رسیدیم به آخرین ایست بازرسی برای پخش باقیِ جورابایی که مونده بود...
تقریبا فکر کنم یه ده نفری بودن که وایساده بودن و مواظبِ شهر بودن:)
دونه دونه جوراب و شکلات دادیم بهشون، میخواستیم سوار ماشین شیم و بریم یهو به دلم افتاد افطار که آماده میکنیم یه چند تاییام خب میتونیم برای این عزیزان لقمه بیاریم...
با ایشون باهم دوباره همون راه و برگشتم سمتشون که ازشون بپرسم اجازه دارم لقمه بیارم!
تا رفتم همصحبت بشم باهاشون، اصلا اون متانت، اون آرامش، اون ... همونجا گرفتتم:)
آنقدر که موقع حرف زدن آروم بودیم و اون حس خوبه القا شد برام...
آنقدری خوب بود که حتی قابل توصیف نیست، نمیدونم چطور باید حتی وصف کنم براتون🫠
حالا من خواستم که اجازهی لقمههارو بگیرم ازشون، گفتن ببرین به جاهایی بدین که لازمه اینجا نیارید، اینجا لقمه هست.
آنقدری آروم و با حوصله صحبت میکردن که اصلا وای...
بعد که داشتیم میومدیم سمت ماشین یهو تو ذهنم گذشت بابا چقدر این آقا شهید زنده بود:))
دقیقا همون لحظه گفت این آقا انگار شهید زنده بود ..
جفتمون یجورایی تو وجود خودمون انگار رفتیم تو خلسه:)
بعد که اومدیم تو ماشین تعریف کردیم، حاجی گرینوف جمعمون انگار از ما جسورتر بود؛ گفت من پیاده میشم ازش یه یادگاری بگیرم، ما خیلی مقاومت کردیم که خب نره!
ولی مثل اینکه حرف ما تاثیری نداشت و رفت ..
همین که رفت و باهاش صحبت کرد، دیدم موقع برگشت عینک و از چشاش درآورد و اشکاش ریخت بیشترکه دقت کردم دیدم اشک آقاعه هم دراومد...
حالا نشست تو ماشین و ماجرارو تعریف کرد برای ما، بهشون گفته بود که: شما چهرتون به دلم نشست یه لحظه به دلم افتاد از شما یه یادگاری بگیرم!
گفته بود که: من الان چیزی با خودم ندارم، بعد یهو دستش و برد دور گردنش و چفیهاش و باز کرد و گفت: ولی این چفیه متبرک سوریهاس با ارزشترین چیزیه که دارم، و اون قسمت و روزیِ حاجی گرینوفِ ما شد:))
حالا ما بودیم که اشک شده بودیم...
عجب ادمایی، عجب روزایی ...
خداروشکر فقط شکر:)
¹⁴⁰⁴•¹²•²⁶
#مـؤثـر_نوشت
مُـؤَثِـر
رسیدیم به آخرین ایست بازرسی برای پخش باقیِ جورابایی که مونده بود... تقریبا فکر کنم یه ده نفری بود
امشب از عزیزترین چیزش گذشت...
دلمان را پاره پاره کردند؛
قابهایی که یکی پس از دیگری تکمیل شدند...
عاقبت بخیر شدی مَرد سلام مارم به امامِ شهیدمون برسون.
هدایت شده از - دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
ما برایِ چهارشنبه سوری برایِ مامورای تو ایست بازرسی جوراب تهیه کردیم و خیلی خوشحال شدن، حالا میخوایم برای عید هم یه چنین کاری انجام بدیم؛
هدایت شده از - دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
یا علی با مدد از شهیدان عزیزمون و برای تعجیل در ظهورِ منجی عالم✨؛
یه سری نیروهای واقعا خالص تو ایست بازرسی های ورودی شهر، بدون توجه به این سرما و تو شرایط واقعا سخت کل شبانه روز مراقب این خاک و این مملکتن، حالا ما میخوایم هرچند کم ولی برایِ عید که باید پیش خانوادههاشون میبودن اما تو جادههان که آب تو دل ما تکون نخوره، یه سری هدبند و گوشگیرهایی به عنوان یه عیدی ناقابل تهیه کنیم🤍؛
تا شاید بتونیم کمی جبران کنیم و حداقلش ازشون تشکر کنیم که اینقدر پای کارن.
6219861807965412به نامِ عباسی، بزنید روی شماره کارت کپی میشه🌿 هرکدوم از هدبندها حدود ۹۰ هزارتومنه، هر سهم ۹۰ تومن اگر که بیشتر یا کمتر هم تونستید واریز کنید هیچ ایرادی نداره و دستتون درد نکنه🌱🩵 « عکس و فیلم از روند کارها حتماا قرار میگیره توی کانال »
مُـؤَثِـر
یا علی با مدد از شهیدان عزیزمون و برای تعجیل در ظهورِ منجی عالم✨؛ یه سری نیروهای واقعا خالص تو ایست
بسم الله رفقا
امینِ ماست ..