مولانا:
-چرا بعضی اتفاقها وقتی میرسند دیگر شبیه آرزوی ما نیستند؟!
شمس:
+چون در انتظار آن،آدم دیگری شدهای.
-روزی با خود فكر میکردم اگر او را با غريبهای ببينم،دنيا را به آتش میکشم.
اما،امروز حاضر نيستم كبريتی روشن كنم تا ببينم او كجاست و چه میکند..