eitaa logo
꩜⋆ انجــمـن آشـفتـگان
154 دنبال‌کننده
162 عکس
357 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تقدیم به شاپرک>>> ★ داستان فانتزی:: افسانه‌ی دختری که مرگ فراموشش کرد در روستایی که همیشه مه روی خیابان‌هایش می‌نشست، دختری زندگی می‌کرد که همه او را «دختر شانس» صدا می‌زدند. او از هر حادثه‌ای جان سالم به در می‌برد؛ از سقوط، از آتش، حتی از شبی که تمام خانواده‌اش ناپدید شدند و فقط خودش میان ویرانه‌ها ایستاده بود. سال‌ها بعد، نامه‌ای بی‌نام پشت پنجره‌اش پیدا شد. «اگر هنوز زنده‌ای، به این دلیل نیست که خوش‌شانسی... مرگ فقط هنوز نوبتت را صدا نزده است.» از همان شب، سایه‌هایی را می‌دید که هیچ‌کس دیگر قادر به دیدنشان نبود. موجوداتی که میان انسان‌ها قدم می‌زدند؛ خون‌آشام‌ها، جادوگران و ارواحی که قرن‌ها در انتظار او بودند. پیرترین خون‌آشام شهر، وقتی برای اولین بار چشمانش به او افتاد، زیر لب گفت: «غیرممکنه... تو باید قرن‌ها پیش مرده باشی.» دختر تازه آن لحظه فهمید که زندگی‌اش از همان روز تولد، یک اشتباه در سرنوشت بوده است؛ اشتباهی که حالا همه‌ی موجودات تاریکی حاضر بودند برای به‌دست آوردنش، دنیا را به آتش بکشند. و شاید ترسناک‌ترین حقیقت این بود... قلبش، درست برخلاف عقلش، به سمت یکی از همان هیولاها کشیده می‌شد. از طرف :انجمن اشفتگان😭🫂
تقدیم به مکان خالی>>> ★ داستان فانتزی:: افسانه‌ی ملکه‌ی پریان می‌گویند در دورترین نقطه‌ی جنگل اِلدورا، جایی که نور خورشید تنها چند دقیقه در روز به زمین می‌رسد، درختی هزارساله ایستاده است؛ درختی که قلب تمام پریان جهان در آن می‌تپد. پریان از آن درخت متولد نمی‌شدند، بلکه هر بار که گلی برای نخستین بار شکوفه می‌داد، روحی کوچک از دل ریشه‌های آن آزاد می‌شد و بال‌هایی از نور بر تنش می‌رویید. سال‌ها صلح بر سرزمینشان حکم‌فرما بود، تا شبی که ماه سرخ در آسمان طلوع کرد. از همان شب، گل‌ها یکی‌یکی پژمرده شدند و بال پریان در تاریکی رنگ باخت. پیشگوی پیر تنها یک جمله گفت: «کسی که قلب درخت را دزدیده، هنوز زنده است...» ملکه‌ی جوان پریان، با شمشیری از شیشه‌ی ماه و تاجی از شکوفه‌های نقره‌ای، سفری را آغاز کرد که هیچ پری‌ای پیش از او جرئت قدم گذاشتن در آن را نداشت؛ سفری به دنیای انسان‌ها. می‌گفتند اگر قلب درخت تا پیش از آخرین طلوع ماه سرخ بازنگردد، نه‌تنها پریان، بلکه تمام جادو از جهان برای همیشه ناپدید خواهد شد. و از آن روز، هرگاه در دل جنگلی خاموش، نوری کوچک میان شاخه‌ها دیدی، شاید هنوز یکی از پریان در جست‌وجوی قلب گمشده‌ی سرزمینش باشد... از طرف:انجمن اشفتگان😭🫂
꩜⋆ انجــمـن آشـفتـگان
وای خداااااااااااا چقدر ذوق کردم بابت تقدیمیییییییییییییی>>>جقدر قشنگ و متفاوت بود وای>>>>>>>قلبم>>>>>>>>.مرسیییییییییی قربونت برمممممم😭😭😭❤️‍🔥❤️‍🔥