eitaa logo
ستیز | محمدجواد کربلایی
73 دنبال‌کننده
37 عکس
12 ویدیو
2 فایل
محمدجواد کربلایی: @Mj_K66 صفحۀ اینستاگرام: https://www.instagram.com/mohammadjavad.karbalaei/ این کانال را در بله و تلگرام هم می‌توانید با همین شناسه دنبال کنید: @MjK_Setiz
مشاهده در ایتا
دانلود
*حاضرم نماز را پنج‌وقته بخوانم * @mjk_setiz چند شب قبل، امام‌جماعت مسجدمان، حاج‌آقا مقدسی محلاتی، بعد از نماز رفت بالای منبر. بالای منبر که نه، یعنی رفت نشست روی صندلی. روی منبر معمولاً برخی آخوندهای مدعوّ می‌نشینند. اما حاج‌آقا خودش آنجا نمی‌رود. روی صندلی نشست. دعایی و آیه‌ای و بعد جای آنکه مثل سخنرانی های دیگرش، صحبت را آغاز کند، گفت: «امشب اگر موافق باشید، بحث آزاد باشد. هرکس هرچیزی می‌خواهد بگوید و من هم جواب می‌دهم. هم می‌شنوم و هم جواب می‌دهم.» کم‌یاب است چنین چیزی در مساجد از امام‌جماعت سر بزند. آن هم از یک آخوند شصت هفتاد ساله. چه‌بسا از جوان‌ها هم. حاجی اما چه چیزش به سنّش می‌خورد که این یکی بخورد؟ بگو بخندش، نشست‌وبرخاستش با جوان‌ها، صبر و حوصله‌اش در رسیدگی به کار مردم و چه و چه، همه حکایت از جوانی‌اش دارد. البته برخی جاها ماجرا برایم غم‌انگیز می‌شود. به جسم تا حدی می‌توان فشار آورد. حاجی هم از آن‌هاست که حسابی به جسمش فشار می‌آورد که ما نتوانیم آثار سن و سال را جز در سپیدی محاسنش ببینیم. اما چه می‌شود کرد. گاهی فشارش می‌افتد. از روی زمین که می‌خواهد بلند شود، گاهی کم می‌آورَد. سخت است. هم برای او، هم برای ما که این وضع را می‌بینیم. با همۀ این‌ها، حاجی جوان است، از ماها جوان‌تر. معلمی دست بلند کردند و سؤالی پرسید و حاج‌آقا جواب داد. بعد از او، من پرسیدم «چرا ما نمازهایمان را پنج‌وقته نمی‌خوانیم؟» حاج‌آقا در جوابم، چند نکته گفت. اولین نکته، تنبلی ما شیعیان بود که درواقع دلیل این مشکل است. به‌جای هرگونه توجیهی، به‌صراحت گفت برادران اهل سنت در این کار از ما جلوترند. چندبار هم بر این نکته تأکید کرد. دومین نکته‌اش، تجربۀ شخصی خودش بود. گفت زمانی در همین مسجد پشت بلندگو به مردم گفتم: «من از فردا حاضرم نماز را پنج‌وقته بخوانم. اما همه انگار که “رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات”.» حاجی به‌کنایه گفت و ما هم خندیدیم. انگار به خودمان خندیدیم. آخوندی پیدا شده که حاضر است نماز را پنج‌وقته بخواند؛ اما مردم نپذیرفته‌اند. چه خندۀ تلخی. بعد، حاجی رو به من گفت: «اما شما این سؤال را هرجایی نپرس. یک‌بار یک آقایی را دعوت کرده بودیم بیاید اینجا سخنرانی کند. از منبر که پایین آمد و پیش من نشست، یک جوانی مثل شما آمد همین سؤال را پرسید. آن آقا تا این سؤال را شنید، گفت: یعنی سنّی بشیم؟». سومین یا همان آخرین نکتۀ حاج‌آقا این بود اینکه چه‌بسا اگر یک مسجدی این کار را بکند، فردا بگویند امام‌جماعت آن مسجد، سنّی شده. جالب‌آنکه با علم به این نکته،‌باز حاضر شده بود نماز را پنج‌وقته بخواند. اما چه می‌شود کرد که تنبلی ما مردم، کار را خراب کرده است. خدا سایه‌اش را بر سرمان مستدام بدارد. @mjk_setiz