر به هلاکت مى شود مى کشاند
وَتَجْعَلُنى عِنْدَکَ اَهْوَنَ هالِک، کَثیرَةَ الْعِلَلِ، طَویلَةَ الاَْمَلِ، اِنْ مَسَّهَا الشَّرُّ
و بصورت پست ترین نابودشدگان درم آورد بیماریهایش بسیار و آرزویش دراز است اگر شرى به او رسد بى تاب شود
تَجْزَعُ، وَاِنْ مَسَّهَا الْخَیْرُ تَمْنَعُ، مَیّالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ، مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ
و اگر خیرى نصیبش گردد سرکشى کند به اسباب بازى و سرگرمیهاى
وَالسَّهْوِ، تُسْرِعُ بى اِلىَ الْحَوْبَةِ،وَتُسَوِّفُنى بِالتَّوْبَةِ، اِلهى اَشْکُو اِلَیْکَ عَدُوّاً
بیهوده بسیار متمایل و از بى خبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردایم کند خدایا به تو شکایت آورم از دشمنى
یُضِلُّنى، وَشَیْطاناً یُغْوینى، قَدْ مَلاََ بِالْوَسْواسِ صَدْرى، وَاَحاطَتْ
که گمراهم کند و شیطانى که مرا از راه بدر برد سینه ام را پر از وسوسه کرده
هَواجِسُهُ بِقَلْبى، یُعاضِدُ لِىَ الْهَوى، وَیُزَیِّنُ لى حُبَّ الدُّنْیا، وَیَحُولُ بَیْنى
و تحریکات زهرآگینش قلبم را احاطه کرده به هوا و هوسم کمک کند و دوستى دنیا را پیش چشمم آرایش دهد میان من و
وَبَیْنَ الطّاعَةِ وَالزُّلْفى، اِلهى اِلَیْکَ اَشْکُو قَلْباً قاسِیاً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً،
فرمانبردارى و تقرّب به درگاهت حائل گردد خدایا پیش تو شکوه آرم از دلى که سخت شده و بدست وسوسه ها بگردد
وَبِالرَّیْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً، وَعَیْناً عَنِ الْبُکآءِ مِنْ خَوْفِکَ جامِدَةً، وِاِلى ما
و به زنگ (خودبینى) و خوى زشت پوشیده شده، و از دیده اى که به هنگام گریه کردن از خوف تو خشک است ولى براى
یَسُرُّها طامِحَةً، اِلـهى لا حَوْلَ لى وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِقُدْرَتِکَ، وَلا نَجاةَ لى مِنْ
نگریستن به مناظر خوش آیندش خیره و حریص است خدایا جنبش و نیرویى براى من نیست جز به نیروى تو و راه نجاتى از
مَکارِهِ الدُّنْیاإِلاَّ بِعِصْمَتِکَ، فَاَسْئَلُکَ بِبَلاغَةِ حِکْمَتِکَ، وَنَفاذِ مَشِیَّتِکَ، اَنْ
گرفتاریهاى دنیا ندارم جزنگهدارى توپس از تو مى خواهم به حکمت رسایت و به مشیت جارى و گذرایت
لا تَجْعَلَنى لِغَیْرِ جُودِکَ مُتَعَرِّضاً، وَلاتُصَیِّرَنى لِلْفِتَنِ غَرَضاً، وَکُنْ لى
که مرا تنها در معرض جود و بخشش خود درآورى و هدف تیرهاى بلا وآزمایش قرارم ندهى و مرا در
عَلَى الاَْعْدآءِ ناصِراً، وَعَلَى الْمَخازى وَالْعُیُوبِ ساتِراً، وَمِنَ الْبَلاءِ
پیروزى بر دشمنان یارى کنى و رسواییها و عیوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم کنى
واقِیاً، وَعَنِ الْمَعاصى عاصِماً، بِرَأْفَتِکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
و از گناهان نگاهم دارى به مهر و رحمتت اى مهربانترین مهربانان.
1. بحارالانوار، جلد 91، صفحه 143.